کتاب بازی درمانی نوشتهی بنیامین صابریان و فرشته مرادی، به بررسی مواردی اعم از نقش بازی در بهداشت روانی کودک و رشد ذهنی و هوشی، اصول درمان شناختی رفتاری و اثرات خشونتآمیز بازیهای رایانهای میپردازد.
انسان نیاز به حرکت و جنبش دارد و بازی بخش مهمی از این نیاز است. هر فرد برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیازمند اندیشه و تفکر است و باری خمیر مایهی این تفکر و اندیشه است. آمادگی جسمی و روحی برای مقابله با مشکلات بخشی از فلسفهی بازی کودکان است. بنابراین؛ بازی هرچه گستردهتر؛ پیچیدهتر و اجتماعیتر باشد کودک از مصونیت روانی بیشتری برخوردار میشود.
کشف دنیای اطراف بخش دیگری از فلسفه بازی است که کودک حس کنجکاوی خود را از این طریق ارضا میکند. بازی تن و روان کودک را واکسینه میکند و مسئولیت اجتماعی و اقتصادی را که در آینده باید به دوش کشد به او میآموزد. کودک با بازی کردن موقعیتی بدست میآورد تا اعتقادات؛ احساسات و مشکلات خود را پیدا کند و مهارتهای زندگی را بیاموزد.
رابرت وایت میگوید: ساعات زیادی را که کودکان صرف بازی میکنند نمیتوان به هیچ وجه تلف شده تلقی نمود؛ بازی ممکن است شادیبخش باشد ولی در دوران کودکی یک کار جدی است. بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب شود.
اگر گفته شود دین اسلام، دین دانش و آموزش برای زندگی و سعادت دنیوی و اخروی بشر است، سخنی به گزافه گفته نشده است. اهمیت به علم و دانش در اسلام به قدری است که اولین کلمهای که جبرئیل به پیامبر (ص) فرمود: این بود (اقرأ...) بخوان. بنابراین چنین مینماید که پیدایش علم و دانش با رشد و تعالی انسان برابری میکند و هموار بشر در صدد آن بود است که درک نماید، علم و دانش در زندگی وی چه جایگاه حساسی دارد. لذا شناخت تعالی و رشد هر ملتی منوط به میزان تکریم علم و دانش در بین مردم میباشد. این امر برای مردمان سرزمینی چون ایران که وارث فرهنگ و دانش غنی و سرشار میباشد، شایسته و بایسته است.
در بخشی از کتاب بازی درمانی میخوانیم:
به راستی بازی چیست؟ در واقع تعریف سادهای برای بازی وجود ندارد، با این وجود روانشناسان عناصر معین از بازی را شناسایی کردهاند. برای این که بتوان فعالیتی را بازی نامید، باید دارای پنج ویژگی اساسی باشد: اول این که بازی دارای انگیزه درونی است. هدف آن در خودش نهفته است، و تنها به خاطر رضایت حاصل از انجام آن صورت میپذیرد. دومین ویژگی بازی این است که به صورت آزادانه انتخاب شوند و کودکان برای انتخاب آن تحت فشار قرار نگیرند. سومین ویژگی اساسی بازی این است که باید خوشایند باشد. کودکان بایستی از انجام آن لذت ببرند وگرنه نمیتوان آن را به عنوان بازی درنظر گرفت. چهارمین ویژگی بازی، واقعیت گریزی است. به این معنی که با عناصر وانمودسازی به معنای برهم ریختن واقعیت برای انطباق با رغبتهای بازیکن همراه است. این امر به ویژه در بازیهای نمادین که ویژگی اصلی دوره پیش دبستانی است، مصداق دارد؛ یعنی هنگامی که کودکان مدت زیادی از وقت خود را برای آزمودن نقشهای جدید و بازی کردن در صحنههای تخیلی صرف میکنند. سرانجام این که بازیکن باید در بازی شرکت داشته باشد. کودک باید از لحاظ جسمانی، روانی یا هر دو درگیر بازی باشد، نه این که منفعل، یا نسبت به آنچه روی میدهد بیتفاوت باشد.
بله


















مخصوصا برای والدین و مشاورین و معلمان و مربیان
یه جمله جالب اوایل کتاب بود که میگفت
«بازی دنیای کودکان است، با دنیای کودکان بازی نکنید»
مثالهای عملی هم برای انواع بازی در کتاب زده شده که این کتاب رو کاربردی تر کرده و از حالت صرفا تئوری، در اورده