کتاب حق در فلسفه حقوق نوشته حسن شهابی، به بررسی مفهوم حق، حق در مکتب طبیعی، حق سنتی و مدرن و مفهوم حق در مکاتب حقوقی میپردازد.
حق به مفهوم اصطلاحی آن به وقوع حتمی، سزاوار، شایسته، عدل، داد، بهره معین کسی، نصیب، آنچه ادای آن واجب باشد، ثابت انکار نشدنی، آن که واجب کند، مال، شأن خصوص، باب، درباره او، راستی، درستی، مزد، معنی شده است.
مفهوم واژه حق در اختیار، امتیاز، توان، نفع، اراده صاحب حق، حکومت اراده، توانایی، قدرت، حمایت، عدم تجاوز، سلطه، معنا شده، واژه حق؛ «توانایی است که حقوق هر کشور به اشخاص میدهد تا از مالی به طور مستقیم استفاده کنند یا انتقال مال و انجام دادن کاری را از دیگران بخواهند». و حق؛ امتیاز اختصاص یافته است. واژه «حق» به معنی عدالت نیز به کار رفته و استعمال میشود، برای مثال وقتی در داوری بین دو تن گفته میشود: «حق این است» یعنی عدالت چنین اقتضاء دارد و در نظریۀ «احساس حقوق» حقوق به معنای عدالت به کار رفته است: یعنی آنچه که باید در شمار حقوق باشد.
«حق» در نظر هگل منطبق با «روح مجرد» است؛ روحی که خفتۀ آن سرگردان در طبیعت است و بیداری آن وجدان و شعور جهان میداند. بعضیها «حق» را به معنی اراده آزاد تضمین شده، حمایت سود و منفعت، تکلیف، ادعا، امتیاز، مطالبه، مصونیت، انتخاب، آزادی، حاکمیت فرد، رفاه، ارزش، مسؤلیت، شایستگی، استحقاق، قدرت، شمردهاند. واژه «حق» به طور عام و یکسان برای دلالت کردن بر نوعی مزیت قانونی اعم از ادعا، امتیاز، قدرت، یا مصونیت به کار میرود.
در بخشی از کتاب حق در فلسفه حقوق میخوانید:
حق شناسی؛ به دنبال تحلیل نظری و عملی حقوق در انتزاعیترین سطح ممکن است. مطالعۀ؛ مسائل مربوط به «ماهیت حق در استدلالهای حقوقی» که به دفعات میتوان در رشتههای اصلی حقوق و دیگر علوم با آن مشاهده نمود. به عبارت دیگر «حق» نیز غالبا برای پژوهشهای نظری در خصوص حقوق «بدان گونه که هست» به کار میرود ولی دامنۀ این تحقیقات فراتر از مرزهایی است که حقوقدانان حرفهای برای حقوق قائلند. مانند: مطالعۀ رویکرد نسبت به مفهوم «حق در حقوق» آن چنان که از نامش پیداست، از جایگاه «حق» به هر دانشی میپردازد مطالعۀ مسائل حقوق مانند: «حق وعدالت و آزادی و اقتدار...».
همانند: «امتیاز و اختیار» «شخصیت حقوقی» و غیره... ولی نویسندگان سنتی و معاصر، توجه کمی به این مفهومها و تفاوتهای آن نشان میدهند؛ حوزۀ حقوقی مدرن حصارهای اندکی دارد. اما حق در حقوق در یک جهان سنتی و مدرن انسانی به شناخت دقیق حق در عالیترین موقعیتهای پیش رو به حق جهانی آرام و عاری از هر گونه باطل گرایی و بی عدالتی و بی انصافی در زندگی پایان میدهد آن گونه که همواره بر محور فرامین حق تعالی و پیامبرانش (ص) استواری بر ایمان همین راه حق بوده را در کُتب مقدسین نازل یافته بود و سنت ذاتی پاک اخلاقی و به حق این بزرگواران که تجلی یکصدو بیست و چهار هزار پیغمبر (ص) و خاندان پاکشان است.
و بهترین آدمیان عصر خود و خوبترین انسانهاست به عرصۀ ظهور رسیده و بحقاند. که پیروان چند میلیارد نفری را دعوت به خداپرستی فرمودند با وجود این شرارتها و بیعدالتیهای اخیر، لغزیدن در ورطۀ ساده انگاری و لفاظی به هنگام بحث دربارۀ «حق در احترام اخلاقی و ماهیت بنیادی حقوق» است. بندگی خدا و احترام به پیامبران (ص) به حق در سنت ثابت و حق در معاصر متغیر، «حق، حقوق، عدل و انصاف و مفاهیم صحیح آن»، در به کارگیری «مفهوم حق» ضروری است. و نقش تعین کنندهای در حق هر یک و دفاع از ارزشهای والای انسانی و آرمانهای حقیقی انسانیت به حد کمال شخصیت ارزشمند «حق گرایان دارد».
حق آن گونه که روش به کارگیری امر خدا و پیامبران (ص) در کتب مقدسن قرآن معرفت حق در شیوۀ زندگی ما را به سعادت و تعالی شخصیت انسانی هدایتگر و روشنایی میبخشد.
بله


















کتاب منبع کامل وخوبی ندارد