



برای خواندن کتاب بالهای خیس و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب بالهای خیس
کتاب بالهای خیس نوشته داریوش روحی، یک نمایشنامه نسبتاً کوتاه رادیویی است که به ماجرای غواصان دستبسته عملیات کربلای چهار در جنگ ایران و عراق میپردازد که در اروندرود زنده به گور شدند.
این کتاب داستان محسن و خواهر کوچکش آتنه را روایت میکند که پدر و مادرشان در یک تصادف کشته میشوند. عمویشان به نام ماشاالله تصمیم میگیرد آنها را به خانه خودش در اردبیل ببرد، اما محسن با این تصمیم مخالف است و دوست دارد با خواهرش به خانه خودشان برگردد. محسن بعد از چندی به همراه دوستش راهی جبهه میشود و خواهرش را به یکی از همسایهها میسپارد. هر چقدر عمو ماشاالله به اهواز میرود تا او را راضی به بازگشت کند موفق نمیشود و اتفاقات مختلف دیگری در این بین روی میدهد.
در بخشی از کتاب بالهای خیس میخوانیم:
غلامرضا: [مبهوت] اینجا چه خبره؟!
میثم: [ناباورانه] حاجی منور میزنن!
محسن: همهجا مثل روز روشن شد!
حسین: [با فریاد] تله... افتادیم توی تله. عملیات لو رفته بچهها.
[در همین لحظه، صدای رگبار گلوله از دو طرف آنها بلند میشود. / هیاهویی در آب درمیگیرد. / از اینجا به بعد در خلال گفتوگوها صدای فریاد رزمندهها را میشنویم که یکییکی مورد اصابت گلوله قرار میگیرند. / لحظاتی هم زیر آب میرویم و دست و پا زدن رزمندهها و صدای زوزۀ گلولهها را در زیر آب میشنویم.]
حسین: توی نیزارهان... از دو طرف دارن بهمون شلیک میکنن... اسلحههاتون رو بکشید بیرون... یالا [شروع به تیراندازی میکند.]
غلامرضا: [با خشم اسلحه میکشد.] چرا قایم شدید؟ بیایید جلو بُزدلهای بعثی!
[غلامرضا شروع به تیراندازی میکند. لحظهای بعد گلولهای به او اصابت میکند. / میثم با دیدن این صحنه نام غلامرضا را فریاد میزند و دست و پا زنان خود را به او میرساند.]
میثم: غلامرضا... چی شد اخوی؟!
غلامرضا: [در حال جا دادن] خوابم تعبیر شد میثم... توی خواب دیدم... اروندرود رو دارم از بالا میبینم... خیلی بالا... اونقدر بالا که فقط... یه خط مارپیچ روشن دیده میشد...
میثم: [با بغض] نه غلامرضا... طاقت بیار...
غلامرضا:... [با تهماندۀ جانش] حلالم کن اخوی.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب بالهای خیس |
| نویسنده | داریوش روحی |
| ناشر چاپی | انتشارات سوره مهر |
| سال انتشار | ۱۳۹۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 140 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-03-0647-2 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۹۳,۰۰۰ تومان خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای تئاتر انقلاب و دفاع مقدس |
بله










