نقد، بررسی و نظرات کتاب نزدیکتر از سایه - سیده مهری هاشمی
ریحانه
۱۴۰۵/۰۶/۰۲
00
موضوع داستان جذاب بود اما مسیر داستان و گفتگوی شخصیت ها رو دوست نداشتم. از یه جایی به بعد داستان خیلی عجیب میشه حامین که یه شخصیت مذهبی و بسیار جدی و دقیق در کارش هست یکدفعه عاشق و دلباخته ی دختری میشه که تا نصف داستان اصلا از اون خوشش نمیومد. اما در دو صفحه ناگهان بهگل که با صفات بی حیا و لجباز و رو اعصاب شناخته شده بوده به یکباره تبدیل میشه به دختری دوست داشتنی و جذاب؟!!!! علاوه بر این چند اتفاق مدام در حال تکرار هست از جمله دزدیده شدن که دیگه خیلییی تکراری شده بود. در ابتدای داستان خیلی از خانواده حامین صحبت میشه اما به مرور دیگه هیچ حرفی از اونها زده نمیشه. همینطور ماموریت حامین که در ابتدای داستان به نظر خیلی مهم و حیاتی هست اما اون هم به مرور انگار فراموش میشه. در کل موضوع داستان قابلیت این رو داشت که داستان به سمت و سوی دیگه پیش بره که جذاب تر باشه؛ با این حال اگر به دنبال یه رمان سرگرم کننده و پلیسی هستند شاید براتون جالب باشه🌺
اول داستان با یک آهنگ خسته کننده ای شروع میشه ولی کم کم جالب میشه. بعضی قسمتهای مربوط به مخفی کاریها و داستان تعقیب و گریز جالب بود ولی گاهی داستان از مسیر اصلی خارج میشد. ایراد دیگر داستان طولانی بودن داستان بود. شخصیت پردازی داستان بد نبود ولی گاهی نمیتونسته یک ایده ثابتی از یک شخصیت داشته باشی و هی عوض میشد. این داستان به عنوان یک رمان سرگرم کننده میتونه جالب باشه. یک قسمت از داستان کلا سانسور شده بود که خیلی عجیب بود چون کاملا محسوس بود. گاهی مثل کلاف سردگمی در هم میپیچید. مخصوصا قسمت خانواده شایگان بی موردترین قسمت بود که اگر حذف میشد اصلا اتفاق خاصی نمی افتاد.
داستان زیبا بود اگر این همه از واقعیت دور نمیشد و این همه جنایت درش اتفاق نمی افتاد و دیگه اینکه بهگل و حامین تا یه جایی از داستان باهم می جنگیدند ولی یک دفعه ورق برمی گرده و دچار عشق آتشین میشند و اینکه نویسنده محترم باید بدونه صیغه دختر باکره بدون اجازه پدر باطله و حامین که فردی مذهبی بوده اینو نمی دونسته؟ دیگه اینکه داستان پر از غلط املاییه این از یه نویسنده که فرهنگیه بعیده
