در یک داستان با تم جادوگری دو خواهر وجوه دیگری از خود را کشف میکنند! دییردره سولیوان در کتاب مرگ ناکار شما را به سفری رعبآور در دل یک شهر عجیب در ایرلند میبرد؛ شهری که به تکههای اجساد بدن دختران ناپدید شدهاش معروف است. آیا این دختران قربانی جادویی شوم شدهاند یا پای یک قاتل انسان در میان است؟ این داستان رعبآور نوجوانانه شما را به دل وحشت میبرد، پاسخ بسیاری از سؤالهایتان را میدهد و با پرسشهایی رهایتان میکند. از لابهلای سطور این کتاب خون بیرون میزند، ولی از لذتبخش بودن آن نمیتوان گذشت!
دربارهی کتاب مرگ ناکار
کتابی پر از خون و خونریزی! توصیف دقیق لاشه حیواناتی که زمین این شهر را پر کردهاند؛ دو خواهر که بعد از ازدواج مادرشان با ناپدری که در یک قلعه زندگی میکند به شهری عجیب در ایرلند میروند که دختران جوان در آن ناپدید میشوند؛ همه و همه به این معنی است که ما با کتابی هولناک روبهرو هستیم. حالا به همهی اینها، فاکتور ترسناک جادوگری هم اضافه کنید.
کتاب مرگ ناکار (Perfectly Preventable Deaths) در یک کلام ،هیچ چیز برای ترساندن شما کم ندارد و دییردره سولیوان (Deirdre Sullivan) ایرلندی هم برای حبس کردن نفس شما در سینه از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است. در همین ابتدا بگوییم که اگر به خشونت علیه حیوانات حساس هستید، بهواسطهی توصیفات دقیق نویسنده احتمالاً اندکی اذیت خواهید شد. بهعلاوه اگر از خون خوشتان نمیآید هم باید فکری غیر از خواندن این کتاب بکنید.

داستان کتاب مرگ ناکار در مورد دو خواهر است که به همراه مادر و ناپدری جدیدشان به شهری میروند که به یک چیز معروف است: قتل! آن هم نه قتل همه، قتل دختران و پیدا کردن تکههایی از بدن در کوههای اطراف...! آنها به همراه مادر و ناپدری تازهشان به قلعهای که محل زندگی پدرخوانده است نقل مکان میکنند. قرار است در خانهی جدید که یک قلعهی واقعی است، با خالهی ناپدریشان یعنی مامو زندگی کنند. زنی عبوس که نگاههایش انگار درون آنها را میبیند. بالیفران، شهری که به آن نقل مکان کردهاند، شهر کوچکی است که مانند همهی شهرهای کوچک دیگر همه همدیگر را میشناسند، اما به نظر میرسد جز یک نفر، هیچکس دوست ندارد با تازهواردها آشنا شود. آن فرد اجتماعی در این شهر عبوس کسی نیست جز لون، پسری بیستساله که علاقهی متقابلی بین او و کتلین شکل گرفته است. کتلین شدیداً احساس علاقه به لون میکرد، ولی به همان اندازه مدلین از او خوشش نمیآمد.
در همین حال و احوال، مدلین خودش هم احساسات عجیبی را تجربه میکند؛ نوعی حس در درونش به او میگوید چیزهایی در این میان در جای خودشان نیستند. اسم فصول کتاب نام چیزهایی است که قرار است از او و خانوادهاش محافظت کنند و این کتاب را مانند یک کتاب دارویی سنتی کردهاند.
رابطه دو خواهر به قدری زیبا به تصویر کشیده شده که قطعاً آن را دوست خواهید داشت. داستان آرام پیش میرود و به یک باره پس از رسیدن به نقطهای که دو خواهر در جنگل روباهی قربانی شده پیدا میکنند و مامو را بیشتر میشناسند سرعت بیشتری میگیرد. نثر جذاب نویسنده به گونهای است که نه خواننده از آن سرعت آرام ابتدایی رمان که در حال آماده کردن مخاطب است خسته میشود چراکه در خدمت فضای وهمآلود داستان است نه از سرعت خوبی که در یک سوم انتهایی میگیرد، چرا که باز هم با فضای هیجانی کتاب هماهنگ است. در پیچشی خیرهکننده در این کتاب ایرلندی مادلین خود هم به نیروهای جادوییاش پی میبرد و حالا باید تصمیم بگیرد که آیا همهی برنامههای آینده را برای جادوگر شدن زیر پا بگذارد و خواهرش را نجات دهد یا تصمیم دیگری بگیرد؟
اگر به دنبال کتابی هستید که شما را کاملاً در فضایی وهمآلود اما واقعی غرق کند و روابط خانوادگیاش باورپذیر باشد، کتاب مرگ ناکار که انتشارات ایرانبان با آن را با ترجمهی آلاله ارجمندی منتشر کرده، انتخاب بسیار مناسبی برای شما خواهد بود.
