شهرها برای چه کسی ساخته شدهاند؟ برای ساکنین آن یا صاحبان قدرت؟ فرن تانکیس در کتاب شهرهای طراحی شده با نگاهی جامعهشناختی به شهرسازی، به بررسی ارتباط بعد اجتماعی، فرایند شکلگیری شهرها، نحوهی استفادهی مردم از شهر و روند تولید مادی در محیطهای شهری پرداخته است.
دربارهی کتاب شهرهای طراحی شده
شهرسازی صرفا مسئلهای زیباییشناختی یا فنی نیست. در این ساختار نمیتوان حضور ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را نادیده گرفت. به همین روی فرن تانکیس (Fran Tonkiss) در کتاب شهرهای طراحی شده (Cities by Design) نشان میدهد که شهرسازی را میتوان از یک منظر، نوعی فرایند اجتماعی تلقی کرد.
فرن تانکیس نشان میدهد که برای درک کردن مشکلات زیستمحیطی، نابرابریهای اقتصادی و بیعدالتیهای اجتماعی باید به نحوهی شهرسازی نگاه کرد. چگونگی ساختن شهرها و تجربهی مردم از شهرها همان گونه که میتواند به مشکلات دامن بزند، میتواند آن مشکلات و تبعیضها را نیز از میان بردارد. نویسنده با نگاهی انتقادی با تمرکز بر طیف وسیعی از شهرهای توسعهیافته و در حال توسعه نشان میدهد که شهرسازی معاصر اساسا باید چه مسائل جامعهشناختیای را مدنظر قرار دهد.
کتاب شهرهای طراحی شده با ترجمهی نجما اسمعیل پور و میترا قربی در انتشارات دانشگاه یزد به چاپ رسیده است.
نکوداشتهای کتاب شهرهای طراحی شده
- فرن تانکیس گنجینهای از پژوهشها در حوزهی طراحی، برنامهریزی و مطالعات توسعه را پیش میکشد و از منظر خود، دیدگاهی قانعکننده دربارهی فرم شهری و مکانسازی ارائه میدهد که پیشفرضهای رایج، چه در جامعهشناسی چه در برنامهریزی، دربارهی ماهیت شهرها در قرن بیست و یکم را به چالش میکشد. (American Journal of Sociology)
- کتاب شهرهای طراحی شده اثری مهم با ذکاوت و وضوحی کمنظیر است که پیام سیاسی قدرتمندی دارد. (Morning Star)
کتاب شهرهای طراحی شده برای شما مناسب است اگر
- علاقهمند به موضوعات بینارشتهای دربارهی برنامهریزی شهری و جامعهشناسی هستید.
- دانشجوی شهرسازی، جغرافیا یا جامعهشناسی هستید.
در بخشی از کتاب شهرهای طراحی شده: زندگی اجتماعی فرم شهری میخوانیم
یکی از گرایشهای کلیدی مشهود در الگوهای فعلی جداییگزینی، «تمرکز ثروت» (Massey and Fischer 2003: 29) و خودتفکیکجویی ثروتمندان است که اغلب به واسطه معماری تدافعی دیوارها و دروازهها تحقق مییابد. توسعههای محصور با دروازههای ورودی و روستاهای حفاظتشده، که اغلب در توسعههای شهری مجلل ایالات متحده آمریکا یا انکلاوهای حفاظتشده آمریکای جنوبی مشاهده میشوند، اکنون، در بسیاری از محیطهای شهری دیگر یافت میشوند و به نابرابری اقتصادی یا ناامنی شهری دامن میزنند. این نوع شهرسازیِ پناهگاهی را باید در قالب حاشیهنشینی نخبگان و رهاشدگی شهرها درک کرد. اما استدلال دیگری نیز در مخالفت با این مورد مطرح است که عمل اجتماعی – مکانیِ در و دروازهدار کردنِ مجتمعهای مسکونی، راهی برای گنجاندن ساکنانی با درآمد بالا و متوسط در شهرهای نابرابر است. بنا بر این، الگوهای محلی یا «دانهای ظریف» جداییگزینی را میتوان ابزاری عملی برای محدودسازی خروج گروههای ممتازتر به خارج از مراکز شهری دانست که درجهای از «اختلاط» شهری را در بافتهایی دارای نابرابری عریان حفظ میکنند.
بخش پایانی بحثهای مطرح در این فصل به موضوع «تنوع در طراحی» میپردازد. طیف متنوعی از دستورالعملهای سیاستی در زمینههای مختلف شهری با هدف تمرکززدایی از فضاهای تحت تأثیر فقر و نیز با هدف تقویت اختلاط اجتماعی - اقتصادی و کارکردی آنها، وضع شده است. با این حال اختلاط و عدم اختلاط شهرها از طریق ابزارهای مختلف تحقق مییابد. بنا بر استدلالهایم در این زمینهها، تمایز بین فرایندهای بازارگرا و فرایندهای هدایتشده توسط دولت ممکن است دشوار باشد و الگوهای اعیانسازی در بسیاری از شهرها نیز حداقل در تنوعبخشی به نواحی شهری همانند سیاستهای طراحی برای ایجاد اختلاط، اثربخش بوده است. این منطقهای تنوعبخشی _که شامل درجات مختلف جابهجایی و سلب مالکیت است_ هر فرض ساده مبنی بر اینکه تعقیب تنوع اجتماعی یک کالای بیآلایش شهری است، را زیر سوال میبرد.
بله

















