یادتان میآید آخرین باری که کتاب خوب دستتان گرفتهاید، چه زمانی بوده است؟ یا شاید هنوز این تجربه را نداشتهاید! کتاب کتآب نطلبیده مراده نوشتهی علی ششتمدی یک دعوت بیتعارف است به دنیای کتابها با یک لحن خودمانی و پیشنهادهایی که میتواند شروع ماجراجویی کتابخوانی شما باشد. اگر هنوز با دنیای کتابها آشتی نکردهاید، این کتاب میتواند آغاز خوبی باشد و به زبان ساده به شما نشان میدهد که کتابخواندن قرار نیست کار سختی باشد. حتی ممکن است لذتبخشترین قسمت روزتان هم باشد!
دربارهی کتآب نطلبیده مراده
دوست دارید کتابخوان شوید اما نمیدانید باید از کجا شروع کنید؟ ما همیشه از فواید کتابخواندن شنیدهایم؛ از تأثیرش بر ذهن و تمرکز گرفته تا کاهش استرس و افزایش قدرت تحلیل. اما کتآب نطلبیده مراده نوشتهی علی ششتمدی، راه متفاوتتری را در پیش گرفته است. کتآب نطلبیده مراده نه با شعار، نه با آمار خشک و از همه مهمتر نه با حالت دستوری بلکه با زبانی ساده و خودمانی، مخاطب را وارد گفتوگویی صمیمی دربارهی کتابخواندن میکند. انگار علی ششتمدی نه پشت تریبون، بلکه روبهرویتان نشسته و از تجربهی خودش میگوید؛ تجربهای که با شغل خبرنگاری گره خورده و با دنیای کتاب معنا پیدا کرده است.
یکی از ویژگیهای مثبت این کتاب، نگاه کاملاً واقعی و صادقانهی آن به موضوع کتابخوانی است که برای مخاطب امروزی که درگیر کار و شلوغیست، قابل لمس خواهد بود. کتاب با پرسشهایی ساده شروع میشود: یادتان هست اولین بار کی کتابخوان شدید؟ با چه کتابی وارد دنیای مطالعه شدید؟ و از همه مهمتر اینکه اگر هنوز این مسیر را شروع نکردهاید، چطور میشود دست به کار شد؟

از کجا شروع کنید؟ نترسید، قرار نیست جنگ و صلح بخوانید!
علی ششتمدی در کتآب نطلبیده مراده میگوید اگر هنوز شروع نکردهاید، وسواس نداشته باشید. به گفتهی خود نویسنده اول سراغ کتابهای «خوشخوراک» بروید؛ کتابهایی که راحت خوانده میشوند، جذاباند و کمک میکنند به تدریج با کتاب انس بگیرید. وقتی این مسیر شکل گرفت، آنوقت زمانش میرسد که به سمت کتابهای عمیقتر و چالشبرانگیزتر بروید. این نکته، یکی از نکات طلایی کتاب است؛ مسیری واقعی برای ساختن یک عادت ماندگار. برای شروع سراغ جنگ و صلح تولستوی نروید. ژانر مورد علاقهی خود را بشناسید و کتابهایی ساده از آن انتخاب کنید.
یکی دیگر از ویژگیهای جذاب کتآب نطلبیده مراده این است که فقط دربارهی «کتابخوانی» صحبت نمیکند، بلکه وسط گفتوگوها، خودش هم کتاب معرفی میکند. بعضیها آشنا، بعضیها کمتر شنیدهشده، ولی همگی در مسیر آشنایی با جهان مطالعه مؤثرند. حتی در بخشی از کتاب، دستهبندیهایی برای کتابها ارائه میشود. این بخشها برای کسانی که نمیدانند از کجا شروع کنند، بسیار راهگشاست.
یکی از بخشهای جالب کتاب، جایی است که دربارهی کتابهای زرد حرف میزند. اینکه چطور با کمی دقت و شناخت، میتوان کتابهای بیارزش و سطحی را تشخیص داد. اینجا، کتاب کمکتان میکند تا ذائقهی کتابخوانیتان را شکل بدهید و انتخابهایی هوشمندانهتر داشته باشید. علی ششتمدی فقط دربارهی چی بخوانیم حرف نمیزند، بلکه از مهارتها و نکاتی صحبت میکند که برای کتابخوان شدن واقعاً به کار میآیند. این جزئیات ساده و صادقانه، چیزیست که «کتآب نطلبیده مراده» را از بقیهی کتابهای مشابه متفاوت میکند.
