کتاب اطلاعات، بحران و امنیت (چشماندازها و بازنگریها) اثر لن اسکات و جرالد هاگز، حاوی نکات ارزشمند و قابل توجهی در بررسی بحرانهای بینالمللی است و به لحاظ اینکه موضوعات سیاسی و اطلاعاتی را مورد توجه قرار داده، میتواند مورد استفادهی مدیران عالی و مسئولین تأثیرگذار در سطوح مختلف کشوری و لشکری قرار گیرد.
ذهن انسان در پی یافتن چیستی و چگونگی بحران در کنار چراییهای بحران تلاش دارد تا با بررسی «هستها» در پی یافتن «بایدها» پاسخ مناسبی را در عرصه ذهنی و عملی بیابد. به همین دلیل مفهوم بحران و برداشتها از آن بیشتر نوسانساز تفکرات و مخیلهی انسانی بوده است. بر اساس همین برداشت گاهی اوقات، رویدادی را در حد بحران تلقی کرده و گاهی بیتوجه از کنار آن عبور می کند. شاید بیشترین دلیل این برداشت، ناشی از شرایط محیطی و حتی عدم باور به تبعات بحران در جامعه بشری باشد.
از محسنات کتاب اطلاعات، بحران و امنیت (Intelligence, crises and security)، بخشی بودن آن در قالب ارائهی مقالات مختلف است که ذهن خواننده را به سمت موضوعات اثرگذار در نظام بینالمللی ساماندهی و آن را با موضوع مهمترین بحرانها آشنا میسازد.
شناخت از بحران و اینکه بحران چیست و کدام است؟ چگونه باید با آن برخورد کرد؟ آینده بعد از بحران چه خواهد شد؟ بحران چه تأثیری بر زندگی انسان خواهد داشت؟ و سرانجام آن به کجا خواهد رسید؟ تنها بخشی از سؤالاتی است که لن اسکات (.Leonard VictorScott, L. V) و جرالد هاگز (.Gerald Hughes, R) در این کتاب به بررسی آنها پیرامون بحرانهای ملی پرداختهاند.
در بخشی از کتاب اطلاعات، بحران و امنیت میخوانیم:
در مباحث سیاسی تفکری غالب درحوزه اطلاعات و امنیت مبنی بر اینکه مسئولیتپذیری و پاسخگو بودن سیستم قانونگذاری در قبال فعالیتهای اطلاعاتی در عین خوب بودن باید بهتر شود وجود دارد. در کشورهای دموکراتیک اصل کنترل قانونی فعالیتهای اطلاعاتی در واقع تحقق یک تفکر و ایده قدیمی است که بهطور طبیعی با عرصههای باز سیاسی در هر دو مدل حکومتی پارلمانی و هامیلتونی (و بسیاری از نمونههای ترکیبی حکومتی که در یک قرن اخیر تشکیل گردیدهاند) سنخیت و سازگاری بیشتری داشته وسیستم قانونگذاری بر سیاستهای خارجی، اقتصادی، مالی، محیط زیست و دفاعی نظارت میکنند و بنابراین ایدهی نظارت قانونی بر سازمانهای اطلاعاتی نیز طبیعی به نظر میرسد.
بله





















