کارل ریچاردز در کتاب شکاف رفتار: راههای ساده برای اینکه از پول به درستی استفاده کنیم، به شما میگوید که چطور از درآمدتان به درستی استفاده کنید و سرمایهگذاری بهتری انجام دهید.
کتاب شکاف رفتار (The Behaviour Gap) درباره تصمیمهایی نوشته شده که به پول و امور مالی مربوط میشود. اینکه چطور از درآمدتان بدرستی استفاده کنید و سرمایهگذاری بهتری انجام دهید. به همین خاطر، کتاب حاضر به پیشگیری از گیجی، رویارویی با ترس و استوار ماندن هنگام تصمیمگیری مالی نیز میپردازد.
این کتاب به شما میگوید که چرا گاهی پول میبازیم؟ چرا هیچ مدیریت مالی درستی در سطح شخصی نداریم؟ خیلی راحت میتوان اوضاع اقتصادی یا بازارهای سرمایه را مقصر دانست، اما علت حقیقی در پس تصمیمهایی نهفته است که خودمان میگیریم.
در مقام یک برنامهریز امور مالی، کارل ریچاردز (Carl Richards) در طول فعالیت حرفهای خود به تدریج از دیدن دوستان و آشنایانش آزرده شد که بارها و بارها اشتباههای یکسانی مرتکب میشدند. این افراد هنگام تصمیمگیری در مورد امور مالی و پولی اسیر احساسات میشدند. بنابراین، کارل این پدیده را «شکاف رفتار» نامید و کتابی دربارهاش به نگارش درآورد.
شکاف در واقع یعنی فاصلهای میان کاری که باید انجام دهیم و کاری که داریم انجام میدهیم. کارل در اینجا نقاشیهای سادهای کشیده تا این شکاف را تشریح کند. وی در این میان فهمید که وقتی افراد به درکی درست از مدیریت مالی برسند، کمکم بهبود پیدا میکنند و کمتر پول میبازند.
در بخشی از کتاب شکاف رفتار میخوانیم:
بازارهای سرمایه حساس هستند. زمستان پارسال همراه با دوستم که جانباز ارتش و مهندس برق بود در یک قهوهخانه ساحلی نشسته بودم و آن طرف مردی در تلویزیون داشت میگفت قیمت نفت به علت هرجومرج در لیبی بالا رفته است. دوستم که بازارهای مالی را در سی سال گذشته پیگیری کرده بود، به طرفم برگشت و گفت: «چرت و پرت.»
لیبی؟ آنها نفت ما را تأمین نمیکنند. باید کاسۀ دیگری زیر نیمکاسه باشد.
حق با دوستم بود. نمیتوانستم مخالفت کنم.
حالا این هم مطلبی که در یک مجله اقتصادی نوشته شده بود: «اگرچه لیبی یکی از صادر کنندگان عمده نفت خام محسوب میشود، تنها هفدهمین منبع نفت جهان است و هیچ ارتباط مستقیمی با بازار آمریکا ندارد. بنابراین، نگرانی سرمایهگذاران از اینکه لیبی دیگر نفت تولید نکند بیش از حد بزرگنمایی شده... اُپک و سایر کشورهای تولید کننده نفت میتوانند این مقدار کسری را جبران کنند...»
قبول، ولی اهالی بورس نگران این بودند که اعتراضات به تولید کننده بزرگ نفت یعنی عربستان سعودی سرایت کند. شاید هم مردم به وحشت بیافتند و سهامشان را به این دلیل بفروشند که نگران هستند بقیه بفروشند.
نکته این است که از کجا معلوم؟ کسی خبر ندارد، حتی دوستم.
در اینجا باخودم فکر کردم یک مطلب خبری در رسانهها تا چه حد میتواند به داستانسرایی بر اساس ترس و طمع منجر شود. همین به گردابهای مالی وحشتناک منتهی خواهد شد.
آدمها گاهی در واکنش به خبرهای پراکنده که شاید اشتباه تفسیر شده باشند، ناگهان از برنامۀ مالی خود منحرف میشوند. بعضیها حتی عادت کردهاند اخبار تماشا کنند تا سرنخهایی برای بهترین اقدام بعدی پیدا کنند.
وای خدا، این دیگر چه نوع تحلیلی است!
بله

























