کتاب فلسفه فلک نوشته بیژن طرهانی، به بررسی فلک و چرخ فلک در ادبیات فارسی، افلاک در اندیشه اندیشمندان یونان باستان، آسمانها و افلاک در اندیشه فلاسفه اسلامی و ابعاد جهانشناسی یا هستیشناسی و «الهی» افلاک در فلسفه ابنسینا میپردازد.
نظریه افلاک نه گانه و تبیین آن در فلسفه اسلامی بر طبیعیات قدیم که میراث ارسطو است و همچنین بر هیئت بطلمیوس اخترشناس و جغرافیدان مشهور یونانی که در اسکندریه میزیسته منطبق است، به باور بطلمیوس زمین در مرکز عالم به گونه یک جرم ایستا موقعیت دارد و خورشید و ماه و سیارگان و ستارگان هم به گرد آن در گردشند، این نظریه به مدت 1500 سال بر اندیشه متفکران و اندیشمندان حاکم بوده است.
به طور یقین میدانیم که خورشید مرکز این منظومه است و سیارات دیگر حول محور آن در گردشند، رأی و آراء هیأت قدیم «ارسطو و بطلمیوس و...» که زمین را مرکز مفروض عالم میدانستند و فلسفهای که از این تفکر و دیدگاه برآمده و فلاسفه اسلامی نیز به شدت و حدت از آن تبعیت و دفاع کردهاند را به بطلان کشانده است، البته توجه خاص فلاسفه در این موضوع و عمق نظر ایشان در این مسئله فراتر از محاسبات نجومی است و به این موضوع از زاویه «کیهانشناسی» فلسفی توجه نمودهاند.
در بخشی از کتاب فلسفه فلک میخوانید:
اوج آفتاب چیست؟
اوج بلندترین جای است که آفتاب دو رسد از کره خویش زیرا که آفتاب بر محبط ممثل خویش نرورد و لکن بر محیط فلک دیگر اندر سطح ممثل گرد بر گرد زمین و مرکزش از مرکز ممثل بیرون آمده و این فلک را خارجالمرکز خوانند و ناچار بر محیط او دو نقطه باشد. یکی به زمین نزدیکتر همه محیط و دیگر برابرش دورترین همه محیط از زمین. این نقطه دور را به هندوی اوج و در یونانی افیجیون خواندهاند.
ای دورترین دوری و نقطه نزدیک را به یونانی افریجیون خوانند ای نزدیکترین دوری و تبازی حضیض خوانند. ای فروترین جای ولکن به فلک بپیوندد. و بگویند حضیض فلک اوج و نیز اندر این فلک جایی است که دوری او از زمین به میان بعابعد دورترین و میان بعد اقرب نزدیکترین است و نقصان او از آن هم چند زیادت اوست بر این واو را بعد اوسط خوانند ای میانه و این صورت فلک اوج است اندر ممثل.
وسط شمس چیست؟
آفتاب را رفتن مخالف مییابیم گاهگاه سبک، و گاه گران، و ناچاره میان زودی و درنگ رفتنی باشد میانه که بدان رفتن میانه حرکت او اندر ساعت و روز و ماه تقدیر کرده آید. و این رفتن میانه بر محیط فلک اوج است. پس آن قوس را که یکسر او آن نقطه است به فلک خارجالمرکز که برابر اول حمل است، از ممثل.
حصه میانه از شمس کدامست؟
قوسی که اندر فلک اوج که از نقطه اوج آغاز تا با آفتاب رسد. و این بُعد او بود از اوج، و گر دوری اوج از اول حملگیری و او را از وسط آفتاب کم کنی آنچه بماند حصه میانه بود بر آفتاب.
بله


















