کتاب سرگذشت من اثری است که آنتونی ترالاپ در آن به شرح صادقانهای از زندگی خود و تجربیاتش میپردازد. او در این کتاب از خاطراتش میگوید و از روایت هیچگونه جزئیاتی فروگذار نمیکند. اثری که با سبک دلنشین، طنازانه و منحصربهفرد ترالاپ به کتابی خواندنی و در عین حال آموزنده بدل شده است که مخاطبانش به ویژه علاقهمندان به دنیای نویسندگی را به مطالعه ترغیب میکند.
دربارهی کتاب سرگذشت من
آنتونی ترالاپ (Anthony Trollope) رماننویس شهیر انگلیسی در عصر ویکتوریایی، ازجمله نویسندگانی است که آثارش توانسته مرزها را درنوردد و بر ادبیات جهان تأثیر بگذارد. کتاب سرگذشت من (An Autobiography)خودزندگینامهای به قلم این نویسندهی برجسته است که خاطرات و تجربیات دورههای مختلف زندگیاش را دربرگرفته. ترالاپ در این کتاب روایتش را با شرح دوران کودکیاش آغاز میکند و از سیر رشد خود و تأثیراتی که اطرافیان و شرایط زندگی فقیرانهاش بر او گذاشته، صحبت میکند.
او در ابتدای روایتش از روابط خانوادگی خود میگوید، به طوری که فصل دوم کتاب را به مادرش اختصاص میدهد و رابطهی مادر و فرزندیشان را با نگاهی ریزبینانه میکاود. ترالاپ ابایی ندارد که احساس بیکفایتی و تمایلش به گوشهگیری از اجتماع را برای مخاطب عیان کند و از تجربیات سختی بگوید که شخصیتش را شکل دادهاند. با مطالعهی کتاب سرگذشت من نه تنها تجربیات ترالاپ در زمان کار در ادارهی کل پست بریتانیا را مرور میکنید، بلکه با شرح سفرهای و مأموریتهایش به اقصی نقاط جهان نظیر مصر، هند و آمریکا نیز همراه میشوید.
ترالاپ همچنین شما را به دل روابط شخصی خود میبرد و به شکلی صادقانه و بیطرفانه از باورها و رفتارهایش میگوید. بهعلاوه، در یک بخش هم به تفصیل به هنر داستاننویسی میپردازد و از روند نوشتن و انگیزهای که او را به سمت نویسندگی هدایت کرد میگوید. آنتونی ترالاپ با نوشتن کتاب سرگذشت من، افزونبر اینکه نمای کاملی از زندگیاش را که سرشار از تجربههای تأملبرانگیز و آموزنده است، ترسیم میکند، با قلم خود، تصویری روشن و ارزشمند را درمورد شرایط اجتماعی و سیاسی انگلستان ویکتوریایی نیز ارائه میدهد.
آنتونی ترالاپ، این نویسندهی برجسته، از همان ابتدا اذعان میکند که قصدش از نگارش این کتاب، روایت صرف زندگینامه نبوده، بلکه بهعنوان کسی که سالهای مدیدی از عمرش را صرف نوشتن کرده است، سعی داشته تا از این طریق به ابعاد وسیع حرفهی نویسندگی بپردازد. او وضعیت مالی اسفبار خانوادگیاش و رنجهایی که متحمل شده را بستری برای تحول شخصیت و انگیزهای برای تحقق بخشیدن به رؤیاهایش میداند. درنهایت، عزم و جدیت خللناپذیری را آشکار میسازد که باعث شده نوشتن برایش به یک حرفهی جدی تبدیل شود و به کمک آن بتواند در مسیر زندگی به ثبات و معنا دست یابد.
کتاب سرگذشت من، این اثر خواندنی و شایستهی توجه را علاءالدین پازارگادی به فارسی ترجمه کرده و انتشارات علمی و فرهنگی آن را در دسترس خوانندگان قرار داده است.
کتاب سرگذشت من برای چه کسانی مناسب است؟
به کسانی که به خواندن زندگینامهی مشاهیر علاقه دارند، به ویژه افراد شیفتهی نویسندگی که دلشان میخواهد از فرازونشیب مسیر رشد نویسندگان آگاه شوند، مطالعهی این کتاب را توصیه میکنیم.
در بخشی از کتاب سرگذشت من میخوانیم
هیچ کس نمیتواند حرفهای را دنبال کند، بدون اینکه دربارۀ خوبی یا بدی آن تعمق نماید. من داستانهای متعددی نوشتهام و داستاننویسان بیشماری را میشناختهام و میتوانم ادعا کنم که همینگونه افکاری که خودم داشتهام آنها شدیداً داشتهاند. ولی، در عین حالی که اعتراف میکنم که مردم نبوغ و چیرهدستی و پشتکار آنها را تشخیص دادهاند، حس میکنم که قدردانی کافی از اهمیت این حرفه به عمل نیامده و ارزش واقعی وظیفهای را که انجام میدهند درک نکردهاند.
تمام مردمی که اهل مطالعه هستند معترفاند که شعر عالیترین مقام را در ادبیات دارد. لطافت فکر و بیان و زیبایی کلمات آسمانی، که شرط اساسی نظم است، قابلانطباق با نثر نیست و همین شرایط نثر را به نظم تبدیل میکند. وقتی چنین شرایطی عملی شود، خواننده میفهمد که نویسنده از زمین به سوی آسمان پرواز کرده و مانند یک موجود آسمانی، میتواند نکتههایی را به بشر بیاموزد. کسی که داستان خود را به صورت نثر بنویسد چنین تقلایی نمیکند و خواب نمیبیند که افتخارات یک شاعر در دست اوست. در صورتی که مطالب او از همان نوع و هدفش هم متمایل به همان سمت است.
هر دوی آنها قادرند دروغ را رایج سازند یا عقاید نادرستی را دربارۀ انسانیت به وجود آورند و شرافت غلط، عشق نادرست، و پرستش دروغی را خلق کنند و هرکدام میتواند به جای فضیلت، زشتی و پلیدی را بیاموزد؛ اما هرکدام هم میتواند، به همان طریقه، شرافت واقعی، عشق حقیقی، و پرستش و انسانیت واقعی را تزریق کند و آن کسی که بتواند چنین حقیقتی را به طور مبسوط بیاموزد بزرگترین معلم بشر محسوب میشود. ولی در حال حاضر، با وجودی که تعداد زیادی کتب داستان به فروش میرسد و خوانده میشود، این فکر وجود دارد که بهترین داستان چیزی جز یک کتاب بیضرر نیست.
بله

















