در دورانی که انسانها هنوز در آرزوی تسخیر آسمان بودند، ژول ورن با نبوغ بینظیر خود داستانی فراتر از زمان خود خلق کرد که الهامبخش آیندگان در دنیای واقعی نیز شد. کتاب روبور فاتح، ماجرای مردی مرموز است که در برابر تمام باورهای رایج زمان خود میایستد و وسیلهای هوایی میسازد که نه بالن است و نه چیزی که دنیا تا آن زمان دیده باشد؛ او با اختراعی شگفتانگیز، مرزهای بشریت را درنوردیده و آسمان را به تسخیر خود درمیآورد.
دربارهی کتاب روبور فاتح
در اواخر قرن نوزدهم، جهان درگیر رقابتی شدید بر سر روشهای جدید پرواز بود. در این میان، گروهی از دانشمندان و مخترعان بر این باور بودند که تنها راه پرواز، استفاده از بالنهای غولپیکر است. اما روبور، مردی باهوش و غیرقابلپیشبینی، نظری کاملاً متفاوت داشت. او بر این باور بود که آیندهی پرواز در ماشینهای پرندهای است که میتوانند برخلاف بالنها، آزادانه در هوا حرکت کنند. روبور یک ماشین پرندهی مجهز به پروانههای چرخان ساخت. درحالیکه دنیا هنوز آمادگی پذیرش چنین تحولی را نداشت. او در نهایت مجبور شد برای اثبات حرفهایش گروهی از مخالفان خود را برباید و آنها را به سفری حیرتانگیز در دلِ آسمانها ببرد.
در کتاب روبور فاتح (Robur the Conqueror)، ژول ورن (Jules Verne) بار دیگر بادقت علمی فوقالعادهاش آینده را پیشبینی میکند. در زمانی که هنوز هیچ هواپیمایی ساخته نشده بود، او پرندهای مکانیکی را به تصویر کشید که از نظر عملکرد، شباهت زیادی به هلیکوپترهای امروزی دارد. از ایدههای علمی مطرحشده در داستان میتوان به هواپیماهای بدون بالن، استفاده از پروانهها برای پرواز عمودی و تأثیر انرژی الکتریکی در فرایند پرواز اشاره کرد.
این رمان، مانند بسیاری از آثار ژول ورن، ترکیبی از ماجراجویی، فناوری پیشرو و چالشهای علمی است که خوانندگان را به دنیایی پر از هیجان و نوآوری میبرد. اگر عاشق داستانهای علمی تخیلی کلاسیک و شخصیتهای نابغه و مرموز هستید، این کتاب را با ترجمهی زهرا فلاح شاهرودی از انتشارات ققنوس بخوانید.
اقتباسهای سینمایی و فرهنگی از کتاب روبور فاتح
کتاب روبور فاتح الهامبخش فیلم و داستانهای متعددی بوده است. از مهمترین اقتباسها میتوان به فیلم صاحب جهان (Master of the World) محصول 1961 اشاره کرد که با بازی وینسنت پرایس، داستان روبور را به تصویر کشید. همچنین، این کتاب الهامبخش بسیاری از نویسندگان ژانر علمی تخیلی، نویسندگان داستانهای مصور و حتی مخترعانی مانند برادران رایت بوده که در نهایت اولین هواپیمای واقعی را ساختهاند.
کتاب روبور فاتح برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانهای علمی تخیلی و ماجراجویی، شخصیتهای نابغه و مرموز و پیشبینیهای علمی دقیق دربارهی آینده علاقه دارید، روبور فاتح کتابی است که نباید از دست بدهید.
در بخشی از کتاب روبور فاتح میخوانیم
شکی در این نیست که اورتوپتر، پرنده مکانیکی، امتیازات خاصی دارد. کارها و تجارب آقای رُنو در سال 1884 این را ثابت کرد. اما همانطور که به او گفته بودند، نباید کورکورانه از طبیعت تقلید کرد. نه لوکوموتیوها عیناً از عملکرد خرگوشها تقلید کردهاند، نه کشتیهای بخار از ماهیها. برای دسته اول چرخهایی تعبیه شده که پا نیستند و برای دسته دوم پروانههایی که بههیچوجه باله نیستند و اینها اصلاً بد کار نمیکنند. بلکه برعکس. وانگهی آیا میدانستند که حین پرواز پرندگان و حرکات بسیار پیچیدهشان چه اتفاقی به طور مکانیکی رخ میدهد؟ آیا دکتر مره گمان نکرده بود که شاهپرها هنگام بالزدن از هم باز میشوند تا هوا از میانشان عبور کند؟ حرکتی که بازتولیدش دستکم با دستگاهی مصنوعی دشوار است.
از سوی دیگر، شکی در این نیست که آئروپلانها به نتایج خوبی دستیافته بودند. ملخهای متصل به یک صفحه شیبدار وسیلهای برای ایجاد حرکت صعودی در میان جوّ بودند و وسایل کوچکِ آزمایشی نشان دادند که وزن موجود، یعنی وزنی که میشود جدا از وزن وسیله در اختیار داشت، با مجذور سرعت افزایش مییابد. این مورد مزیتهای بسیاری داشت، حتی برتر از بالنهایی که تابع حرکت انتقالی بودند.
به هر جهت، روبور به این فکر کرده بود که سادهترین چیز هنوز بهترین است. بهاینترتیب، ملخها این «سنت الیسها» که در مؤسسه ولدون بر سرش کوبیده بودند، جوابگوی تمام نیازهای دستگاه پرنده او بود. بعضی از آنها وسیله را معلق در هوا نگه میداشتند و بعضی دیگر آن را با سرعت و ایمنی حیرتانگیز به جلو میراندند.
بله
























