کتاب امتیاز خودش به دست میآید مجموعهای است از توصیههای بیل والش، یکی از اسطورههای مربیگری در تاریخ فوتبال آمریکایی. او بود که تیم فورتی ناینرهای سانفرانسیکو را از پایینترین مرتبههای لیگ در مدت چهارده سال، قهرمان پنج جام سوپر بول کرد. این کتاب را پسر بیل والش، کریگ والش و استیو جمیسون پس از مرگش به چاپ رساندهاند و تلاششان بر این بوده تا دیدگاههای او را دربارهی مربیگری، مدیریت و مهارتهای رهبری گردآوری کنند و درسهایی شخصی و تجربیاتی بعضاً سخت و دردناک او در مسیر پر چالش رهبری را به مخاطبان نشان دهند.
دربارهی کتاب امتیاز خودش به دست میآید
شاید چهرههای درخشان فوتبال آمریکایی برای مخاطبان فارسیزبان آنقدرها شناخته شده نباشند؛ اما از نظر بیل والش (Bill Walsh) و در کتاب امتیاز خودش به دست میآید (The Score Takes Care of Itself) حتی تفاوت چندانی بین مدیریت یک خواربارفروشی کوچک با مدیریت یک تیم وجود ندارد، چرا که اصول رهبری چیزهایی است که از طبیعت انسان نشئت میگیرد.
کتاب امتیاز خودش به دست میآید مجموعهای است که در آن نقطهنظرات و ایدههای این مربی خلاق به شکلهای مختلف جمعآوری شده است: بخش بزرگی از کتاب برگرفته از مکالمههای او با استیو جمیسون (Steve Jamison) است، همچنین دستنوشتهها و درسگفتارهای او در دانشکدهی بازرگانی دانشگاه استنفورد در این کتاب استفاده شده است و البته نوارهایی صوتی و ویدئویی که او به فورتی ناینرهای خودش داده است. پسر او کریگ والش (Craig Walsh) علاوهبر جمعآوری این منابع از پنج نفر از اطرافیان معتمد پدرش خواسته است تا نظراتشان را دربارهی او بگویند.

بخشهای مختلف این کتاب به پنج قسمت کلی تقسیم شدهاند که هر کدام به نحوی به توصیههای کلی او اشاره دارند. بخش اول دربارهی رسیدن به کمال است، این مسئله که کمال قرار نیست چیزی دستنیافتنی باشد و باید تحت هر شرایطی به آن چشم دوخت . نگاه کردن به عقب هنگام مسابقه تنها مانند شن روانی است که وجودت را غرق خود خواهد کرد.
در بخش بعدی به راههای دشوار و شکستهای بسیاری که برای رسیدن به موفقیت اتفاق میافتد پرداخته میشود. موفقیت نبوغ نیست، بلکه حاصل شکستهای بسیار است. جسور بودن و در سراشیبیها به دنبال بلندی گشتن کلید راه موفقیت است.
بخش بعدی به اصول رهبری اختصاص دارد؛ ویژگیهایی که در یک رهبر خوب است، مثل مستبد نبودن و در عین حال ارادهای پولادین داشتن، این مسئله که متوجه شوید چه زمانی راه اشتباهی را انتخاب کردهاید و چرا دارید کاری را انجام میدهید، به همراه لیستی از ویژگیهای مهم در یک رهبر در این بخش گنجانده شده است.
و در بخش چهارم داشتن ذهنیت برنده را برای رسیدن به موفقیت یک اصل کلی قرار میدهد؛ برای برندهشدن باید مثل برندهها فکر و رفتار کرد. و در انتها توصیهها و بیان تجربههای شخصی دربارهی موقعیتهای تنشزاست که در آن بیل والش میگوید:«همه چیز را درست انجام بده، امتیاز خودش به دست میآید.»
کتاب امتیاز خودش به دست میآید را هادی پورصادقیان به فارسی برگردانده است و نشر میلکان آن را در اختیار مخاطبان علاقهمند قرار داده است.
