تلاقی سنت و رنج؛ بازخوانی رنج های ساختاری در روایت نسل هابازتاب آیین ها در تار و پود خانواده این اثر، فراتر از یک داستان خانوادگی ساده، در واقع «تاریخچه درد» یک نسل است. داستان با تمرکز بر انتقال عقاید و ارزش ها از نسلی به نسل دیگر، به بررسی دقیق چگونگی بازتولید مفاهیم مردسالاری، تبعیض جنسیتی و ساختار قدرت در درون یک واحد کوچک اما پیچیده به نام «خانواده» می پردازد. نویسنده با ظرافت، موضوعاتی نظیر ازدواج های زودهنگام و کلیشه های جنسیتی را به تصویر کشیده تا نشان دهد چگونه سنت ها می توانند همزمان هم «پناهگاه» باشند و هم «زندانی».
توصیف محل و نفرات بسیار زیبا انجام شده بطوری که در ذهن می شود تصویری واضح از اماکن و نفرات ساخت، داستان خط مستقیم نداشت مدام سینوسی بود یا در اوج فلاکت و یا در اوج خوشبختی و این تغییرات به زیبایی انجام می گیرد و باور پذیر است بنحوی که در اوج خوشبختی آرزو میکنی اونجا بودی و یا اون لحظه را تجربه کنی و بلعکس در لحظه غم تصور آنهمه بدبختی بسیار سخت می شود ای کاش درلحظه اوج و خوشبختی تموم می شد اما به انتخاب نویسنده احترام می گذارم چون مستحق احترام می باشند
داستان با مشکلات روزمره ی تکراری توی فرهنگ قدیم ایران شروع میشد تا قهرمان داستان از دل سختی ها بیرون بیاد و به سمت ستاره شدن پیش بره، و در نهایت بی دلیل قانع کننده ای خاموش بشه. اینکه دانشمندان و آدم های بزرگ ممکنه در کودکی با سختی زندگی دست و پنجه نرم کنن شکی نیست ولی زمانیکه تونستن آسمون تاریک زندگیشونو روشن و ستاره بارون کنن، چرا بی دلیل و منطق خودشونو از صفحه روزگار محو کنن، از نقاط مبهم و تاریک داستان پشت کوههای بلند بود.
کتاب، داستان بدی نداره. ولی ایرادهای زیادی داره از اول داستان تا اخر داستان خیلی جاها بهم ریخته اس یا نویسنده اسامی رو یادش رفته در موقع چاپ باید ایرادها رو رفع میکرد. یک نمونه اش اول داستان حبیب پسر سوم کل حسین و شهربانو هستش میری جلوتر میشه پسر غلام!!!
کتاب خوبی بود، داستان زندگیه چند نسل از خانواده ای ایرانی، اولای کتاب خیلی بهتر بود، همه چیزو کامل توضیح داده بود، ولی داستان هرچی جلوتر میرفت کلی تر بیان شده بود، ولی در کل داستان خوبی بود، حتما بخونین پشیمون نمیشین🌻
داستانش از زندگی یه پسر جوان شروع میشه و به چهار نسل بعدش می کشه و این موضوعش ایراد نداره ولی اینکه تو هر نسلش پای مرگ فرزند رو به میون میاره و در هر برهه احساسات خواننده رو جریحه دار میکنه
داستان کتاب بسیار زیباست. اما داستان خیلی سریع جلو میره و روابط قهرمانان کتاب در بعضی صفحات جابجا شده. پایان کتاب بطوری ناگهانی با یک توضیح کوتاه تمام میشه. من رو در خماری گذاشت چونکه انتظار بیشتری داشتم.
روایت زندگی چند نسل با تمام فراز و نشیبها، سختیها و شیرینیهای زندگیشون بود. داستان ساده و روانی بود و اینکه زندگی از زبان و دیدگاه شخصیتهای مختلف بیان شد جالب بود. در کل بد نبود.
داستانهای این کتاب بر اساس واقعیت است و روایت سه نسل از یک خانواده روستایی است با تلخی و شیرینی های زندگی شان. امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید. با تشکر از نظر همه دوستان
شخصیت های داستان فقط یک سری آدم هایی هستند که ازشون نام برده میشه و بعد از پشت سر گذاشتن یک سری اتفاقات بی دلیل از بین میرن، اتفاق پایانی کتاب کاملا غیرمنطقی، کلا انگار این کتاب رو یک کسی برای گذران وقت نوشته
از ادبیات نویسنده اصلا خوشم نیومد یه جا نوشته که با مرد عربه ازدواج کرد باید می گفتی با یه مرد عرب زبان ازدواج کرد اگه قراره وارد جامعه نویسندگان بشید ابتدا ادب و ادبیات نوشتن داشته باشید
داستانهایی شیرین و با زبانی خودمانی که از خواندن آن لذت بردم. امیدوارم کتاب و کتابخوانی در جامعه گسترش پیدا کند و تشکر از کتابراه بابت فراهم کردن بستر آن