کتاب عطر گلهای احساس شامل دلنوشتهها و اشعاری سپید از خدیجه تاج الدین است، که با دل بازی کرده و راه نفوذ بر آن را میگشاید، چه بسا که «گر از دل برآید لاجرم بر دل نشیند».
در بخشی از کتاب عطر گلهای احساس میخوانیم:
مجاز نیستم دوستت بدارم
مجاز نیستم پایم را در گلیم تو بگذارم
مجاز نیستم با نگاهت آتش بگیرم
مجاز نیستم غصهات را بخورم و دردت را به جان بخرم
و این بدترین درد دنیاست که قلبت را قانع کنی که بگذرد، رها کند، قلب نباشد، سنگ باشد، چوب باشد، سدی باشد بر اقیانوس خواستن، اقیانوس عشقورزیدن
مگر توان سد چقدر است که بتواند راه را بر اقیانوس ببندد؟
بله




















