کتاب صد جام رباعی از شراب شیراز چشم تو، مجموعه اشعار عاشقانهی میرمحسن طاهری تاری در قالب رباعی است.
شاعر در این مجموعه برای پرهیز از قید و بندهای دست و پاگیر، هوشیارانه کوشیده است از تمام ظرفیتهای عروضی و وزنی قالب رباعی استفاده کند. بنابراین زبان خود را تنها به وزن خاصی محدود نکرده و از متفرعات و گوشههای وزن و آهنگ متداول در رباعی بهره برده است.
در میان قالبهای شعر در زبان فارسی، چارگانی / چهارگانی جایگاه ویژهای دارد. این قالبها از قدیمیترین ژانرهای شعرنویسی به شمار میآید، چنانکه رودکی - پدر شعر فارسی - در این سبک، طبع آزمایی کرده و شعرهای ماندگاری سروده بود. رباعی به مثابهی یک قالب نگارشی و سرایشی با شعرهای شگرف و رشک برانگیز خیام به اوج خود رسید. چنان که مسائل هستی شناسانه و فلسفی را در ظرف کوتاهترین کلام، چون او کسی بر زبان نیاورده است.
در روزگار ما انتظار میرفت قالبهای کهن به کار نرود؛ اما نیما نیز از رباعی پلی ساخت بر روی رودخانهی خروشان و کفآلود شعر مشروطه تا بازماندگان کاروان پر شتاب ادبیات بتوانند خود را به طلایهی تندگام ادبیات نوین ایران برسانند. اوا از این قالب کوتاه و قدیمی برای بیان عواطف خود با دو زبان فارسی و مازندرانی بهره جست.
به هر روی، رباعی یکی از کوتاهترین قالبهای شعر فارسی است. به شرطی که مفردات را از یاد نبرید. قالبی که «صائب تبریزی» سرودن آن را برای نخستین بار و به طرز نوآورانه و منحصر به فرد آغاز کرد و بیشک، شاه بیتهای تکرار نشدنی زیادی از خود به یادگار گذاشت.
در بخشی از کتاب صد جام رباعی از شراب شیراز چشم تو میخوانیم:
14
در سینه، دلش رود پر از خون شده است
این شاعر صحرا زده، مجنون شده است
آمد که غزل شانه به شعرش بنهد
جامی ز رباعی زده، میگون شده است
15
در ماندهی یک دانهی گندم شدهام
پیشانی چین خوردهی مردم شدهام
مستانه بگشتم دل این شهر، کنون
در شهر کسی نیست و من گم شدهام
16
ایران! خزر آبی شد و سربند تو شد
دریای عمان، رنگ کمربند تو شد
شیران تو را هیچ نگیرند به بند
ضحّاک تو در بند دماوند تو شد
بله

















