نقد، بررسی و نظرات کتاب یهودای عاشق - آرزو جوشن
mitra.mh. 46
۱۴۰۵/۰۳/۱۷
00
درود بر نویسنده ی توانمند سرکار خانم آرزو جوشن، من هردو کتاب شما که در ارتباط با هم بود خواندم قهرمان اصلی هردو کتاب زن بود اما زنهایی که با حمایت مردان زندگی شان توانستند بر مشکلات متعدد غلبه کنند، زنان و مردانی که مکمل هم بودند. اینچنین مردانی بیشتر در کتاب ها وجود پیدا می کنند تا در جامعه که هم تا آخر زندگی مشترکشان وفادار بمانند و هم گذشت داشته باشند، صبر پیشه نمایند و با تدبیر مشکلات را بخیر و خوشی حل کنند. مردانی چنین کامل تاکنون ندیدم البته ندیدن من دلیل بر نبودن چنین مردانی نیست، هستند اما آنچه خوبان همه دارند آن ها به تنهایی ندارند. گیسیا در سنین کودکی و نوجوانی مانند یک زن پخته و باتجربه فکر می کند و تصمیم می گیرد که چنین بچه ای با توجه به سابقه سرپرستی و تربیت گوناگون بعید است اینقدر دوراندیش باشد، متن داستان منسجم بود و نویسنده بخوبی توانسته اتفاقات را پردازش کند و خصوصیات افراد را توصیف نماید. متاسفانه ویرایش و چاپ کتاب اشکالات بسیاری داشت غلط های املایی و دستوری، رعایت نکردن علائم نگارشی از جمله اشکالات نوشتاری و چاپ کتاب بود که می توان نادیده گرفت. یک نکته در هر دو کتاب وجود داشت که با هم تناقض داشت در کتاب نابخشوده ایشا هنگام ازدواج با پریچهر مسلمان می شود و نامش تغییر پیدا می کند در کتاب یهودای عاشق نیز ایشا به گیسیا قول می دهد در صورت قبول درخواست ازدواج از جانب ایشا، ایشا مسلمان شود. گویا نویسنده ی محترم فراموش کرده بودند که ایشا قبلا مسلمان شده و نامش تغییر کرده است.
سال ها بود رمان نخونده بودم اونم از رو گوشی تو این شرایط جنگ و بمبارون قطعی نت انگار چاره ای جز کتاب خوندن نداشتم، دو سه صفحه اول رو با بی حوصلگی خوندم ولی بعد جذبش شدم و توی سه روز تمومش کردم! به نظرم قشنگ بود واقعا اتفاقات و شرایط، و حس و حال و خاطرات برام تا حدی تداعی میشد باهاش ارتباط برقرار کردم اینکه بر اساس واقعیت بود برام جذاب ترش کرده بود یه جاهایی ایراداتی داشت املایی و ویراستاری، در کل خوب بود گرچه وقتی اتقدر راحت در مورد کودک همسری صحبت میشد اعصابم خورد میشد ولی به هرحال در اون دوره و شرایط، و اداب سنت ها و... همین بوده متاسفانه.. در کل دوسش داشتم
قشنگ و جذاب بود واقعا تصویرسازی خوبی داشت و درباره شخصیت ها هم خوب توضیح داده بود و خوب لباسها و محیط اطراف رو توصیف کرده بودند و می شد از توصیفات نویسنده در ذهن از شخصیت ها تصویر ساخت و در دهن تجسم کرد، اما اگر دقیق میگفتن که داستان در چه سال های اتفاق افتاده بهتر می شد ولی در کل رمان پر کشش و جذابی بود و برای کسانی که علاقه به داستان های قدیمی و نوستالژی طور دارن به شدت توصیه میشه که بخونید نویسنده توانمند هستن و غلط ویراستاری و نوشتاری نداشت و جمله ها در عین سادگی به زیبایی نوشته شده اند ممنون از کتابراه عزیز
کتاب خوبی بود اما یکم طولانی شد به طوری که من حدود ۱۰۰ صفحه رو بدون خوندن رد کردم تا به انتهاش رسیدم... برخی عبارات و بیان اتفاقات باعث شده بود از پیش منتظر یه اتفاق ناگوار باشی! که زیاد هم تکرار شده بودن، مثلا «تو مطبخ بودم که ناگهان با صدای بلند در از جا پریدم!» نثررساده و قابل فهمی داشت به طوری که فکر میکردی از دفترچه خاطرات راوی گرفته شده... به هرحال چون من عاشق داستان های به خصوص قدیمی و واقعی هستم خوشم اومد ازین کتاب
با سلام خدمت نویسنده محترم و خسته نباشید بابت نوشتن کتاب، کلا کتاب هایی با حال و هوای قدیمی برای من لذت بخش هست، به همین دلیل کتاب از نظر من کتاب خوبی بود اما بعضی قسمتها تکراری و خسته کننده شده بود، این کتاب به نوعی راجع به ایشا هس و تکمیل کننده کتاب نابخشوده، غلط املایی زیادی هم داشت در کل کتاب نابخشوده بهتر و زیباتر بود
کتاب خوبی بود. داستان جذاب و پرکششی داشت. ولی به نظر من کتاب نابخشوده کتاب بهتری بود و یه اشکال وجود داشت اینکه ایشا توی کتاب نابخشوده وقتی با پریچهر ازدواج کرد مسلمان شد ولی تو این کتاب نوشته بود ایشا تو ازدواج اولش مسلمان نشده بود و اصلا تا جایی که من اطلاع دارم یه دختر مسلمان با یه مرد غیرمسلمان نمیتونه ازدواج کنه
