ماهنامه ادبیات داستانی چوک - شماره 185 منتشر شد. مقاله «آستانه سکوت و سرخ فامی» از نیما ولیزاده، معرفی کتاب «قدرت اراده» وین دایر، نگاهی به کتاب «از اعماق» اسکار وایلد، معرفی رمان «مادام بواری» از گوستاو فلوبر، نگاهی نو به داستان «محلل» از صادق هدایت و... از جمله عناوینی هستند که در این شماره از مجله میخوانید.
ماهنامهی ادبیات داستانی چوک نشریهای تخصصی در حوزهی ادبیات داستانی است که به نقد و بررسی ادبیات داستانی، معرفی کتاب و شناخت بیشتر نویسندگان اختصاص دارد. این ماهنامه را کانون فرهنگی چوک به سردبیری مهدی رضایی به صورت رایگان در شهریور سال 1388 منتشر شد و انتشار آن تا به امروز ادامه دارد. کانون فرهنگی چوک، متعلق به هیچ سازمان و نهاد خاصی نیست و برخاسته از همت عدهای جوان دوستدار ادبیات است که قصد دارند در جهت ارتقای فرهنگ و ادبیات فارسی در حوزهی داستان تلاش کنند.
در بخشی از ماهنامه ادبیات داستانی چوک - شماره 185 میخوانیم
در سپیدهدمی که هنوز سایهها از تنِ جهان فرو نریخته بودند و مه بر لبِ کوهستانهای معنا خوابگردی میکرد، نوری سرخگون از ژرفای تاریخ برمیخاست؛ نوری که نه از خورشید بود و نه از آتش، بلکه از قلب انسانی میجوشید که در ظلمتِ زمین، خاطرۀ آسمان را به یاد میآورد. از همانجا بود که سهروردی، این شهسوارِ اندیشه و تبعیدیِ ازلی، زبان خویش را همچون شعلهای در بادهای دوران افروخت؛ و آنچه بر لوح جهان نوشت، نه روایت بود و نه فلسفه، بلکه «ذکرِ نوری» بود که از پسِ هزار پرده، خود را بر روحی تشنه هویدا میکرد.
عقل سرخ از تبارِ قصه نیست؛ از تبارِ رؤیاست. رؤیایی که پیش از آنکه در کلمه ریخته شود، در خونِ راوی جوشیده؛ گویی موجودی که در آن ظاهر میشود، نه فرشته است و نه انسان، بلکه یادگارِ نخستین لحظهای که نور، خویشتن را در آینۀ وجود نگریست و از شدتِ دیدار، سرخ شد. این عقل، از نسلِ عقلهای مدرسهای نیست؛ از نسلِ آتش است. آتشِ پیشا-پیدایش، آتشی که با آن جهان تعمید یافت و انسان، سایهای بر کنارۀ ابدیت شد.
در سنت اشراقی، جهان پیکرهایست با هزار روزنه، که هر روزنه به نوری متصل است و هر نور به رازی. سهروردی در عقل سرخ، این روزنهها را به شیواییِ یک نقاشِ سحرآمیز در کنار هم مینشاند. آسمانی که از اندوهِ فراموشی میگرید؛ زمینی که زیر پوستش، نَحیفیِ جانِ آدمی میتپد؛ و راوی که همچون پرندهای زخمی، میان دو افق در رفتوآمد است. در این اثر، داستان نه برای سرگرمیست و نه برای تعلیم؛ برای «بهیادآوردن» است. بازگرداندن انسان به زخمی که نخستینبار، خدا بر قلب او زد تا راهش را در تاریکی گم نکند.
بله
















