کتاب هیجان استرس پرستاران نوشتهی احسان ابراهیمی، به معرفی و بررسی فشار و پیامدهای روانی، استرس شغلی و سختی کار پرستاران میپردازد.
حرفههای پزشکی و پیراپزشکی به جهت ارتباط با سلامت و جان انسانها یکی از پرتنشترین حرفهها هستند و این امر سلامت جسمی و روانی کارکنان این حرفهها را تهدید میکند. یکی از پراسترسترین حرفههای پزشکی و پیراپزشکی، پرستاری است. انجمن ملی ایمنی حرفهای آمریکا، حرفه پرستاری را در رأس 40 حرفه پرتنش معرفی کرده است.
عوامل متعددی باعث شده تا پرستاری به عنوان یکی از پرتنشترین حرفهها شناخته شود که از این جمله میتوان به در دسترس نبودن پزشکان در موارد اضطراری، کمبود کارکنان نسبت به بیماران، مراقبت از بیماران بد حال و مشرف به موت، کمبود و در دسترس نبودن وسایل و امکانات مورد نیاز، تماس با ترشحات آلوده بیمار، درد و رنج بیمار و خانواده بیمار، عدم سازگاری برنامه کاری با شرایط زندگی شخصی، افزایش تقاضا برای دریافت خدمات بهداشتی و درمانی، تشخیصهای پزشکی و روشهای درمانی جدید، افزایش انتظارات بیماران و وابستگان آنها، کار با جنس مخالف و درگیری با پزشکان اشاره نمود. این موارد تنها بخشی از عوامل استرسزایی هستند که در مطالعات مختلف به آن اشاره شده است.
از طرفی استرسهای شغلی، منجر به بروز هیجانات منفی در پرستاران میشود که عدم کنترل این عواطف، آسیبهای فردی و بین فردی را به دنبال دارد. ثبات و کنترل عواطف را میتوان پایه و اساس ثبات شخصی و ارتباطی دانست.
در بخشی از کتاب هیجان استرس پرستاران میخوانیم:
الگوی رابطهای هیجان لازاروس: لازاروس (1991) الگوی رابطهای هیجان را ارائه نمود. موضوعی که در مدل لازاروس دارای اهمیت محوری است این است که هر هیجان یک فرایند ارزیابی متصل به آن دارد که در آن فرایند، رابطه بین فرد و محیط، مفید و یا مضر ارزیابی میشود. لازاروس یادآور میشود که انواع متفاوتی از روابط مفید یا مضر وجود دارد. به عنوان مثال روابط مضر میتوانند شامل فقدان و از دست دادن باشند مانند ناراحتی و سایر روابط ممکن است شامل تهدید باشند مانند اضطراب، بنابراین فرایند ارزیابی تنها به دو دسته مثبت یا منفی دستهبندی میشوند. در واقع لازاروس به تفصیل در مورد فرایندی ارزیابی اولیه و ثانویه بحث میکند که دسته اول شامل مربوط بودن به هدف هماهنگ یا عدم هماهنگی با هدف و میزان درگیر بودن ایگو میباشد.
دسته دوم شامل سرزنش یا افتخار قابلیت اداره کردن و انتظارات آینده میشود. هرنوع هیجانی الگوی تجربی منحصر به فرد خود را از این ارزیابی پیچیده اقتباس میکند و علاوه بر این شامل یک گرایش به عمل یا آمادگی انگیزه دهنده نیز میباشند. لازاروس انگیزه را از هیجان جدایی ناپذیر میداند. مؤلفه دیگر که لازاروس بر آن تأکید دارد خود است که احساسها را تجربه میکند چیزها را میفهمد. لازاروس بر نقش اهمیت خود به عنوان هویت ایگو یاد میکند و خود را از فرایند هیجانی جداییناپذیر میداند (لازاروس، 1991؛ به نقل قاسمپور و همکاران، 1391).
بله


