نکوداشتهای کتاب مرگ ناکار
- دییردره سولیوان نگاهی ماهرانه به ترس دارد و در این کتاب یک ترس اعتیادآور ایجاد میکند که خواننده نتواند کتاب را زمین بگذارد. اما کتاب مرگ ناکار اصلاً کتاب تلخی نیست و امید هم در آن میدرخشد. (سارا ماریا گریفین، نویسنده)
- این رمان سفری هیجانانگیز و وهمآلود به دنیای دو خواهر، عشق اول و نیروهای تاریکی است که گویی از دید همه پنهان ماندهاند. کتاب مرگ ناکار با طنز و صمیمیت خود شما را جذب میکند و سپس با ترس و پیچشهایی که مانند استیفن کینگ هستند شما را غافلگیر خواهد کرد. هیچکس در مورد نوجوانان یا جادوگران نمیتواند مانند دییردره سولیوان بنویسد و بیشک این بهترین رمان او تا به امروز است. (دیو رادن، نویسنده)
- من کاملاً شیفته مادلین و این تصویر هوشمندانهای شدم که نویسنده از او ساخته است. در این کتاب عجیب که در یک شهر کوچک مرموز میگذرد هیچکس نه دختران، نه موجودات دیگر از دست شکارچیان در امان نیستند. دییردره سولیوان داستانی نوشته که هم دردناک و لطیف و هم ترسناک و دلهرهآور است. او با تبحر خود جهانی را به تصویر کشیده که جادو و عشق در آن هم قدرت عظیم و هم پیامدهای ویرانگری دارند. (کلر هنسی، نویسنده)
کتاب مرگ ناکار برای شما مناسب است اگر
- دیدن صحنههای خون و فضای دلهرهآور برایتان هیجانانگیز است.
- غرق شدن در تعلیق و دنیای وحشت را دوست دارید.
- به داستانهایی با تم جادوگری و فضاهای تاریک علاقهمند هستید.
در بخشی از کتاب مرگ ناکار میخوانیم
کتلین پشت میز آشپزخانه، مشغول بافتن موهایش بهشکل تیغماهی بود. شب قبلش ناخنهایمان را درست کرده بود. برای خودش لاک بنفش براق زده بود و برای من طوسی. کلاسهایمان از آن روز شروع میشد. انگشتانم میلرزیدند و به رومیزی آشپزخانه چنگ زده بودند. ترش کرده بودم. دلم شور میزد. فنجان چایم را روی میز گذاشتم و مشغول مرتبکردن آنجا شدم. لکههای چای توی فنجانهای چینی را سابیدم. ممو را دیدم که روی چیز کوچکی توی باغ، خم شده بود. نرم و تیره بود. نمیفهمیدم یک مشت خاک بود یا پرندهای کوچک. انگشتانش را دورش قفل کرده بود و حالت صورتش، چیزی بروز نمیداد. از جایش بلند شد و قبل از اینکه برگردد، چشمش به من افتاد. دستی را روی شانهام حس کردم و از جا پریدم.
مامان گفت: «من فنجونها رو تمیز میکنم.»
درحالیکه سعی میکردم بر خودم مسلط شوم، گفتم: «نه. کاری نداره.»
با لبخندی گفت: «من دیگه کلی وقت آزاد دارم. دیگه یه خانوم آزاد و راحتم.» هردویمان میدانستیم کل روز سرش شلوغ خواهد بود. مدلش بود. مامان معلم پیشدبستانی بود. از کارش توی کورک مرخصی گرفته بود تا اگر لازم شد، بتواند دوباره برگردد. همیشه فکر خانهی پُر را میکرد. فکر میکنم من و مامان توی این مسئله مثل هم بودیم. با این تفاوت که مامان امید داشت همهچیز خوب پیش میرود. نصف بقیهی ساندویچ تستم را کنار گذاشتم. کتلین درحالیکه تست دیگری را توی دهانش میچپاند، بهم لبخند زد.
بله

















