

کتاب سایههای سیاه
برای شنیدن کتاب سایههای سیاه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب سایههای سیاه
کتاب سایههای سیاه اثر سید فرنام قدیمی، شامل داستانهایی کوتاه با سبکی نو و خاص است. در این کتاب نقاش زبردستی را میبینیم که دلباختهی همسرش است، در حالیکه در جهان دیگری گم شده. در داستان دیگر، شاهد بیمار روانی هستیم که داروها پاسخگویش نیستند و بیگانه در مرزهای آسمان قدم برمیدارد.
در بخشی از کتاب سایههای سیاه میخوانیم:
او مال جهان دیگری بود. دنیای مردگان! آره..! جوابش همین بود. بعد از مرگ در جهان مردگان زیرِ زمین حتماً دوباره او را خواهم دید. اما این تمام ماجرا نبود.
بعد از این اتفاق من احساس درد در چشمهایم میکردم و درد هر لحظه وحشتناک میشد. انگار که دو مار افعی بزرگ در حال خوردنِ چشمهای من بودند و فقط از شدت این درد به خودم میپیچیدم و دستم را گاز میگرفتم. نمیتوانستم چشمانم را باز کنم. روی تخت افتادم و چشمهایم را گرفتم. نفسکشیدن برایم سخت شده بود و آنقدر عرق کرده بودم که تمام بدنم خیس شده بود. دستهایم سِر شده بودند و هیچ کاری نمیتوانستم بکنم. درد از چشمهایم به سمت بالا حرکت میکرد و شدیداً تیر میکشید که ناگهان با سرعت تندی از بالای سَرَم خارج شد.
فهرست مطالب کتاب
افسردگی، اختلال دوقطبی و چند بیماری دیگر
تنهایی
سایههای سیاه
سعادت آباد
حدود ساعت 5 بعد ازظهر
شیطان
عاشقانههای جنوب شهر
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب سایههای سیاه |
| نویسنده | سید فرنام قدیمی |
| ناشر چاپی | انتشارات پر |
| سال انتشار | ۱۳۹۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 104 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8137-56-6 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۵,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب سایههای سیاه
مطلب ناتمام ماند،
تا داستان رو تموم نکردم، از جام بلند نشدم.
داستان جوری بود که یک تنه، حس و حال افرادی مثل صادق هدایت رو روشن میکرد.
بخش تعویض خون، کتاب فارنهایت ری براد بری رو شرح دقیق میداد.
و یهویی تکلیف نبوغ و الهام رو مشخص کرد.
دلم به حال شخصیت داستان سوخت که در جعبه تعریفهای مرسوم جا نمیشد و دکترها میخواستن به ضرب قرص، جاش بدن
ممنونم
و ممنون بابت این...
حزنی همیشه در دلشون وجود داره عدهای نه اینکه خودشون بخوان نه اینکه تصمیم به غمگینی بگیریند نه, تنهان؛ غمگینن، بغضدارند، تنهایشونم دوست دارند.
این کتابها واقعا با سلیقه من جوره باتشکر 💐
بله

















