این دومین کتاب بعد از بخش دی هست که از این نویسنده خوندم. برخلاف بخش دی که از اول تا آخر هیجان بود، این آخرش وا رفت، مثل کیکی که هنوز نپخته بود ولی چون مهمون اومده زود فر در اومده. عملا کل کتاب یک خواب بود که طرف دیده؟؟؟؟ اون همه تقلا برای آزادی و بعد دیدن شوهرش همه رو خواب دیده؟؟؟؟؟ مثل تصادف و تو کما بودنش؟؟؟؟؟؟ کلید اسرار بود یعنی که عاقبت کارش رو دید و انجامش نداد؟؟؟؟ کتابراه عزیز یا هر کاربری که کتاب رو خونده لطفا جواب بده
باسلام این اثرخانم مک فادن به خوبی اثرهای دیگرش نبود خیلی ضعیف عمل کرده بود از نظر تعلیق ومعماخوب بود کشش داشت ولی وقتی میبینی تمام وقتی که روی این کتاب گذاشتی و وقایع آن، را باهیجان دنبال میکنی ولی در آخر.... همه این ماجراها اتفاق نیفتاده و موضوع چیز دیگری بوده!!!! درحقیقت خواننده رودست خورده!!!؟؟ این موضوع برام جالب نبود ازاین نویسنده من انتظار بیشتری داشتم باتشکر از کتابراه
قشنگ بود کتابش… و غیرقابل پیش بینی… (اسپویل) همیشه میگن که تو لحظه های اخر زندگی، زندگیت مثل یه فیلم از جلو چشمات میگذره …زندگیش به اندازه یه کتاب ۱۰۰ صفحه ای از جلو چشماش عبور کرد…. مرگ واقعا چیز ناشناخته ایه…
با همچین عنوانی انتظار ماجراهای چالشبرانگیز تر و التهابات و فرازو نشیب بیشتری بودم. در مقایسه با باقی کار هاشون خیلی ضعیف ظاهر شده خانم مک فادن و انتظار کتاب خیلی بهتر و سطح بالاتری داشتم.