کتاب صوتی شکارچیان در برف اثر نسیبه فضل اللهی، مجموعهای شامل هشت داستان کوتاه است که با زاویه دیدهای مختلف روایت میشود. این کتاب صوتی به صورت مشترک با همکاری کتابراه و ماهآوا تولید شده است.
در داستان «یحیا»، نویسنده از زاویه دید یک مرد (حمید) داستان را روایت میکند و بهخوبی موفق میشود تا با باریکبینی یک نویسنده زن، احساساسات درونی ناشی از اضطراب، نگرانی و تشویش مرد و نیز نگاه او را به شرایط روحی اطرافیانش با مهارت به تصویر بکشد که بیتردید کار چندان سادهای نیست.
همه هشت داستان مجموعه واجد فضای متفاوتی هستند؛ در این داستانها از پیرنگ، روابط علت و معلولی، حس تعلیق و مهمتر از همه شخصیتمحوری آشکار خبری نیست؛ آنگونه که در دیگر داستانها شاهد آن هستیم؛ بهواقع میتوان اذعان داشت که داستانها به فرمی کاملا مدرن و متفاوت از جریان کنونی داستاننویسی ایران نوشته شدهاند.
بیشتر داستانهای این مجموعه براساس موقعیت شکل گرفتهاند، موقعیتهایی که اغلب هیجانانگیز و پرتنش نیستند و همه ما هر روز در زندگی روزمره با آنها روبهرو میشویم و به سادگی از کنارشان میگذریم، اما تنها نگاه ژرف یک نویسنده است که میتواند با ظرافت و دقت نظری ستودنی این لحظهها را با جزئیات دقیق ثبت و ضبط کند و بدون شرح و توصیفهای غیرضروری و با شیوهای نمایشی، از آنها داستانهایی ارزشمند خلق کند.
از نسیبه فضل اللهی، کتابهای داستان گلستان، داستان اصفهان، امامزاده سید اسماعیل علیه السلام، امامزاده صالح علیه السلام، نیز منتشر شده است.
در قسمتی از کتاب صوتی شکارچیان در برف میشنویم:
راننده، ورودی را دور زد و پرسید: «دعوا شده بود؟»
سوری سرفهای کرد و گفت: «بلا نسبت شما مثل سگ و گربه پریدن به هم.»
گیتی گفت: «زن و شوهرن.»
و دوباره به هوای دیدن دور، سرک کشید. راننده از شیب ورودی پایین رفت و گفت: «مگه خونه رو ازشون گرفتن که تو خیابون دعوا میکنن؟»
سوری گفت: «همین رو بگو.» و گردنش را به پشتی صندلی تکیه داد.
بله


















