

کتاب داستان یک ساعت
برای شنیدن کتاب داستان یک ساعت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب داستان یک ساعت
کتاب داستان یک ساعت داستانی کوتاه اثر کیت چاپین است.
سینه اش پر آشوب بالا و پایین شد. شروع به فهمیدن چیزی کرده بود که نزدیک میآمد تا صاحب او شود و او داشت با تلاش آن را به خواست خود به عقب می راند. با تمام بی قدرتی دو دست سفید و ضعیفش. وقتی خود را رها کرد، زمزمه کوچکی از کلمات از لبهای کمی بازش بیرون آمد. بارها و بارها با نفس نفس گفت: " آزاد، آزاد، آزاد" نگاه خالی و وحشتناکی که دنبالش بود از چشمانش رفت. چشمهایش تیز و روشن شدند. نبضش تند زد و خون جهنده ذره ذره بدنش را گرم و آرام کرد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب داستان یک ساعت |
| نویسنده | کیت چاپین |
| مترجم | فاطمه برزگر |
| ناشر چاپی | خانه داستان چوک |
| سال انتشار | ۱۳۹۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 5 |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب الکترونیک | رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه خارجی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب داستان یک ساعت
داستان در موردافکار و عکس العمل خانمی در مقابل یک اتفاقه، نمیتونم بیشتر توضیح بدم چون داستان لو میره. ترجمهی خوبی داره و پردازش داستان استادانه است. حتماً بخونین مطمئنم مثل من لذت میبرین.
بله





















داستان درمورد زنی هست که بیماری قلبی داره و نباید یکهو خبرها رابه اوگفت. خبرمرگ شوهرش راخواهرش ودوست شوهرش اهسته به اوگفتن. خانم ملاردگریه کرد ودراتاق خودراحبس کرد. دراینجاحالات خانم ملاردراتوصیف میکردکه ازپنجره به منظره بیرون خیره میشودودرافکارش غوطه ورهست. بع درختان وشاخه هایش به به آسمان صدای دست فروش و... اینکه دیگرچگونه زندگی کندچهره اش ازگریه زیادبادکرده وخواب الودبود. اوسالهای زیادی برای زندگی داشت درصورتی در دیروزنمیخواست عمرطولانی داشته باشد. صدای خواهرش که میگوید خودراحبس نکندانگونه مریض میشود. خانم ملاردبیرون می ایدوباخواهرش پایین میآیند امادربازمیشودوظاهرشوهرش نمایان میشودوان خبراشتباه بوده خواهرش گریه میکندودوست شوهرش سعی میکنداو را قایم کند زیرابعدازمدتی دکترهامیگویندخانم ملارد ذوق مرگ شده است. بنظرمن اسم داستان (یک ساعت) باموضوع همخوانی ندارد.