کتاب سرزمین خوزستان، تاریخ و مردم آن اثر ادیبالدین کسروی، اثری در حوزهی تاریخ محلی ایران است که از ترکیب پژوهشهای میدانی، مصاحبهها و مستندات تاریخی حاصل شده است. نویسنده در این کتاب به هشت هزار سال تاریخ، فرهنگ، طوایف و شهرهای خوزستان، این خطهی کهن، پرداخته است.
دربارهی کتاب سرزمین خوزستان، تاریخ و مردم آن
خطهی خوزستان یکی از کهنترین تمدنهای زمین را در خودش جای داده است. کتاب سرزمین خوزستان، تاریخ و مردم آن اثری است از ادیبالدین کسروی که با ترکیبکردن پژوهش و عشق وطندوستانه، تاریخ کهن و زندگی مردم یکی از دیرینهترین استانهای ایران را بازگو میکند. او که سالیان سال در اهواز زندگی میکرده، با بزرگان و ریشسفیدان ایلات و عشایر آن ناحیه ارتباطی نزدیک داشته و توانسته روایتی بر مبنای تحقیقات میدانی، مشاهدههای شخصی و ارجاع به منابع تاریخی معتبر، در این اثر فراهم کند.
در این کتاب به سفری در زمان میرویم. ادیبالدین کسروی تاریخ خوزستان را از دوران پیدایش تمدنهای نخستین آغاز کرده است؛ از ایلامیان و سومریان تا هخامنشیان و ساسانیان، و سپس گذر از قرون اسلامی تا روزگار معاصر. در این میان، رودها، دشتها و کوههای این سرزمین بهعنوان بستر شکلگیری فرهنگ و تمدن معرفی میشوند و سپس طوایف، ایلها و شهرهای مهم، از شبانکاره تا شوش، شوشتر و دزفول به مخاطب شناسانده میشود و آثار باستانی همچون هفتتپه و مسجدسلیمان با جزئیاتی کمنظیر معرفی میگردند.
لحن کتاب سرزمین خوزستان، تاریخ و مردم آن سرشار از غرور ایرانی و ستایش نیاکان این دیار است و داستانهایی از حماسههای مقاومت در برابر یورش بیگانگان و روزگار آبادانی و شکوه این خطه را برایمان روایت میکند. ما در این صفحات صرفا با دادههای مستند تاریخی روبهرو نیستیم بلکه روح پرصلابت مردم خوزستان را نیز خواهیم شناخت. این کتاب برای هر ایرانیای که دل در گروی تاریخ، فرهنگ و هویت ملی دارد، اثری است که باید در کتابخانهاش جای بگیرد چراکه گنجینهای از گذشته است که چراغ راه امروز و فردای این مرز و بوم خواهد بود. این اثر به همت انتشارات ناهونته منتشر شده است.
کتاب سرزمین خوزستان، تاریخ و مردم آن برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر برای علاقهمندان به تاریخ و هویت ایران و همچنین پژوهشگران و دانشجویان رشتههای تاریخ، مردمشناسی و ایرانشناسی مناسب است.
در بخشی از کتاب سرزمین خوزستان، تاریخ و مردم آن میخوانیم
ناسخالتواریخ مینویسد: «در سال 19 ق. پادشاهی اهواز را هرمزان داشت و او مردی دلیر بود و از خانواده ملوک. در نبردهایی با تازیان، چندی در سوق الاهواز حصاری شد و هنگامی که آهنگ دفاع کرد 20 هزار مرد از شوشتر به مدد او رسید. سپس سپاه فارس برای جنگ با ابوموسی به کمک هرمزان آمد عمر فرمان حمله و تصرف اهواز را صادر کرد.» قبیله کنیب بن وائل در حدود اهواز جای داشتند و از هرمزان ایشان را ستمها رسیده بود با او از در خصمی میزیستند هنگام حمله تازیان ایشان هم یکی به سبب هم نژادی و یکی برای تلافی ظلمها علیه سپاه ایران طغیان کرده با سپاهیان عرب همدست شدند و به این ترتیب اهواز به تصرف عرب در آمد».
در تاریخها نوشتهاند اهواز در دوره امویان و عباسیان آباد بود و رونق بسیار داشت و مرکز زراعت نیشکر بوده در اواخر قرن سوم ه ق به سبب فتنه صاحب الزنج (علی بن محمد عبدالرحیم علوی) رو به انحطاط گذاشت بعدها عدهای تا اندازه در آبادی مجد و آن کوشیدند ولی از میان رفتن سد بزرگ آن در سده نهم هجری سخت خراب و خالی از سکنه شد. باز تاریخ مینویسد اهواز (خوزستان) هفتاد شهر و قصبه آبادان داشت آنها چه شدند یکی بعد و دیگری ویرانه و خالی از مردم کشاورز و صنعتگر شد. سمعانی که کتاب خود را در میانه سده ششم نوشته میگوید: «و آن یکی از شهرهای مشهور بوده است که پر بود از علما و ائمه و تجار و متمولین بومی و بیگانه. اکنون بیشتر آن ویران شده و تلهای خاک به جای خانهها مانده است در آن جز کمی از مردمان نیست».
اهواز در آغاز حمله تازیان و پیش از آن بوسیله نهر شاهجرد به دو محله تقسیم میشد. محله باختری، آن که درمیان رود کارون و شاهجرد واقع میشده. جزیره و بخش خاوری آن را مدینه میگفتند ولی پس از چندی نهر شاهجرد طغیان کرد و اشغالگران تازی به واسطه بی مبالاتی در پی مرمت آن برنیامدند تا همه شهر خراب شد.
بله
















