مجله سینما و ادبیات - شماره 67 منتشر شد. زندگی و آثار کریستین مونجیو، گفت وگو با کریستین مونجیو، برداشتهای بلند: واکنشی به گذشته در سینمای معاصر رومانی و نگاهی به دو مفهوم فردیت و تمامیتخواهی در سینمای کریستین مونجیو، از جمله عناوینی هستند که در این شماره از مجله میخوانید.
بیشتر رومانیاییها مثل اهالی بالکان و شاید اروپا و بسیاری از مردم سراسر دنیا شیفته آمریکا به عنوان سرزمین فرصتها هستند. با وجود آنکه حضور شوروی در سالهای اولیه پس از جنگ جهانی دوم برای سینمای رومانی فرصتی طلایی بود و کمونیستها به دلیل علاقه به سینما و اهمیتی که برای آن قائل بودند در همه سرزمینهای تحت نفوذ خود امکانات سینما را از نظر سرمایه و آموزش گسترش دادند، ولی در دهههای 1970 به بعد دیکتاتوری چائوشسکو دست هنرمندان را بست و به شیفتگی و غربگرایی در رومانی دامن زد. ای. اُ. اسکات، مهمترین نقدنویس سینمایی نشریه نیویورکتایمز، اشاره میکند که دو کارگردان برجسته سینمای رومانی، کریستی پویو و کریستین مونجیو، هر دو سینمای سنتی رومانی را سینمایی «استعاری» وصف میکنند. و هر دو این واژه را «با لحنی از بیزاری» به کار میبرند. مونجیو میگوید، «من میخواستم در واکنش به آن نوع سینما فیلمساز شوم.»
آنان با نقد دوران سلطه شوروی توانستند دل جشنوارههای اروپایی را به دست آورند. جشنواره کن به شکل بحثبرانگیزی در سالهای 2005 تا 2007 چهار جایزه به سینمای رومانی اختصاص داد تا در نهایت مانند بسیاری از کشورهای دیگر، سرمایهگذاری فرهنگی فرانسویها به بار نشست و موجب ارتقای غیرمنتظره سینمای رومانی شد. در آثار سینماگرانی که پا به عرصه گذاشتهاند علاوه بر ابداعات فرمال مرتبط با واقعگرایی خاص سینمای رومانی، پرداختن به مضامین روانشناسانه چشمگیر است. این سینما به دلیل آنکه به هر حال هالیوودی نیست در داخل رومانی هنوز با اقبال چندانی روبهرو نشده است.
در بخش سینمای ایران میتوانید خواننده موضوع همیشه بحثبرانگیز فیلمنامه باشید. انتخاب موضوعی چون فیلمنامه به این شکل به دلیل گستردگی وجوه و رشتههای مرتبط در عمل به شاخههای مختلف در بحثها و نظرها منتهی میشود که این رشتهها هر کدام میتوانند به صورت موضوعی مجزا بررسی و تحلیل شوند. مسائلی چون جایگاه فیلمنامه در آثار ایرانی، آسیبشناسی فیلمنامه در سینمای ایران، قصهگویی در فیلمنامههای ایرانی، فیلمنامههای اقتباسی، اسطورهها، روایت و خرده روایت، سینمای ضدقصه و… هر کدام میتوانند و باید در پروندههایی مستقل مورد تحلیل و بررسی صاحبنظران قرار بگیرند.
بهرام توکلی در میزگرد همین بخش در مورد بحران فیلمنامه در سینمای ایران بر این باور است که «با دیدن مجموعه فیلمهای ضعیف مدام احساس بحران در فیلمنامه میکنیم، در حالی که این بحران در یک کلیت است نه الزاما در فیلمنامه… پس چرا مدام در حوزه فیلمنامه متمرکز میشویم؟ به این خاطر که فیلمنامه شروع کننده یک جریان است.» افخمی اما به موضوع ادبیات میپردازد و ضعف حوزه فیلمنامه را در ادبیات جستوجو میکند: «فکر میکنم در خود ادبیات، ضعف اصلی داریم… در زمینه داستانپردازی به صورت رمان و داستانهای کوتاه و نیمهبلند و آن چیزی که به درد سینما ممکن است بخورد، نمیگویم چیزی در چنته نداریم، درجه یک نیستیم.» چیزی که از بحثها برمیآید این است که باید روشن کنیم چه الگوهایی را داریم مطرح میکنیم و سپس به طور شفاف بر سر مسائل و چالشهای سینمای ایران به گفتوگو بپردازیم و به قول بهرام توکلی اختلافات سلیقهایمان را به رسمیت بشناسیم تا بتوانیم از این گنگی خارج شویم و به جواب برسیم.
بخش فیلمها و احساسها موضوع جذاب تحلیل بازیگری سینما را به بحث گذاشته است. «چگونه باید دربارهی بازیگری نوشت؟ چگونه زبان تحلیل بازیگری میتواند بازتابی از نقشآفرینی بازیگر باشد؟ چگونه ویژگیهای فیزیکی بازیگر (ستاره) از او کاریزمایی میسازد که سایهاش بر نقشهای متعدد سنگینی میکند؟
در این پرونده به تحلیل نقد پالین کیل بر بازی دو بازیگر سینمای کلاسیک، گریگوری پک و لارنس الیویه، و نگاه و تحلیل او به مقوله بازیگری پرداخته شده. واکاوی رابطهی مونیکا ویتی و میکل آنجلو آنتونیونی گوشه دیگری از این پرونده است.
آثار کلاسیک بخش مهمی از فرهنگ جوامع هستند؛ علاقهمندان به ادبیات مدرن تا کلاسیکها را نخوانند نمیتوانند به درک درستی از آثار مدرن راه ببرند. مباحث نقد، به خصوص در رمان نیز مبتنی بر کلاسیکها هستند. چرا باید آثار کلاسیک را خواند؟ آبتین گلکار میگوید کلاسیکها پرسشهایی را مطرح میکنند که در هیچ زمانهای نمیتوان به آن پاسخ قطعی داد. «پرسشی که در جنایت و مکافات مطرح میشود، نه خود داستایفسکی جواب قطعی به آن میدهد و نه هیچ کس دیگری میتواند بدهد.» در گفتوگو با رضا رضایی، مترجم برجسته، که در یک پروژهی وسیع و ادامهدار به ترجمه رمانهای زنان قرن 19 بریتانیا از جین آستین تا جرج الیوت و خواهران برونته پرداخته میتوان تاثیرات این سنت کلاسیک قدرتمند اروپایی را در آثار کلاسیک جهان و آثار کلاسیک آمریکا پی گرفت. رضایی معتقد است رماننویسانی چون شارلوت برونته و جرج الیوت بهتر از هر فیلسوف، اقتصاددان و منتقد اجتماعی واقعیت جامعه انگلستان را توصیف کردهاند.
بله










