کتاب جامعه شناسی امنیت نوشته مجتبی دهدار، صادق ستوان و عبدالغفور ایرندگانی، کوشیده است تا با تمایز مفهومی میان امنیت و احساس امنیت، به رابطه بین احساس امنیت با متغیرهای جرم، تأمین و رفاه اجتماعی بپردازد.
احساس امنیت از مهمترین و اساسیترین نیازهای بشری بوده و وجود و یا عدم امنیت را بشر و جامعه بشری به خوبی احساس و درک مینماید و به همین دلیل است که در سلسله نیازهای اساسی و بعد از برآورده شدن نیازهای فیزیولوژیک نیاز به امنیت مهمترین نیاز بشر محسوب شده است و حتی در برخی موارد نیاز به امنیت را میتوان مهمتر و حداقل در حد برآورده شدن نیازهای فیزیولوژیک همچون آب و غذا دانست که عدم دسترسی به آنها و عدم تأمین این نیازها ادامه زندگی و حیات را با تهدید مواجه میسازد، میتوان گفت انگیزه و کشش انسان برای دستیابی به امنیت با جوهره هستی انسان ارتباط و پیوندی ناگسستنی داشته و بشر برای ادامه حیات و رفع نیازهای فیزیولوژیک و به دست آوردن امنیت به زندگی گروهی روی آورده و جوامع انسانی را تشکیل داده و در زندگی گروهی و اجتماعی به دنبال آسایش روحی و جسمی خود و تأمین امنیت محیط و زیستگاه خودش بوده و دغدغه امنیت یکی از عوامل بستر ساز رشد و توسعه جوامع بشری و عاملی در شکلگیری فضای اندیشه و تفکر مدیریت در زندگی و به وجود آمدن مشارکت بین مردم در گروهها و جوامع بشری بوده و موجب به وجود آمدن اتحاد و انسجام بین انسانها، ساکنان مناطق مختلف، اقوام، گروهها و جوامع مختلف بوده که در نهایت جوامع متحد را شکل داده و مهمترین نیاز هر جامعهای اعم از گروهها، طوایف، قبایل و قومیتها تأمین امنیت است.
در بخشی از کتاب جامعه شناسی امنیت میخوانیم:
آنتونی گیدنز جامعه شناس معاصر، در مورد امنیت به اختصار اشاره به مبحث امنیت میکند و تمرکز بر امنیت وجودی میکند. گیدنز در کتب تجدد و تشخص به تحلیل مفهوم خود و ساختارهای نوین هویت شخصی در ارتباط با هویت در جامعه مدرن میپردازد؛ همچنین در کتاب پیامدهای مدرنیت با تحلیل ابعاد نهادی مدرنیت و وابستگی سرمایهداری، صنعت، قدرت نظامی و کنترل اجتماعی پرداخته است. وی در تعریف امنیت بیان میکند که «اعتماد و امنیت، خطر کردن و در معرض خطر قرار گرفتن چیزهایی هستند که به مناسبتهای تاریخی مختلف در جامعه متجدد وجود داشته است و دارد. اعتماد و مخاطره امنیت و خطر، این ویژگیهای دو قطبی و تعارض آمیز مدرنیت در همه جنبههای زندگی روزانه تأثیر میگذارد و بار دیگر در هم تندیگی خارقالعاده موقعیت محلی و جهانی را نشان میدهد.» نویدنیا، به نظر وی امنیت و اعتماد زمانی ضرورت پیدا میکند که ناشی از فاصلهگیری روز افزون زمانی و فضایی، در جامعه مدرن باشیم و دیگر اطلاع کاملی از پدیدههای اجتماعی نداشته باشیم. بنابراین اعتماد عبارت است از «اطمینان قابل اعتماد بودن یک شخص یا یک نظام با توجه به مجموعه معینی از برون دادهها یا رویدادها؛ یعنی ایمان به صداقت یا عشق دیگری و یا درستس اصول انتزاعی (دانش فنی) اعتماد نه تنها در جامعه مدرن به معنای عامان، بلکه در مورد ژتونهای نمادین و نظامهای تخصصی که در جهت برکندن زندگی در جهان مدرن عمل میکنند، نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. برای مثال اقتصاد پولی و نظام حقوقی در شرایطی میتوانند به فعالیت خود ادامه دهند که افراد جامعه به آنها اعتماد داشته باشند.»
بله























