کتاب طراحان فرودگاهها نوشتهی مارکوس بینی، به بررسی طرح و ساختمان ترمینالهای فرودگاهی میپردازد.
ترمینالهای فرودگاهی زیادی در دههی 1990 ساخته شدند که بزرگ، بلند پروازانه و زیبا بودند. مارکوس بینی (Marcus Binney) در کتاب طراحان فرودگاهها (Airport builders) به دلایل خوبی اشاره میکند تا باور کنید ترمینالهای این دهه در تاریخ هوانوردی ماندگار خواهند شد. از دیدگاه معماری، باید این دهه را عصر ترمینالهای فرودگاهی نامید. دورههای قبلی را عصر راهآهن یا عصر کلیسا نامیدهاند زیرا هر یک از آنها با ایدهها، موقعیتها و فرمهای خاص همراه بودهاند.
مشخصاً بسیاری از ترمینالها قبل از قرن نوزدهم ساخته شدهاند و بعضی از آنها به رویدادهای معماری نسبت داده میشوند: اول، دو ترمینال آمریکایی توسط اِرو سارینن - ترمینال تی. دابلیو. آ، فرودگاه جان. اف. کندی، نیویورک (1956 - 1962) و ترمینال دالس واشنگتن (1958 - 1963) طراحی شد. تاریخ معماری ترمینال هفتاد ساله است، ولی با آزمایشات و ابداعات زیاد در زیرساختها، ساختها و طراحیهای فرودگاه همراه بوده است.
بدون شک، آزمایشات و ابداعات امروزی کمتر از گذشته هستند. ترمینال فرودگاه بینالمللی کانسای در اوزاکا تحقق پروژهی هنری جی. گیلو و ادوار آز. آرمسترانگ در سال 1930 برای ساخت یک جزیره برای هواپیماها و پروژهی آندور لورکات در سال 1932 برای فرودگاه ساین است. همینطور، قرار گرفتن ترمینالهای ماهوارهای (مجزا) در وسط مسیرهای حرکت هواپیما بر روی زمین و دسترسی به آنها از طریق راههای زیرزمینی به مثابه تنوع معقولی از پروژهی ساخت یک فرودگاه زیرزمینی با هواپیماهای رو زمینی است.
از نظر شرایط عملی و عملکردی، در دههی 1960 بود که بیشتر پیشرفتها رخ داد. فرودگاههای لسآنجلس، تامپا، هوستون و تانزاس سیتی براساس طرحهای جدید بودند که با انتقاداتی روبرو شدند. تحقیقاتی دربارهی فضا، توپولوژی و غیره انجام شد تا مورد استفادهی ایدهها و فلسفههای معماران بعدی قرار بگیرد. چنین تحقیقاتی امروزه کمتر انجام میشود. در واقع، طرحهای واقعی روز به روز کمتر میشوند.
کانون توجه تغییر کرده است. اکنون اندازه پروژهی ترمینال و هماهنگی بین ساختمانها و ایدهها مورد توجه هستند. ترمینالها به روندهای فکری پاسخ میدهند: مرجعهای تاریخی و جغرافیایی، روابط تجاری و فرهنگی، فضا، زمان، ایدئولوژی تغییر و حس مکان. امروزه اهمیت ترمینالها بیشتر از مکانهای فرهنگی از قبیل موزهها یا تئاترها است زیرا مکان آنها محل تجمع هواپیماهای مدرن و حس پرواز است.
از نظر معماران اهمیت ترمینالهای فرودگاهی به ویژه در کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته به مثابهی دروازههای کشورها به جهان پهناور است. فرودگاهها به جامعهی مدرن، سفر، پرواز، موفقیت اقتصادی و توسعه تعلق دارند. ده سال اخیر با دورهی سالهای 1250 تا 1280 میلادی قابل مقایسه است که جرج دوبی آن را دوران طلایی عصر کلیسا مینامد. بدون شک چنین مقایسهای در کتاب حاضر وجود دارد.
مایلم نتیجه بگیرم که معماری ترمینال همانند کلیساهای قرن سیزدهم قربانی عدم ابداع و نوآوری نخواهد شد. در سال 1250 میلادی در سنت دنیس، معمار فرانسوی، پییر دو منترویل فقط اصلاحات داشت و نه ابداع و نوآوری. من امیدوارم که معماران امروزی به زیبایی و ابداع و نوآوریهای خود در آینده ادامه دهند و به اصلاحات صرف بسنده نکنند.
در بخشی از کتاب طراحان فرودگاهها میخوانیم:
فرودگاه سوتهمپتون کوچک است و ورودیها و خروجیهای آن در سطح زمین قرار دارندو هیچ گونه پل هوایی وجود ندارد. مسافران به طرف پارکینگ هواپیماها میروند. پیش آمدگیهای بام سرپناه باران و آبروی بام را فراهم میکنند. تیرهای فولادی در بالای جناحین پنج متر کوتاهتر از ناحیهی مرکزی هستند. بار به لولههای فولادی منتقل میشود و حس نور طبیعی را ایجاد میکنند.
سالن پذیرش مسافر و بار، فروشگاهها، بانک، کافه، بار و ماشین کرایهای در یک طرف و سالن استراحت خروجی، سالن ورودیها و مغازههای بدون مالیات در طرف دیگر قرار دارند.
فرودگاه ایستلی توسط شرکت سویمهپتون در سال 1932 خریداری شد و در سال 1960 به نات سومرز فروخته شد و به یک مزرعه تبدیل شد. سومرز یک باند 1720 متری را در این مزرعه ساخت. در سال 1989، این فرودگاه توسط کنرسیولی به ریاست پیتر دوساواری خریداری شد و در سال 1990 به شرکت فرودگاههای بریتانیا فروخته شد.
ترمینال قبلی سوتهمپتون از راحتی مسافران، فواصل کوتاه و آسان تا نواحی پذیرش مسافر و بار، پارکینگ فراوان و ایستگاه راهآهن در فاصلهی 50 متری برخوردار بود. این ویژگیها در ترمینال جدید تکرار شدهاند تا یک سفر بدون استرس با دیوارهای شیشهای و نمای هواپیماهای مسافران فراهم شود. از نماپوش صفحهای موجدار فولادی با روکش نقرهای و کفهای موزاییکی مرمر نمای خاکستری در نماها استفاده شده است.
بله





















