کتاب فارسی عمومی؛ دریچهای بر شاهکارهای ادبیات فارسی نوشتهی سیما رحمانی فر، به نقد و بررسی سیر تاریخی آثار ادبی پارسی در سه دورهی کهن، مشروطه و معاصر میپردازد.
زبان و ادبیات فارسی آشنای دور افتادهی این روزهای ایران و ایرانی میباشد. امروزه بیشتر از گذشته به واسطهی گستردگی و پیشرفت فضای دیجیتال، وضعیت و شرایط نامناسب فرهنگی، کاهش کتابخوانی و کتابدوستی، متأسفانه سطح سواد ادبی و زبانی مردم در اوضاع خوبی ندارد.
خط فارسی در حال تغییرات نرم و آهستهی غیر علمی و غیر طبیعی است و شکاف میان اقشار گوناگون مردم و مفاخر ادبی سرزمینمان در حال افزایش میباشد. در حال حاضر به ندرت جوان ایرانی میتواند غزلی از حافظ یا سعدی را بدون غلط تا انتها بخواند، چه برسد به اینکه مفاهیم آن را درک کرده و با آن ارتباط برقرار کند.
در این میان دانشگاه به عنوان سردمدار رشد فرهنگ و دانش، رسالت مهمی را بر عهده دارد. با این حال فرصت آشنایی دانشجویان با ادبیات فارسی بسیار اندک و تنها سه واحد در تمام دوران تحصیل است. بنابراین سوای نقش استاد، نوع و چگونگی کتاب فارسی عمومی نیز جایگاه تعیین کنندهای در ایجاد پیوند و علاقهی دانشجو با زبان و ادب فارسی دارد.
در واقع آنچه دانشجو در کلاس درس فارسی عمومی از چهرههای ماندگار ادب فارسی میخواند و میشنود، در برداشت و تصور او از سرتاسر پهنهی گستردهی ادبیات این مرز و بوم تأثیری باور نکردنی دارد. تجربه و دغدغهای که برای نگارنده در نتیجهی تدریس این واحد ایجاد شده، دلیل اصلی نگارش این کتاب است.
در این اثر سعی شده است به قلههای بلند ادبیات فارسی پرداخته و یک یا چند نمونه از آثار ایشان به شعر یا نثر آورده شود. در انتخاب این نمونهها، هدف اصلی ایجاد علاقهمندی در دانشجو نسبت به ادبیات سرزمین خود است. بنابراین کار گزینش این متون بیش از هر چیزی، وقت، ذوق، و حوصلهی نویسنده را به خود اختصاص داده است.
این کتاب شامل سه بخش اصلی ادبیات کهن، مشروطه و معاصر و شش بخش فرعی شعر و نثر میباشد. علت ترجیح این تقسیمبندی، آشنایی دانشجو با سیر تاریخی ادبیات فارسی و تغییرات آهسته یا یکبارهی آن است. از دیگر سو باید بپذیرید تاریخ ادبیات فارسی، تاریخ انواع ادبی نیز هست؛ به این معنا که عناصری مانند زبان، محتوا، اندیشه و قالب در متون ادبی یک دورهی تاریخی معمولاً متفاوت با سایر دورههای تاریخی است.
در بخشی از کتاب فارسی عمومی؛ دریچهای بر شاهکارهای ادبیات فارسی میخوانیم:
ظهور حکومت صفوی که با تغییر مذهب رسمی کشور همراه بود، تحول اجتماعی بزرگی به شمار میرود که موجبات تغییر سبک ادبی را فراهم آورد. علاوه بر تغییر مذهب، رفاه اقتصادی و سفر شاعران به هند از عوامل پیدایش سبک ادبی جدید هستند که به سبک هندی یا اصفهانی موسوم است. این سبک که به «طرز تازه» نیز مشهور است، یکی از جریانهای شعر فارسی است که شعر آن از نظر زبان، خیال، معادلسازی، مضمونپردازی، تصویرسازی، و جهانبینی با شعر پیش از خود تفاوتهای بنیادین دارد.
از نظر محققان ریشههای این سبک را میتوان در اشعار امیرخسرو دهلوی، حافظ شیرازی، و کمال خجندی جستوجو نمود؛ گرچه مبدع اصلی آن بابافغانی شیرازی است. وطن اصلی این سبک، هندوستان است، چرا که بر اثر بیتوجهی پادشاهان صفویه، شاعران ایرانی به هند مهاجرت کردند و مورد حمایت شاهان گورکانی قرار گرفتند.
شاعران عصر صفوی غالباً از پیشهوران بودند و مخاطبان عمدهی شعر آنها را مردم طبقهی متوسط تشکیل میدادند. بنابراین شعر سبک هندی به زبان ساده و محاوره نزدیک شد و همسو با زندگی واقعی گشت.
بله
















