کتاب رابطه برنامه درسی پنهان با تربیت شهروندی و عملکرد تحصیلی نوشتهی مجتبی دهدار، عبدالجلیل احمدی زاده زهرایی و عبدالله عالی شیرمرد، یادگیری مناسب، محتوای آموزش مفید و کارآمد و روشهای مؤثر یاددهی را مورد بررسی قرار میدهد.
آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد خدماتی که وظیفه آن آموزش افراد به عنوان سرمایههای یک کشور است وظیفهای مهم و بنیادی بر عهده دارد که، باید آن را منطبق بر چارچوبی از قبل مشخص و برنامهریزی شده انجام دهد تا بتواند هر آنچه را که نیاز افراد در راستای بروزرسانی آگاهیهایشان است به نحو احسن انجام دهد. در راستای رسیدن به این اهداف راههای مختلفی وجود دارد که از جمله آن میتوان به برنامه درسی به عنوان یکی از ستونهای الزامی علوم تربیتی که نقش بیبدیلی در عملکردهای تربیتی دارد، اشاره کرد.
با توجه به تعاریف گوناگون و متنوعی که در این رشته وجود دارد مانند تمامی رشتههای علمی دیگر، با عطف نظر به رویکردهای مختلف مانند تاکید بر اهداف و غایات، تاکید بر وسایل، تاکید بر عامل درونی (یاد گیرنده)، تاکید بر عامل بیرونی (محیط) و... وجود دارد، میتوان تعریفی عام از آن ارائه کرد. آیزنر میگوید: برنامه درسی عبارت است از یک سلسله وقایع آموزشی طراحی شده که به قصد نتایج آموزشی برای یک یا چند دانشآموز پیشبینی شده است.
در بخشی از کتاب رابطه برنامه درسی پنهان با تربیت شهروندی و عملکرد تحصیلی میخوانیم:
بخش مهمی از وقت دانشآموزان در مدرسه در کلاس درس و تعامل با معلم میگذرد. از سوی دیگر، معلم و دانشآموز بخش عمدهای از فعالیتهای آموزشی و پرورشی مدرسه را تشکیل میدهد. گر چه هدف اصلی این تعاملها تربیت علمی دانشآموزان است، بر نوع رفتارها، نگرشها، ارزشها و باورها و در نتیجه بر شکلگیری شخصیت آنان نیز تأثیر میگذارد. برای مثال در کلاس درس شیمی، معلم میتواند افزون بر آموزش مفاهیم شیمی، همکاری با دیگر دانش آموزان، سخت کوشی، غرور ملی یا به عکس تنفر از همکاری، تمایل به فرار کردن از زیر بار مسئولیتها و بی اعتمادی به ملیت و کشور را نیز در دانشآموز ایجاد کند، همچنین میتواند نگرشها، ارزشها، باورها و شناختهای دانش آموزان را تقویت یا تضعیف کند. ویژگیهای فردی و شخصی معلم نیز میتواند بر دانشآموزان تأثیر گذاشته و رفتار، نگرش، ارزش یا باور خاصی را در آنان ایجاد و تقویت کند؛ زیرا ویژگیهای فردی معلم او را نزد دانشآموزان محبوب یا منفور میکند. در صورت اول، دانشآموز معلم را الگو قرار داده و تمام رفتارها، نگرشها و باورهای او را میپذیرد و در صورت دوم، دانشآموز از همهی رفتارها، نگرشها، باورها و ارزشهای مورد قبول معلم فاصله میگیرد.
بر اساس برخی تحقیقات جنیست معلم نیز تاثیرهای خاصی بر رفتارها، نگرشها و باورهای دانشآموز دارد. در برخی کشورها اکثریت کادر آموزشی و مدیریتی مدارس ابتدایی را زنان تشکیل میدهند. در دبیرستانها نیز اغلب علوم اجتماعی و ادبیات را زنان و علوم تجربی و ریاضیات را مردان تدریس میکنند. این وضعیت این تصور را در دانشآموزان این کشورها ایجاد کرده که تدریس در مدارس ابتدایی و تدریس علوم اجتماعی و ادبیات کاری زنانه است؛ از این رو، دانشآموزان پسر به این درسها رغبت نشان نمیدهند. گذشته از این، از آن جا که بیشتر دانشآموزان همجنسان خود را الگو قرار میدهند، الگوگیری برای دانشآموزان پسر در مدارس ابتدایی مشکل است.
همچنین نوع انتظارات معلم از دانشآموز نیز بر رفتار و نگرش آنان تأثیر میگذارد. مطابق تحقیقاتی که در این زمینه به عمل آمده است. انتظار معلم از عملکرد تحصیلی دانشآموزان بر رفتار آنان تأثیر میگذارد، یعنی دانشآموزانی که معلم از آنان انتظار عملکرد بالا دارد، عملکردشان افزایش مییابد و به عکس، دانشآموزانی که انتظار معلم از آنان عملکرد پایین است، عملکردشان کاهش مییابد.
بله
















