کتاب ژرفای اندیشه 1: مجموعه سخنرانیهای علمی - معرفتی نوشتۀ علی حاجی خانی، به مباحثی چون؛ جایگاه، اهمیت و ضرورت تربیت، برداشت نادرست از حدیث، چیستی فلسفه تاریخ و... میپردازد.
اشاعه، گسترش و تعمیق اندیشههای دینی از جمله وظایف مرکز مطالعات فرهنگ و اندیشه دینی به شمار میآید. در این راستا از سال ۱۳۹۴، این مرکز برگزاری مستمر نشستها و سخنرانیهای علمی - معرفتی را در برنامههای خود گنجانید. مجموعه حاضر با نام «ژرفای اندیشه»، متن سخنرانیهای این نشستها را دربردارد.
در بخشی از کتاب ژرفای اندیشه 1 میخوانیم:
در دیدگاه امیرمومنان على (ع) مبناى تربیت آدمى، انگیختن او و همراه نمودن وى است؛ و نه بىانگیزه ساختن و منافق نمودن او. مبناى تبلیغ، ترغیب است، و اساس رسالت تربیتى مصلحان حقیقى ابلاغ است، نه اجبار. على (ع) تربیت را بر این مبنا ترسیم نموده و بدین راه و رسم فرا خوانده است. انسان خود باید بخواهد که بندهاى اسارت از او گشوده شود، وگرنه کسى نمىتواند انسانى را که نمىخواهد پذیراى هدایت شود، به راه هدایت بکشاند. پیشواى آزادگان شنید که عمّار بن یاسر در تلاش براى هدایت مُغِیرَۀ بن شُعْبَه است، پس بدو فرمود:
«دَعْهُ یَا عَمَّارُ، فَإِنَّهُ لَمْ یَأْخُذْ مِنَ الدِّینِ إِلاَّ مَا قَارَبَهُ مِنَ الدُّنْیَا، وَ عَلَى عَمْدٍ لَبَسَ عَلَى نَفْسِهِ، لِیَجْعَلَ الشُّبُهَاتِ عَاذِرًا لِسَقَطَاتِهِ.» (نهجالبلاغه، حکمت 405) عمّار! او را واگذار، چه او چیزى از دین برنگرفته جز آنچه آدمى را به دنیا نزدیک کردن تواند، و به عمد خود را به شبههها در افکنده تا آن را عذر خواه خطاهاى خود گرداند.
انسان اگر خود خواهان هدایت نشود، اصرار و اجبار کارساز نخواهد بود. اگر مبناى تربیت بر تهدید و تحمیل، و بر اکراه و اجبار قرار گیرد، این امکان هست که انسانها به ظاهر از سر ترس و زبونى، یا از سر حرص و آزمندى به امورى تن دهند و به ریا و نفاق کشیده شوند و این امر خود مانعى سخت در تربیت حقیقى است. امیرمومنان على (ع) به شدّت از این امور بیزار بود و اجازه نمىداد که براساس تربیتى تحمیلى بذرهاى ناپاکى در دل مردمان کاشته شود و زمینه تربیت فطرى آسیب ببیند.
بله



















