این کتاب موضوع جدیدی رو مطرح نکرده ولی بخاطر نویسنده ش نیکول لپرا خوندمش. کتاب دربارهی تاثیرات زندگی کودکی و نحوه دلبستگی و تعامل با والدین و اطرافیان، در زندگی بزرگسالی نوشته شده. نویسنده به معرفی انواع آسیبهای کودکی و دلایلش پرداخته و در فصلهای بعد به الزام مرز گذاری با افراد برای التیام و بهبود آسیبها پرداخته. نگارش و ترجمه و محتوای کتاب برای همه افراد کاملا آسان و قابل درک هست.
چیزی که درمورد این کتاب دوست دارم اینکه نویسنده با بیان کردن تجربیات شخصی خودش، یک نوع ارتباط با خواننده برقرار میکنه و اون حس نزدیکی یا کنجکاوی، باعث میشه به خوندن ادامه کتاب علاقه مند بشی و احساس کنی از بیان خیلی روان و ساده استفاده شده. این از نکات مثبت این کتاب بود که توی فصل های اول حسش کردم و باعث شد بخواهم به خوندن ادامه بدم.
خوده، خوده زندگی، چالشها، فشارها، لذت ها، فرمول زندگی کردن، هنر خود را بخشیدن، و اینکه زندگی خیلی خیلی خیلی.... بزرگتر از ماست... فاز منفی در کنار کارهای مثبت و تاثیر گذار، معنی، مفهوم پیدا میکنه... منتهی زیباتر، کنترل شده تر.... سلامت باشین و پرروزی....
با اینکه مطالبش برام تکراری بود ولی نکات آموزنده خوبی داشت برای کسی که اولین بار میخواد کتابی با این موضوع بخونه پیشنهاد میکنم این کتاب اولین کتابی باشه که میخونه