کتاب نمایشنامه شب یاس و یأس، اثر ابوالقاسم غلامحیدر روایت زنی است دردمند که در غم تنهایی میسوزد.
همسرش به جبهه رفته و شهید شده؛ او در اندوه هجران همسر غرق شده و همدمی جز سایه خودش ندارد؛ او روح همسرش را در سایه خودش میجوید و درد دلهای عاشقانهاش را با او میگوید. ابوالقاسم غلامحیدر در این نمایشنامه نگرش شاعرانه و استعاری را، که همزمان بر مفهومزایی و شکلگیری پندارهای زیبایی شناختی میافزاید، بر خود واقعیت ترجیح میدهد و در واقع در نمایشنامه ذهنیت بر واقعیت برتری یافته است. این برداشت زیبا، آمیزهای رمانتیک را هم به واقعیت میافزاید و زمینه را برای آرایه عناصر استعاری و کنایهآمیز نمایشنامه فراهم میکند.
به علت رویکرد نمایشی و توجه به ساختاری که نویسنده داشته است، نمایشنامه شاخصههای یک اثر دراماتیک را پیدا میکند و هر دو حوزه درونمایه و ساختار نمایشنامه، مخاطب را به سوی موضوع اصلی نمایش هدایت میکنند. همچنین عنصر زبان که در دیالوگنویسی جلوه دراماتیک نهایی خود را پیدا میکند، در این نمایشنامه به شکلی استعاری و زیبا بیان میشود.
نویسنده در این اثر سعی میکند دو چهره متفاوت از همسر شهید نشان دهد و این دو چهره را در قالب خود زن و سایه او نمایان میکند. او با استفاده از همین ایده توانسته دغدغهای کنشمند که لازمه یک اثر نمایشی استاندارد است را بین شخصیتهای داستان ایجاد کند.
بله














دیالوگاش در نقش سایه، تاثیر گذار و زیبا بود یه جوری تلفیق با ادبیات و شاعرانه بود:)
اگه علاقه مند به نمایشهای دفاع مقدس هستین خوندش رو پیشنهاد میکند👌🏻