نقد، بررسی و نظرات کتاب پشت کوههای بلند - عباسعلی رفیعی دولت آبادی
حمزه خاک
۱۴۰۵/۰۴/۰۲
00
توصیف محل و نفرات بسیار زیبا انجام شده بطوری که در ذهن می شود تصویری واضح از اماکن و نفرات ساخت، داستان خط مستقیم نداشت مدام سینوسی بود یا در اوج فلاکت و یا در اوج خوشبختی و این تغییرات به زیبایی انجام می گیرد و باور پذیر است بنحوی که در اوج خوشبختی آرزو میکنی اونجا بودی و یا اون لحظه را تجربه کنی و بلعکس در لحظه غم تصور آنهمه بدبختی بسیار سخت می شود ای کاش درلحظه اوج و خوشبختی تموم می شد اما به انتخاب نویسنده احترام می گذارم چون مستحق احترام می باشند
داستان با مشکلات روزمره ی تکراری توی فرهنگ قدیم ایران شروع میشد تا قهرمان داستان از دل سختی ها بیرون بیاد و به سمت ستاره شدن پیش بره، و در نهایت بی دلیل قانع کننده ای خاموش بشه. اینکه دانشمندان و آدم های بزرگ ممکنه در کودکی با سختی زندگی دست و پنجه نرم کنن شکی نیست ولی زمانیکه تونستن آسمون تاریک زندگیشونو روشن و ستاره بارون کنن، چرا بی دلیل و منطق خودشونو از صفحه روزگار محو کنن، از نقاط مبهم و تاریک داستان پشت کوههای بلند بود.
