شناخت اصل و سرچشمه، همچنین آگاهی از مقصد و سرنوشت نهایی آدمی همواره دغدغۀ انسان بوده و هست. بنابراین به این امر اندیشیده، پرسشها و فرضیهها مطرح کرده است. گاه اندیشیدن به خود و طبیعت و یافتن قراین و شواهدی از زندگی انسانهای گذشته او را بر این مهم مُصرتر نموده تا جایی که بحثها و استدلالها، پایۀ یک تفکر فلسفی را در زمینۀ فوق گذاشته است. ادیان الهی و غیرالهی به کمک وی شتافته، هرکدام به فراخور حال الگو و سرخطهایی در اختیار وی نهادهاند.
مهمترین مسألهای که بیش از هر بحث فلسفی دیگر مورد نظر آدمی بوده ارتباط با عالم دیگر، معاد و ورود به زندگی نوینی در دنیای پس از مرگ است. در طول هزاران سال تعابیر مختلفی از سوی بشر برای درک و نامیدن این مفهوم به کار برده شده و از سوی فلاسفه و صاحبنظران نظریههای زیادی جهت توضیح و توجیه آن ارائه شده است.
شاید بحث «معراج 1» یکی از بدیهیترین و در عین حال بحث برانگیزترین موردی باشد که از زبان شخصیتهای مختلف (پیامبران، اولیا، عرفا و صلحا) بازگو و نقد شده است.
اگرچه معراج در اصطلاح دینی و فلسفی به سفر یک قدیس نظیر پیامبر به عالم مجردات و ماوراء الطبیعه اطلاق میشود، اما مکاشفات، شهودها، سفرهای روحی و دریافتهای معنوی از طریق تمرکز و مراقبه را نیز گاه معراج نامیدهاند و حتی جزئیات آنها را در کتابها و رسالات نگاشتهاند. کمدی الهی دانته، بهشت گمشدۀ میلتون، ارداویرافنامه، معراجنامۀ بایزید بسطامی و آثاری از این قبیل به فراخور حال به بحث و بررسی در این زمینه پرداختهاند. اما معتبرترین مأخذ و منبع و دست نخوردهترین سند در عالم اسلام قرآن کریم است که شرح معراج در آن ذکر شده، و بندۀ برگزیدۀ خدا، محمّد مصطفی (ص) قهرمان این معراج میباشد.
بله
