نکوداشتهای کتاب امتیاز خودش به دست میآید
- «بیل والش یکی از بهترینهای NFL در تمام دورانها بود؛ نابغهای خلاق، استاد در مدیریت کردن و دانشآموز تیزهوش طبیعت انسان. کتاب امتیاز خودش به دست میآید نقشهی راه شخصی و قدرتمند او برای موفقیت است؛ چه بهعنوان یک رهبر، چه در فوتبال حرفهای و چه هر جای دیگر. متنی فوقالعاده و بینشهایی درخشان!» (راجر گودل، کمیسر، NFL)
- «کتاب امتیاز خودش به دست میآید یک اثر کلاسیک است در حوزهی رهبری. آموزشی گامبهگام و باشکوه دربارهی چگونگی دستیابی به موفقیت. خواندن این آموزش کاربردی، عمیق و عالی برای محیط تجاری بسیار رقابتی این روزها ضروری است.» (پت ویلیامز، معاون ارشد اورلاندو مجیک و نویسنده)
- «کتاب امتیاز خودش به دست میآید دربارهی فوتبال آمریکایی نیست؛ دربارهی این است که چطور با مردم درست رفتار کنید، چطور بهترین پتانسیل افرادتان را شکوفا کنید و رهبری بسیار مؤثر باشید. من بسیار خوشحالم که کتابی دربارهی دیدگاههای رهبری بیل والش در دسترس قرار گرفته است تا الهامبخش رهبران بیشماری باشد.» (کن بلانچارد، نویسنده)
- «نمونههای تجربههای شخصی بیل والش از نحوهی مدیریتکردن و اجرای هر یک از مراحل دگرگون کنندهی تیم سانفرانسیسکو 49ers، داستانی جذاب از تجارت، فوتبال و پیروزی را رقم زده است. بیش از هر چیز دیگری بیل به رهبران یادآوری میکند که موفقیت تصادفی نیست، بلکه حاصل آمادگیای سرسختانه و تعمدی است.» (جان اف. میلیگان، رئیس و مدیر ارشد اجرایی Gilead Sciences)
کتاب امتیاز خودش به دست میآید برای چه کسانی مناسب است؟
اگر میخواهید کتابی دربارهی اصول مدیریت و رهبری بخوانید که سرگرمکننده و برگرفته از تجربههای واقعی در فوتبال آمریکایی باشد، این کتاب بسیار آموزنده و درعینحال سرگرمکننده خواهد بود.
در بخشی از کتاب امتیاز خودش به دست میآید: فلسفهی رهبری من میخوانیم
با افتخار میتوانم بگویم، وقتی پرواز ششساعتهمان در ساعت 3:15 صبح در فرودگاه بینالمللی سانفرانسیسکو نشست، آن احساسات وحشتناک ناشی از باخت مقابل میامی داشت فروکش میکرد، چون توانستم تمرکز و تفکرم را از گذشته جدا کنم و به آینده و مشکل بزرگ بعدی فکر کنم. وقتی حس میکنید روحتان زخمی شده، نیرو لازم است تا بتوانید تمرکزتان را از روی درد بردارید.
در این مواقع یاد روزهایی میافتم که بوکسور آماتور بودم، میدیدم یکی پخش زمین میشود و بعد ناشیانه بلند میشود و روی پاهای لرزانش میایستد. همهچیز مات است، تعادل ندارد، هوشیاریاش ضعیف شده، کوفته است و خونریزی دارد، اما در همان لحظات اسفبار ندایی در ذهنش میشنود: «بلند شو، پسر. بلند شو و بجنگ.» این را میدانم چون این بوکسور خودم، در جوانی، بودم.
فوتبال انافال با تلاشهای حرفهای دیگر، مثل بوکس، تجارت یا هر چیز دیگری که در آن خطرهای زیادی هست و رقابت شدیدی وجود دارد، تفاوتی ندارد. وقتی زمین میخورید باید بلند شوید. باید بایستید و مبارزه کنید.
وقتی بدبیاری، باخت، ناکامی و مغلوبشدنِ اجتنابناپذیر لهتان میکند (مثلاً معاملهی بزرگی را از دست میدهید، ترفیعی را که برای پیشرفتتان حیاتی است به کس دیگری میدهند، یا اصلاً اخراج میشوید) به خودتان «زمان اندوه» بدهید، اما بعد بدانید که راه بازیابی و رسیدن به پیروزی داشتن نیرویِ برخاستن و برنامهریزی برای حرکت بعدیتان است.
اگر میخواهید پیروز شوید، باید اینطور فکر کنید. وگرنه شکست میخورید.
بله

















