راستش بیشتر از اینکه یک رمان عاشقانه و جذاب باشه شبیه دفتر خاطرات بود.... اول داستان با توصیف سختیها و مشکلات دختری بنام نجوا شروع شده بود و تقریبا یک سوم کتاب همینطور پیش رفته بود اما انگار نویسنده دیگه حوصله ش سر رفته بود و تصمیم گرفته بود داستانو زودتر تموم کنه چون از بیان اتفاقات آخر کتآب. خیلی سریع رد شده بود... در هر حال ممنون از کتابراه
داستان نثر ساده و روانی داشت، محیطسازی و شخصیتپردازی هم خوب بود. البته به نظرم کمی کلیشهای بود و جا داشت احساسیتر و هیجانیتر نوشته بشه. همچنین فکر نمیکنم لازم بود روایت تا چندین سال بعد هم ادامه پیدا کنه.