کتاب گرگها نوشتهی امیلی گرویت، داستان کوتاهی درباره یک خرگوش کتابخوان است! خرگوش به کتابخانهی حیوانات رفته و تصمیم گرفته تا کتابی بخواند، اما کتابی که او انتخاب کرده، خیلی ترسناک و بدتر از آن، خیلی واقعی به نظر میرسد!
دربارهی کتاب گرگها
امیلی گرویت (Emily Gravett) در کتاب گرگها (Wolves)، داستان خرگوش کوچولوی کنجکاوی را تعریف میکند که تصمیم گرفته به کتابخانه برود. این خرگوش کوچولو، از قفسههای کتابخانه کتابی را برمیدارد و شروع به خواندنش میکند؛ کتابی که برای آشنایی با گرگها نوشته شده است!
هر صفحه را که ورق میزند، یک واقعیت جدید و ترسناک در مورد گرگها یاد میگیرد. مثلاً میفهمد که آنها چنگالهای بلند و دندانهای تیزی دارند، دمشان بسیار پشمالو است، روی پوستشان خانهی کک و کنههاست و خودشان هم عادت دارند جایی دور از آدمها لانه بسازند.
هرچه خرگوش صفحات بیشتری میخواند، گرگهای داخل کتاب در نظرش واقعیتر و ترسناکتر میشوند. قصه جایی به اوج خودش میرسد که نویسنده غذای گرگها را دانهدانه معرفی میکند؛ گاومیش، گوزن شاخدار، سگ آبی، موش صحرایی و... خرگوش!
کتاب گرگها کاری از انتشارات پرندهی آبی است.
کتاب گرگها برای چه کسانی مناسب است؟
بچههای 6 تا 8 ساله مخاطب اصلی این کتاب هستند.
در بخشی از کتاب گرگها میخوانیم
گرگها از بعضی از مناطق عقبنشینی کرده و به محلهایی رفتهاند مانند جنگلها و بیشهها که انسانها در آنجا کمتر زندگی میکنند.
گرگها چنگالهای تیز و...
دمهای پشمالو...
و پوستی پوشیده از مو دارند که پناهگاه ککها و کنههاست.
بله

























