نقد، بررسی و نظرات کتاب تنگنا - لئونید آندریف
تبدیل شدن عقلانیت افراطی به ضد خود (یعنی جنون، فروپاشی روانی یا بیمنطقی)، یکی از پیچیدهترین پارادوکسهای روانشناختی و فلسفی است. این پدیده زمانی رخ میدهد که انسان گمان میکند میتواند تمام ابعاد وجودی خود و جهان پیرامونش را صرفاً با ابزار منطق و محاسبه، کنترل و پیشبینی کند.
لیانید آندری یف با اکسپرسیونیسمی که در این کتاب از آن استفاده کرده، در تلاش است تا این نوع جنون را به ما نشان دهد.
لیانید آندری یف با اکسپرسیونیسمی که در این کتاب از آن استفاده کرده، در تلاش است تا این نوع جنون را به ما نشان دهد.
رفت جزو بهترین کتابهایی که خوندم خوشحالم از اینکه نویسنده جدیدی پیدا کردم که باهاش اوقات خوبی میگذرونم کتاب درمورد دکتر متخصصیه که مرتکب قتل شده ولی نمیدونیم از سر جنون و دیوانگی بوده یا با عقل سلیم در کل کتاب یادداشتهای اعترافی خود دکترو میخونیم که در عین اعتراف به نظر میاد داره خودشو تبرئه میکنه.

قتل یکی ازین کارهاست که نه جرئت میخواهد نه شجاعت و نه جنون
کشتن یک نفر آن هم وقتی بقیه فکرمیکنند از دست تو برنمی آید بسیار لذت بخش خواهد بود
در طول کتاب دکتر گفته بود این افکار نوعی خودتلقینی هستن ولی میخوام چیزی رو به این حرف اضافه کنم
همهی افکار خودتلقینی هستن یعنی شما یچیزی میبینی و یادمیگیری و دیگران و حتی شاید خودت به خودت باورنداری ولی چون میخوای انجامش بدی برای خودت باوردرست میکنی و این اسمش میشه خودتلقینی
علاوه بر اینها لجبازی برای ثابت کردن خودش به خودش هم مقداری ازین افکار به اصطلاح جنون رو تامین میکرد
اگه کسی بگه نمیتونی و واقعا بتونی آیا لذت بخش نیست؟
یا کسی بگه میتونی و واقعا نتونی؟