بدون شک برای کسانی که به هر نحو درگیر یا پیگیر مسائل آسیای مرکزی هستند در وهله اول اطلاع از روند سیاستهای ایالات متحده در قبال اسلام گرایی در آسیای مرکزی و تأثیری که اتفاقات و رخدادهای اخیر کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه میتواند بر سیاستهای آمریکا در این بخش حساس از جهان داشته باشد از اهمیت بسزایی برخوردار است.
کاملاً محرز است، تحولات جاری کشورهای عربی و به طور ویژه، مصر که رویدادهای این کشور به خصوص برای رژیم اسرائیل بنا به دلایل متعدد که پرداختن به آن در حوصله این نوشتار نیست دردناک تر بوده است. اما آنچه در این مقال مهم است، احتمال تأثیرپذیری دیگر کشورهای مسلمان از این رخدادها است که بی تردید منجر به تغییر سیاست ایالات متحده به عنوان طراح و مجری اصلی مهار اسلام گرایی خواهد شد و همانگونه که بسیاری از تحلیل گران اظهار میدارند این تغییر رویکرد به احتمال قریب به یقین در قالب حمایت از ترویج قرائت خاصی از اسلام در کشورهایی از این منطقه که زمینه بیشتری از این لحاظ دارند خود را نشان خواهد داد، ایضاً به طریق اولاً آگاهی از سیاست خارجی روسیه در قبال همین موضوع در آسیای مرکزی در خور توجه اساسی است چرا که این منطقه حوزه نفوذ سنتی روسیه است و یا به عبارتی آنچنان که روسها میگویند این منطقه خارج نزدیک آنها به شمار میآید لذا این دو مقوله نیز به تفصیل در بخش موصوف (آینده اسلام گرایی در آسیای مرکزی) مورد تحلیل قرار گرفته است، اما بخشی نیز اختصاص یافته به واکاوی تهدیدها و فرصتهایی که در نهایت اسلام حاکم (اسلام سنتی دولتی) برای جمهوری اسلامی در جغرافیای حساس آسیای مرکزی رقم خواهد زد.
بخش پایانی این نوشتار هم در قالب نگاه آینده به ارائه راهکار میپردازد. در این بخش به منظور هم گرایی هرچه بیشتر جمهوری اسلامی با کشورهای آسیای مرکزی به زیرساختها و توانمندیهای اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و موقعیت خاص جغرافیایی و استراتژیکی کشورمان به عنوان دروازه ورود به آسیای مرکزی توجه شده است، بر این اساس با مفروض قرار دادن بخش اقتصادی و همکاریهای اقتصادی به عنوان حوزه نرم، این حوزه، شروع مناسبی برای اقدامات آتی در بخش سخت یعنی حوزه فرهنگی معرفی شده است شایان ذکر است در بخش ضمائم به منظور درک عینی تر موضوع، در قالب نقشههایی ظرفیتهای بی نظیر پیش گفته جمهوری اسلامی ایران به نمایش گذاشته شده است.
بله











