کتاب جامعهشناسی توسعه نوشتۀ سید فاخر علوی، توسعه را در قالب جامعهشناختی آن مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرارمیدهد. تغییر ساختار جوامع از شکل سنتی به اشکال جدید موجب تغییر روش زندگی در این جوامع شده است.
پدیده صنعتی شدن در قالبهای مختلفی از جمله تولید، مصرف، صادرات و واردات، نهادهای اجتماعی، قالبهای رفتاری، سبک زندگی و همچنین شخصیت افراد بر جوامع تأثیر گذاشته است. صنعتی شدن در کنار آثار مثبت، آثار منفی نیز برای جوامع به دنبال میآورد که جامعهشناسی توسعه (Sociology of development) کلیه این ابعاد را بررسی و راهحلهای مناسب را ارائه میدهد.
پیشفرض جامعهشناسی توسعه این است که برای درک مسائل جوامع جدید باید ابتدا طبیعت نهادهای صنعتی و توسعه آنها را شناخت. از آنجا که توسعه صنعتی به گونهای روزافزون ادامه دارد، متعاقب آن روابط اجتماعی و تعاملات اجتماع نیز در حال تغییر دائم هستند. جامعهشناسی توسعه این قبیل تغییرات را عموماً ارزیابی و بررسی میکند.
جامعهشناسی توسعه همچنین نقشها، پایگاهها، ارزشها، انگیزهها و تلقیات اجتماعی را مطالعه مینماید و به دنبال قوانین فرآیندهای اجتماعی، قوانین توسعه و تغییر گروههای اجتماعی است. جامعهشناسی توسعه ضمن بررسی فرایندها و تعاملات به بررسی چگونگی بهرهوری و روشهای ارتقای آنها هم میپردازد، یعنی ضمن بررسی تضادها و تناقضها به بررسی چگونگی بهرهوری و ارتقای آنها هم توجه میکند. همچنین عوامل روانی و اجتماعی مؤثر در توسعه را بررسی میکند.
مطالعه جامعهشناسی توسعه به ما اجازه میدهد که جهان را در شرایطی کلی درک کنیم و ابزار تجزیه و تحلیل راهحلهایی که توسط سیاستگذاران برای تصمیمگیری در خصوص کشورهای فقیر پیشنهاد میشوند، در اختیار بگیریم.
اصطلاح انگلیسی توسعه که به صورت فراگیر پس از جنگ جهانی دوم مطرح شده در لغت به معنای خروج از لفاف است و مراد از لفاف همان جامعه سنتی است که جوامع از بافت آن خارج میشوند. بنابراین مفهوم جامعهشناسی توسعه به معنای مطالعه جامعهشناختی توسعه میباشد.
جامعه هیچگاه کاملاً ایستا و بدون تغییر نبوده است. با وجود این برخی دگرگونیها نسبت به برخی دیگر اهمیت بیشتری دارد. قرن بیستم شاهد مجموعهای از دگرگونیهای اساسی است که طی قرون 16 تا 19 میلادی، بیشتر در اروپای غربی پدید آمده و به ظهور سرمایهداری و دگرگونی سیمای جهان منجر شده است. ماهیت دگرگونیها، نوع، زمان و چگونگی ایجاد آن در جامعه از جمله مسائلی است که اختلاف نظر درباره آن وجود دارد. برای درک ماهیت این گذار کوششهای زیادی به عمل آمد که به پیدایش مجموعهای از نظریات و مباحث با عنوان جامعهشناسی توسعه انجامید. این شاخه از جامعهشناسی امروزه در کشورها و جوامع صنعتی در سطح گستردهای شناخته شده و مورد استفاده قرارمیگیرد.
جامعهشناسی به دوره رنسانس در اروپا برمیگردد. در دوره یونان باستان عقل ارسطویی تسلط داشته و پس از آن هزار سال حاکمیت کلیسا، از پایان قرن پنجم میلادی یعنی از زمان شکست امپراطوری روم توسط قبایل وحشی شرق اروپا تا پایان قرن پانزدهم میلادی در جریان بوده است.
این کتاب میتواند برای دانشجویان دوره کارشناسی رشتههای اقتصاد، مدیریت، برنامهریزی اقتصادی، مالیه و علوم اجتماعی و همچنین همه علاقمندان به مباحث توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مفید باشد.
در بخشی از کتاب جامعهشناسی توسعه میخوانیم:
کارل مارکس به همراه ماکس وبر و امیل دورکیم به عنوان یکی از بنیانگذاران جامعهشناسی مطرح است. او در آلمان متولد شده و تحصیل کرده است، اما بخش بیشتر عمر خود را در فقر در شهر لندن گذراند. او عمدتاً به خاطر آثار دانشگاهی خود درباره رابطه بین زندگی اقتصادی و اجتماعی شناخته میشود. به ویژه او به تحلیل جوامع سازمان یافته، طبقات اجتماعی به ویژه جامعه سرمایهداری علاقمند بود.
وی همچنین شیوههایی که جوامع از یک شکل سازمان اجتماعی به سوی شکلی دیگر حرکت میکنند را مطالعه کرد و استدلال نمود که این امر به علت نبرد طبقاتی مابین طبقات بالادست و فرودست میباشد. به این صورت او آنچه را که مورد علاقه جامعهشناسان توسعه بود، بیان کرد. وی به ویژه مجذوب توسعه سرمایهداری در غرب شده بود. او به نواحی درحال توسعه جهان که در آنها سرمایهداری پیشرفته نبود علاقمند نشده بود. بعداً مارکسیستها فکر کردند که مدل توسعه سرمایهداری وی میتواند برای کشورهای درحال توسعه کاربرد داشته باشد، چون آنان معتقد بودند که تفکر نبرد طبقاتی مابین گروههای بالادست و فرودست شرایط جهان سوم را توضیح میدهد.
ریشه نظریههای مارکسیستی توسعه در مارکسیسم کلاسیک یعنی نوشتههای مارکس، لوکزامبورگ و لنین قراردارد. نظریههای نومارکسیستی عمدتاً با اتکا به نظریه امپریالیسم لنین، تحلیلهای توسعه نیافتگی، وابستگی و نظام جهانی سرمایهداری را تدوین کردهاند.
بله




















