داستانهایی با محوریت شخصیت زنان، مشکلات و احساسات ایشان در کتاب راز کوچک نوشتهی فرخنده آقایی نگاشته شدهاند. این کتاب مجموعهای از همهی داستانهای کوتاهی است که نویسنده طی سالیان متمادی، به طور جداگانه منتشر کرده است و شامل پنج مجموعه از داستانکها یا داستانهای کوتاه او میشود.
دربارهی کتاب راز کوچک
وجی دو پسر دارد و مدتی است که در بیمارستان بستری شده است. دکترها تشخیص دادهاند که او غدّهای به اندازهی یک تخممرغ در شکم دارد؛ هر چند که به نظر خودش بزرگتر از یک تخممرغ به نظر میرسد. ابتدا دکترها فکر میکردند این غدّه در رحمش است و او را عمل کردند؛ اما پس از آنکه شکمش را باز کردند گفتند که غدّه در معده یا رودهی اوست و با شیمیدرمانی و دارو درمان میشود. از زمانی که وجی در بیمارستان بستری شده، مرگها و زندگیهای زیادی را به چشم دیده است. رفتوآمد مکرر پرستارها، چشمانتظاری، دردهای متناوب و کلی سؤال دربارهی سرنوشت، مرگ یا زندگی خودش، پسرها و شوهرش تبدیل به دغدغهها و روزمرّگیهای او روی تخت بیمارستان شده است؛ اما مهمترین سؤالی که او از خود میپرسد آن است که آیا او سرطان دارد و خواهد مرد یا زنده خواهد ماند. داستان وجی با عنوان رازهای کوچک اولین داستان از کتاب راز کوچک نوشتهی فرخنده آقایی است که در اوایل دههی شصت نگاشته شده است.

فرخنده آقایی که از دههی شصت شمسی به طور جدی فعالیت خود را آغاز کرده، موفق شده جایزهی منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی را برای یکی از رمانهایش دریافت کند. او داستانهایی ساده و روان، واقعگرایانه و اجتماعی با روایتی خطی از زندگی معمولی مردم روایت میکند و عموماً در آنها مسائل و مشکلات زنان را بازتاب میدهد. زنان این داستانها با چالشهای مختلفی روبهرو میشوند و با مشکلات روزمره از مسائل خانوادگی و اجتماعی گرفته تا مفاهیم عمیقتری مانند هویت، استقلال و جایگاه خود در جامعه دست و پنجه نرم میکنند. کتاب راز کوچک نوشتهی فرخنده آقایی مجموعهای شامل همهی داستانهای کوتاه اوست که پیش از این به صورت جداگانه منتشر شدهاند. این کتاب شامل پنج بخش مختلف با عنوانهای «راز کوچک»، «تپههای سبز»، «یک زن، یک عشق»، «گربههای گچی» و «زنی با زنبیل» است که در هریک از آنها، چندین داستان کوتاه روایت میشود.
در میان این پنج بخش از کتاب راز کوچک، قسمت اول داستانهایی هستند که نویسنده در دههی شصت یا اوایل دههی هفتاد نوشته و حالوهوای این سالها از توصیفات وی پیداست. از طرف دیگر، بخش پنجم از این کتاب، با عنوان «زنی با زنبیل» را داستانکهایی دربارهی زنان تشکیل میدهند که غالب آنها نیز با عنوان «زن» نامگذاری شده و قصههایی دربارهی زنان هستند.
کتاب راز کوچک علاوهبر ارزشهای داستانی، ارزش روانشناختی و جامعهشناختی دارد و میتواند یکی از منابع مهم برای پژوهش دربارهی مسائل زنان ایرانی از دههی شصت به بعد باشد. همچنین برای مطالعه و تحقیق دربارهی نویسندگان زن ایرانی، سبک نوشتار و دغدغههای ایشان میتوان از این کتاب بهرهمند شد.
کتاب راز کوچک را نشر چشمه منتشر کرده است.
کتاب راز کوچک برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای کسانی که به داستانهای واقعگرای اجتماعی با تمرکز بر مسائل زنان علاقهمند هستند، مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب راز کوچک: مجموعه داستان میخوانیم
آقای امجد در رختخواب غلتی زد و از میان پنجره گرگومیش هوا را دید که بهتدریج رو به روشنی میرفت. خودش را به زیر پتو کشید و یک لحظه آرزو کرد کاش میشد مثل زنش محبوبه کار اداره را رها کند و در خانه بماند، بتواند تا لنگ ظهر بخوابد و بعد سر فرصت به چند سفارتخانه سر بزند و سفارش جمع کند و با آژانسهای هواپیمایی تماس بگیرد. مدتی بود احساس افسردگی میکرد، از دست همسرش هم در عذاب بود. به نظرش زن ولخرج بود و بیحسابوکتاب خرج میکرد. آن وقتها چهقدر خودش را خوب نشان میداد، صرفهجو و فهمیده و اگر میخواست چیزی بخرد، همهی جوانب را سبکوسنگین میکرد. حالا انگار لج کرده باشد، هر چه به دستش میرسید میخرید. آقای امجد در حیرت بود که چرا نمیتواند از این زندگی دل بکند.
انگار جادو شده بود، فقط خدا را شکر میکرد که زن با همهی بیفکریاش آپارتمانی شصتمتری خریده بود و حالا میتوانست از کرایهاش قسط بدهد و کمی هم خرج لباس و خوراک خود را تأمین کند. آقای امجد فکرهایش را که کنار هم میگذاشت، میدید واقعاً مغبون شده است. زندگی با او بازیهای زیادی کرده بود، اما این یکی از همه بدتر بود. فکر میکرد این زنها برای شوهر کردن چهها که نمیکنند، اما بعد که خرشان از پل گذشت سر سوزنی به فکر زندگی نیستند، انگار دشمن خونی آدم باشند. آقای امجد البته میدانست نباید رو نشان بدهد. بارها به زنش گفته بود «اگر قهر کردی و پایت را از خانه بیرون گذاشتی، من کسی نیستم که دنبالت بیایم.» این حرف را از همکارانش یاد گرفته بود. آنها میگفتند «تنها راه مقابله با قهر زنها همین است.
بله






















