کتاب روانشناسی مرضی کودک: شیوع، سببشناسی و درمان، برای پاسخدهی به نیاز بسیاری از دانشجویان رشتۀ روانشناسی گردآوری شده تا در پرتوی آن، مهمترین و شایعترین اختلالات روانی و رفتاری دوران کودکی به جستجوگران و تلاشگران این عرصه ارائه شود و زمینهای برای فهم دقیق این اختلالات مهیا گردد.
در کتاب روانشناسی مرضی کودک (Child Psychopathology)، در ابتدا به شرح و چگونگی پیدایش آسیب روانی پرداخته و سپس دیدگاههای موجود عنوان شده است. سپس چند نمونه از اختلالات روانشناختی و رفتاری کودکی و نوجوانی به طور اجمالی مورد بررسی قرار گرفته و رویکردهای سببشناختی و درمانی مربوط ارائه میشوند.
آسیبشناسی روانی از دیرباز یکی از خاستگاههای روانشناسی علمی محسوب شده و تلاشهای نظاممند کثیری از روانشناسان در طول یک قرن گذشته به شکلگیری و انسجام این شاخۀ مهم روانشناسی منجر شده است. هرچند که نشانهشناسی و سببشناسی اختلالات روانی در دوران بزرگسالی مهمترین دغدغۀ روانشناسان را در چندین دهه به خود اختصاص داده بود، لکن در پرتو شکلگیری رویکرد روان تحلیلگری و بالاخص نو روان تحلیلگری در سه دهۀ اول قرن بیستم، زمینه را برای بررسی و تحلیل دقیق اختلالات روانی و رفتاری دوران کودکی و نوجوانی مهیا نمود و با گذشت زمان و ظهور سایر رویکردها و نظامهای روانشناسی بر عمق و وسعت تلاشهای آسیبشناسانه در این عرصه، افزوده شد.
در سایۀ تغییرات بوجود آمده در منظرگاه روانشناسان، اختلالات و مشکلات روانی و رفتاری کودکان و نوجوان، از حوزۀ اختلالات بزرگسالان، منفک شد و نگاههای آسیبشناسی، رنگ و چهرۀ متفاوتی به خود گرفت. در پرتو تغییر پارادایمهای سببشناختی، رویکردهای درمانی نیز دچار قبض و بسط گردید و امیدواری برای گشودن راههای جدید جهت مواجهۀ عالمانه و روشنگرانه با این عرصهها بیش از پیش هموارتر گردید.
با نگاهی گذرا به تحولات شکل گرفته در نظامهای طبقهبندی اختلالات روانی، میتوان اذعان نمود که پا به پای تحولات در عرصههای نظری، گشایشهای جدیدی در شکل و نحوۀ طبقهبندی اختلالات دوران کودکی و تفکیک آنها از اختلالات بزرگسالی به وجود آمده است، به نحوی که ساختار و ابعاد طبقهبندیهای بینالمللی از بیماریهای روانی در طول چند دهۀ گذشته، تغییرات غیرقابل وصفی به خود دیده است.
در سایۀ این تغییرات، نیاز روانشناسان و متخصصان روانشناسی به منابع تجدید شده، هر روز بیش از پیش احساس میشود و از این رو، پاسخدهی به این نیازها، ضرورت تجمیع منابع، یافتهها و نظریههای جدید را در عرصۀ روانشناسی مرضی بالاخص مرضی کودک توجیه نموده و تلاشهای دامنهدار در این عرصه را ایجاب میکند.
در بخشی از کتاب روانشناسی مرضی کودک میخوانیم:
نظریهها و درمانهای مربوط به اختلال OCD را میتوان به عنوان تغییر در طول پیوستاری فهمید که از جهت سببشناسی این اختلال (یا هر اختلال دیگر) با یکدیگر متفاوتند. در این راستا، یک انتهای این پیوستار، به مشکلاتی توجه دارد که عمدتاً در درون فرد وجود دارند، در حالیکه انتهای دیگر، به مشکلات مربوط به نظامهای تعاملی افراد توجه دارد. انتهای درون روانی شامل رویکردهای روان پویشی و نیز درمانهای رفتاری است که با استفاده از الگوی شرطیسازی، نشانههای اختلال OCD را تبیین میکند (کراتوچویل و موریس، 1384). در این رابطه براساس دیدگاه روان تحلیلی، برای غلبه بر نیروهای تهدیدآمیز ناهشیار از مکانیسمهای دفاعی متفاوتی استفاده میشود. در این راستا، وظیفۀ درمانگر، هشیار ساختن فرد نسبت به تعارضات ناهشیار و بازسازماندهی موقعیتهایی است که چنین تعارضاتی در آنها شکل میگیرد (فردوسی، 1385).
از طرفی، درمانهای رفتاری بر استفاده از رواندرمانی فردی با تکنیکهای رفتاری نظیر پیشگیری از پاسخ، غرقهسازی (مواجهه)، بازداری فکر، حساسیت زدایی، سرمشقدهی و شیوههای آزارنده دلالت دارد (کراتوچویل و موریس، 1384). چنانکه، در روش حساسیتزدایی منظم، به فرد آموزش داده میشود که به تدریج با موضوع مورد ترس خود آشنا شود. مثلاً چنانچه فرد وسواسی از این که به شیای دست بزند، وحشت دارد، بایستی آن شیء را به او تدرج کرد، البته این سه روش در سه مرحله اجرا میشود: "آموزش تنش زدایی"؛ "تعیین سلسله مراتب ترس" و "زوجبندی موضوعهای ترسناک (موضوعهایی که فرد، از نزدیک شدن یا انجام دادن آن هراس دارد). با پاسخهای تنش زداینده" روش علاوه بر این، در روش غرقهسازی، آزمودنی را به طور ناگهانی و مکرر با موضوع ترسناک مواجه میسازند. در این روش، ابتدا اضطراب و ترس فرد، به حداکثر خود میرسد و سپس به تدریج، سیر نزولی خود را طی خواهد کرد. این روش را میتوان ابتدا در سطح تصویرسازی ذهنی انجام داد و سپس به صورت واقعی بکار بست. همچنین، در روش الگوبرداری از فردی خواسته میشود که برای بیمار به عنوان الگو قرار گیرد یا درمانگر، خود به عنوان الگو با موضوعهای مورد ترس روبرو میشود تا بیمار بیاموزد که ترس او بیمعنا بوده است (فردوسی، 1385).
بله






















