یهودى ستیزى و دشمنى با موجودیت اسرائیل در ایران میراث کسانى است چون احمد فردید. فردید در سخنان خود بر تنور یهود ستیزى و غرب ستیزى مى دمید و جهان را با تمام سازمان هاى بین المللى بر محور منویات فراماسونرى ها و صهیونیست ها می دانست.
جلال آل احمد نیز، مفهوم غرب زدگى را از فردید ستاند و آن را در کتاب خود بکار برد. تا جایی که غرب با صناعاتش را همچون دیوی به تصویر می کشد که باید جان آن را در شیشه کرد. آن را به اختیار خویش درآورد و همچون چارپایی از آن بارکشید.
جلال آل احمد در سفر به سرزمین فلسطین که خود از آن به عنوان ”سفر به ولایت عزرائیل” یاد می کند، اسرائیل را فرصتی می داند برای حکومت های بی قانون عهد دقیانوسی اعراب.
از زبان جلال آل احمد:
( در سفر این بار برای من هیچ نوع مفری نیست. یعنی این بار به فرار از هیچ چیز و هیچ کس – حتی خودم – به این سفر آمده ام. این سفر را، یک نوع شتل تلقی می کنم. شتل این قمار کلانی که در آن خراب شدۀ مملکت ما هست و ما اجباراً شاهدش هستیم. اینکه باشی و ببینی و شاهد باشی که چه می کنند و چه می برند و چه می دزدند و فریادت را هم بزنی اما توی چاه – ناچار به عنوان شتل تلقی می کنی چنین سفری را. که می خواهند تو نباشی و حتی همان فریاد توی چاه را نزنی و به همان اندازه قلیل مزاحم نباشی و راحت بگذاری دردها را و اراذل را … )
بله
















