کتاب کارآفرینی درون سازمانی نوشتهی زهرا ارغند، با توجه به اهمیت کارآفرینی در ایران به بررسی تاریخچه، انواع مدلها، ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان و سایر مباحث و ابعاد کلیدی این حوزه پرداخته است.
در دوران حاضر که عصر دانایی، خلاقیت و تلفیق اندیشهها و ابتکارات است، توجه به کارآفرینی در توسعه و پیشرفت کشور، بسیار اهمیت دارد و محققین ادبیات گستردهای را در این خصوص گردآوردهاند. از آنجا که مطالعهی کارآفرینی هنوز در مرحلهی طفولیت به سر میبرد، لذا با این وضعیت کار در این زمینهی علمی ادامه خواهد داشت.
ﻛﺎرآﻓﺮینی ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﺷﻨﺎﺳﺎیی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎ، ﻧﻮآوری ﺑﺮای اﺳﺘﻔﺎده از آنها و اﻗﺪام ﻣﺨﺎﻃﺮهآﻣﻴﺰ ﺑﺮای اﻳﺠﺎد ارزش. در تعریف دیگری، ﻛﺎرآﻓﺮینی را ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺧﻠﻖ ﭼﻴﺰی ﺟﺪﻳﺪ و ﺑﺎ ارزش، ﺑﺎ اﺧﺘﺼﺎص زﻣﺎن و ﺗﻼش ﻻزم و در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ رﻳﺴﻚﻫﺎی ﻣﺎلی، روانی، اﺟﺘﻤﺎعی و رﺳﻴﺪن ﺑﻪ رﺿﺎﻳﺖ ﻓﺮدی و اﺳﺘﻘﻼل مالی ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮدهاﻧﺪ.
ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﺎن را ﺑﺮ ﺣﺴﺐ اﻫﺪافی ﻛﻪ در ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻛﺎرآﻓﺮینی دارﻧﺪ، میﺗﻮان ﺑﻪ ﺳﻪ دﺳﺘﻪ ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی ﻛﺮد ﻛﻪ ﻣﺒﻴﻦ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ مختلفی از ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﺎن اﺳﺖ:
1_ ﻛﺎرآﻓﺮینی ﺑﺮای اﻳﺠﺎد ﻛﺴﺐ و ﻛﺎر ﺟﺪﻳﺪ.
2_ ﻛﺎرآﻓﺮینی ﺑﺮای ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼت اﺟﺘﻤﺎعی.
3_ ﻛﺎرآﻓﺮینی ﺑﺮای ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎ ﺑﻬﺒﻮد ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻮﺟﻮد، در ﻧﻮع آﺧﺮ ﻛﺎرآﻓﺮینی از ﻃﺮﻳﻖ ﺳﺎﺧﺘﺎر رسمی ﺳﺎزﻣﺎن اﻧﺠﺎم میﺷﻮد. ﻫﺪف از اﻳﻦ ﻧﻮع ﻛﺎرآﻓﺮینی ﺑﻬﺒﻮد ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻳﺎ ﺗﻮﺳﻌﻪی ﺳﺎزﻣﺎن اﺳﺖ.
در بخشی از کتاب کارآفرینی درون سازمانی میخوانیم:
برای تبدیل شدن به یک کارآفرین سازمانی، فرد میبایست ریسک فعالیتی که برای او ارزش دارد را بپذیرد و در این راه از هزینههای مادی و معنوی نظیر کاهش 20 درصد حقوق نهراسد. پاداشهایی ناشی از موفقیت در یک پروژه کارآفرینانه باید بین شرکت و کارآفرین به روش عادلانهای تسهیم شود و به همین منظور باید کمیته مورد اعتمادی برای خرید و ارزیابی پروژه پایان یافته تشکیل شود. کارآفرین سازمانی میبایست فرصت کافی برای خلق سرمایه (در درون سازمان)، داشته باشد. کارآفرین سازمانی موفق علاوه بر پاداشهای نقدی، کنترل کامل مقدار معینی از بودجه تحقیق و توسعه را به دست میآورد و دستان او در سرمایهگذاری منابعی که به نیابت از شرکت در اختیار او قرار داده است، آزاد است. شرکت باید به کارکنان اجازه کارآفرین شدن را بدهد. کارآفرینان سازمانی موفق نمیبایست توسط انضباط درونی شرکت، محدود شوند. کارآفرینی که سرمایه ندارد، برای شروع یک کسب و کار جدید میبایست به دنبال سرمایهگذاران ریسکی در درون سازمان باشد. سرمایهگذاران ریسکی افرادی هستند که بر روی پروژههای جدید و نوآورانه کارکنان کارآفرین سرمایهگذاری میکنند. اگر کالا یا خدمت جدیدی توسط کارآفرین سازمانی ارائه گردید، آن محصول نمیبایست به صورت کاسب کارانه و سودجویانهای به سایر قسمتهای شرکت تحویل یا فروخته شود. کسب و کار جدید میتواند مقدمات یک بخش جدید در درون یا حتی به عنوان یک شرکت جدید که مالکیت آن به عهده شرکت مادر خواهدبود، سازماندهی شود. ممکن است انرژیهای بیحد کارکنان کارآفرین موجب بروز مشکلاتی برای مدیریت مرکزی گردد اما آنها باید بدانند که مزایای کارآفرینان سازمانی بیشتر از مضار آن است و مدیران میتوانند درک کنند که خوشامدگویی به چالشها شروع شده است.
بله






















میتونه توی شناخت کارآفرینی و شاخههای مختلفش خیلی کمک کنه