کتآب نطلبیده مراده فقط به ما نمیگوید بخوان؛ بلکه نشان میدهد چطور بخوانیم، از کجا شروع کنیم، چطور ادامه بدهیم، کجا کتاب پیدا کنیم و این مسیر چه تأثیری ممکن است بر ذهن، روابط و حتی جامعهمان بگذارد. یکی از فصلهای جذاب کتاب، جاییست که نویسنده به تکنولوژی کتابخوانی و ابزارهای امروزی اشاره میکند؛ از اپلیکیشنهای مطالعه گرفته تا ایبوکها (کتابخوانهای الکترونیک) و کتابهای صوتی. او با نگاهی دقیق که مبتنی بر تجربهی خودش هم هست، توضیح میدهد که چطور میشود با تنظیمات سادهی صفحهنمایش، از آسیب به چشم جلوگیری کرد، یا چطور استفاده از ایبوکها میتواند مطالعهای راحتتر و بیحواسپرتی فراهم کند.
اگر شما همین حالا دارید این معرفی را در اپلیکیشنی میخوانید، احتمالاً یکی از همان خوانندههایی هستید که نویسنده به آنها اشاره کرده؛ کسانی که قدر زمانهای از دسترفته را میدانند و حاضرند از امکانات دیجیتال برای بیشتر کتاب خواندن استفاده کنند. این کتاب نهتنها شما را بابت این انتخاب تحسین میکند، بلکه راههایی برای بهتر استفاده کردن از این اپها هم پیش پایتان میگذارد.
در نهایت، «کتآب نطلبیده مراده» مثل یک راهنما نیست، مثل یک دوست همراه است؛ دوستی که نه تنها به شما مسیر مطالعه را نشان میدهد، بلکه خودش هم کنار شما قدم برمیدارد. اگر مدتیست از کتابها فاصله گرفتهاید یا هنوز وارد این دنیا نشدهاید، این کتاب میتواند همان تلنگر کوچک اما مهم باشد که دنبالش بودید. این کتاب را انتشارات هزاره ققنوس منتشر کرده است.
کتآب نطلبیده مراده برای شما مناسب است اگر
- از آن دسته افرادی هستید که میخواهید کتابخوانی را شروع کنید، اما نمیدانید از کجا باید شروع کرد و از کتابهای آموزشی خشک خسته شدهاید.
- فکر میکنید کتابخوانی فقط برای آدمهای خاص است.
در بخشی از کتاب کتآب نطلبیده مراده: دستنامه و راهنمای خودمانی در مورد پیوستن به جمع کتاب خوانها میخوانیم
اوضاع در مورد کتابهای فلسفهمحور نیز تا حدودی شبیهِ کتابهای علمی است. کمتر میتوان تردید کرد که خوانندۀ کتاب «اخلاق» اسپینوزا، دارای سوادِ تخصصی در حوزۀ فلسفه است، همچنین کتابِ جمهوریِ افلاطون را نمیتوان بدون دانشِ تاریخ و فلسفه فهمید. آن کسی که میخواهد بهعنوانِ مطالعۀ عمومی سراغ کتابهای با موضوعِ فلسفه برود، احتمالاً ترجیح میدهد سراغِ «مسئلۀ اسپینوزا» اثر اروین یالوم34 یا «دنیایِ سوفی» به قلمِ یوسِتین گردِر برود.
نکتۀ مهم در مورد این نوع کتابها، آگاهی از این مسئلۀ مهم است که روایتِ امثال یالوم از اسپینوزا، نیچه یا شوپنهاور، در حوزۀ ادبیات داستانی دستهبندی میشود و در اصل، اینها کتابهایی فلسفی نیستند! ولی ازآنجاکه در مطالعۀ عمومی و غیرتخصصی معمولاً نمیتوان سراغ مباحث سنگینِ فلسفی رفت، اینطور کتابها جاذبۀ بیشتری دارند و یک شمایلِ کلی از فلسفه را نیز به مخاطبشان ارائه میدهند. کتابِ مشهورِ «دنیایِ سوفی» را نیز معمولاً به افرادِ غیرمتخصص که میخواهند در مورد فلسفه بدانند پیشنهاد میدهند.
در کل، بازارِ کتابهایی که رنگ و لعابِ فلسفی دارند اما محتوایشان کاملاً عامپسند است تا حدودی رونق گرفته و به نظر من حکایتِ اغلبِ این کتابها، شبیهِ کلاغی است که رنگش کنی و جای طوطی بفروشی! پس فکر نکنید با خواندنِ این کتابها قرار است از فلسفه چیزی بیاموزید!
دو راه برایِ فلسفه آموختن در حدِ غیرتخصصی وجود دارد: اول اینکه کتابهای روایتگرِ تاریخِ فلسفه را بخوانیم. کتابی با همین عنوان از ویل دورانت بسیار مشهور شده و اغلب آن را میشناسیم. کتابهای دیگری نیز هستند از نویسندههای ایرانی و غیرایرانی که سعی کردهاند روند و تطوّر فلسفه را در طول تاریخ روایت کنند: از اسکولاستیک تا فلاسفۀ عصرِ مدرن. این کتابها آشناییِ ضمنی و کلی در مورد فلسفه ایجاد میکنند، البته خوانش آنها جذابیتِ کمتری دارد.
بله


















