تمثیلها و داستانهای کنایی سرشار از وقایع تأملبرانگیز بوده و لذت زیادی را برای خوانندگان ادبیات داستانی ایران ایجاد میکند. کتاب روایت عور نوشتهی جواد مجابی داستانها و روایتهای کوتاهی را با شخصیتهای متنوع و زبانی طنزآمیز و تمثیلی ارائه میکند.
دربارهی کتاب روایت عور
در تاریخادبیات ایران متون کهن و نمونههای ادبی بسیاری وجود دارند که خوانندگان داستانهای فارسی را با شرایط اجتماعی و همینطور تمثیلهای ادبی آشنا میسازند. نویسندگان و هنرمندان بسیاری برای خلق آثار خود به طراحی موقعیتهای کنایهآمیز پرداخته و آثار ادبیات داستانی ایران را با تنوع موضوعی بسیار زیادی همراه ساختهاند. در این راستا قصههای تمثیلی و مجموعه داستانهای متنوعی خلق شده که به شرح وقایع خیالی و بازسازی رویدادهای زندگی در شکلهای نوین ادبی میپردازند. کتاب روایت عور نوشتهی جواد مجابی داستانهای کوتاه جذابی را با هدف ایجاد تفکر و هدایت مخاطب به موضوعات انسانی ارائه میکند. این کتاب شخصیتهای متنوعی را معرفی کرده و مخاطب را با موقعیتهای داستانی تمثیلی مواجه میسازد.
زندگی انسان همواره با ابهام و رمز و راز همراه بوده و داستانهای امروز در بسیاری از موارد به این پیچیدگی اشاره داشتهاند. حال اگر اینگونه روایتها به زبان طنز و کنایه بیان شوند، ذهن مخاطب با سادگی و صمیمیت خاصی متن ادبی را دنبال میکند. در فرهنگ و ادبیات ایران میراث گرانبهایی از ضربالمثلها و سخنان طنزآمیز وجود دارد که در دورههای مختلف فرهنگی شرایط اجتماعی و تاریخی مردم ایران را بازگو کردهاند. جواد مجابی بهعنوان یکی از نویسندگان خلاق معاصر در کتاب روایت عور با نگاهی به این تاریخ غنی داستانهای بدیع و خواندنی را به نگارش درآورده که ریشه در ادبیات تمثیلی ایران دارد.
کتاب روایت عور شامل داستانهای کوتاهی است که مناظر طبیعی و شخصیتهای دوستداشتنی را توصیف میکنند. جواد مجابی با استفاده از ذوق و سلیقهی شاعرانهی خود به توصیف چشماندازهای زیبا پرداخته و شخصیتهای جذابی را به مخاطب ایرانی معرفی میکند. نویسنده در کتاب حاضر علاوه بر شرح داستانهای خواندنی، وصف درونیات شخصیتها را نیز پی گرفته و با زبانی شوخ و کنایهآمیز رابطهی انسان امروز با واقعیتهای تلخ اجتماعی را بازگو میکند. موقعیتهای داستانی در این کتاب آمیخته به عناصر زیباشناسانه و همینطور تمثیلهای شاعرانه شکل گرفته و گفتوگوی شخصیتها نیز حال و هوایی منحصربهفرد را به عناصر روایی اضافه میکند.
یکی از ویژگیهای کتاب روایت عور ترکیب واقعیت و شاعرانگی در زبان نویسنده است. جواد مجابی که بهعنوان یکی از چهرههای ادبی در تاریخ شعر و ادبیاتمعاصر ایران شناخته میشود و آثار متعددی را در زمینهی شعر فارسی به نگارش درآورده، با ایجاد حال و هوایی شاعرانه در کتاب حاضر تصویری متفاوت از رویدادهای واقعی ارائه میکند. داستانهای کوتاه این کتاب از خط داستانی بسیار سادهای برخوردار بوده و یادآور حکایتهای تمثیلی در ادبیات کهن ایران هستند. ازاینرو مخاطب ایرانی میتواند با مطالعهی این کتاب، شیوههای روایی موجود در تمثیلها و حکایتهای عرفانی را نیز بازخوانی کند.
کتاب روایت عور نوشتهی جواد مجابی توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است.
کتاب روایت عور برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای علاقهمندان به داستانهای کوتاه فارسی و همچنین ادبیات کهن و تمثیلی ایران مناسب است.
در بخشی از کتاب روایت عور میخوانیم
آن گنج بىنظیر که توانسته بود با تسلیم شدن خواه و ناخواهش به یک شهروند معاصر، او را بىدرنگ غرق خوشبختى کند، امروز، خود را به شخص کوتاهقامت خندانى معرفى کرد.
راوى که از آغاز این دیدار حضور داشت، چیزهایى از گفتگوها و رفتار آن دو را حدس زد. حالا که مىخواهد رفتار غیرعادى آن گنج شایگان و حرفهاى پیچیده فرد عادى را بازگو کند نمىتواند شخص و حریفش را چه بنامد. ترجیح مىدهد آن را گنج و این آدم را به مسامحه «آدم نمان» خطاب کند.
گنج واقعى نخست به هیئت فرشتهاى بىجنسیت درآمد که عطر اساطیر از او ساطع بود.
«من تو را بىنیاز از هر چیز و هر کس خواهم کرد.»
آدم نمان گفت: «در گذشته تا همین حالا بىنیاز بودم. در آینده بىنیازم خواهى کرد؟ اما من که بودم چگونه خواهم شد چیزى که بودهام و همین حالا هستم؟»
بار سوم گنج خود را به صورت دنیاى جدید عرضه کرد پس از آن که بار دوم خود را به صورت دنیاى قدیم آراسته بود و بازتابى مناسب جز غبارروبى از سر و رویش ندیده بود. آدم نمان به جهان نو نگریست و آستر ریش ریش او را که از آستین لباس نو بیرون زده بود با شفقت تا زد و از چشم راوى پنهان کرد.
گنج شایگان دیگر بار گفت: «کسى که روبرویت ایستاده ترکیبى محال است از وفادارى و زیبایى، عشقم را به تو هدیه مىدهم. البته کمى هم عقل دارم.»
آدم نمان گفت: «تصور مىکنم آن قدر زیر آب ماندهام که حافظه نوههایم هم حس خفگى را از یاد نبرند.»
«یک گنجینه واقعى هستم در معتبرترین بانکها، با من دنیا و روز مبادا را فتح خواهى کرد.»
دیوانه سلطهناپذیر خندید. خندهاش تخطئه مفهوم فتح کردن بود یا تصور روز مبادا؟
«در منصبى مىنشانمت که از همان روز اولِ تبریک گفتنها، حسادت همگان را برانگیزى.»
فرزانه کودن حرفهایى زد با این اشاره: «این به کودتا علیه ما یا پرستش ملى ما منجر مىشود که در هر دو حال صفحات کتاب تاریخ دبستان را قطورتر و بىمعناتر خواهد کرد.»
بله























