کتاب با شناسنامهها اثر محبوبه زارع در اصل به اصالت شناسنامههای افرادی که در عشق دارای هویت و منش هستند اشاره و نگاه دارد.
در کتاب با شناسنامهها فرد عاشق با جستجوی عشق در نهایت به خداوند میرسد و با توجه به فرازها و فرودهایی که فرد عاشق در داستان پیدا میکند، این اثر خواندنی به نظر میرسد. این مجموعه داستان با موضوع عاشقانه در 40 اپیزود بههم پیوسته نوشته شده است.
در بخشی از کتاب با شناسنامهها میخوانیم:
«او» گفت: «درست است؛ نامش عشق است! نهایتِ همه چیز. هدف تمام خلقت... چرا از آن گریزانی؟ چرا میترسی؟»
«من» عاجزانه، در حالی که خود را گناهکارترین موجود عالم میدید، زمزمه کرد: «از گنجایش ‘من’ بیرون است. میترسم خدا این را نپسندد. میترسم یک امتحان باشد.»
«او» سکوت کرد؛ آن قدر که «من» توانست بارها جملات خود را مرور کند. آن گاه «او» سکوت کلبه را چنین شکست: «چرا فکر میکنی این عشق یکسویه است؟ به تو گفته بودم مرا هم آدمی بدان چونان سایر مخلوقات، من هم توان درک عشق را دارم. من در تو به چیزهایی رسیدهام که از آن بیخبری!»
بله



















