کتاب داستان زنی است که با آزارهای مکرر همسرش بدون هیچگونه از وسایل زندکی و پولی از خانه فرار میکند و از اینجاست که باهمت و پشتکار و ابتکارات خود زندگی امروز را به فردا میرساند. باتمام سختیها لب به شکایت نمیگشاید و حتی در یک عروسی به قول خودش به رقص و شلنگ تخته انداختن میپردازد و درآخر... باید بخوانید. ترجمه خانم الفت با توجه به موضوع کتاب به زیبائی صورت گرفته و سپاس ازکتابراه
خیلیا گفتن این کتاب خوبه ولی حقیقتا من تا نصف این کتابو خوندم چیزی جز اینکه شخصیت اصلی داستان فقط میگفت پول ندارم غذا نخوردم دارو ندارمچیز خاصی عایدم نشد. خیلی الکی سختیایی کارکتر داستانو کش دادن که به نظرم بی مورد بود.