نقد، بررسی و نظرات کتاب خدمتکار در حال تماشاست - فریدا مک فادن
4.7
93 رای
ژانر جنایی علاقمندان خودش رو داره و اینکه یک کتاب توی ژانر جنایی پیدا کنی که خیلی خوب باشه و ارزش خوندن داشته باشه بنظر من خیلی سخته. اینکه از کلیشهها فراتر بری و داستانت قابل پیش بینی نباشه یعنی یه داستان جنایی خوب. فریدا نویسندهای هست که اکثر کارهاش الگوی مشابهی دارن و خب قابل پیش بینی هستن. اما من سه جلدی خدمتکارو از اون جهت دوست دارم که اولا از المنت سورپرایز خیلی توش استفاده شده و اینکه ما یه داستانی داریم که میتونیم با شخصیتها زندگی کنیم و وارد روزمرگیشون بشیم. بنظرم اگر تازه کتاب خوندن رو شروع کردین و به ژانر جنایی علاقه دارین میتونه کتاب خوبی براتون باشه.
مثل کتاب های قبلی مک فادن جذابه و خواننده کتاب رو واقعا به چالش می کشه و کشش رو ایجاد می کنه که هر سریع تر کتاب رو به پایان برسونی، اما به نظر من دو مجموعه قبلی کتاب جذاب تر بود و داستان کتاب گیراتر بود. روند تغییر شخصیت میلی، کاراکتر اصلی واقعا تحسین برانگیز بود چرا که شاهد تغییر روحیه او و تبدیل شدنش به زنی بودم که اولویت اولش خانواده ای بود که تشکیل داده بود. به نوعی مادرشدن نقطه عطف میلی در این جلد محسوب می شد.
سه گانه خدمتکار واقعا بی نظیره، قلم فردا مک دان جوریه که ذهن آدم رو به شدت درگیر میکنه و نمیشه از پای کتاب بلند بشی. قسمت سوم سری کتابهای خدمتکار در نوبه خودش زیبا بود ولی از قسمت دوم (راز خدمتکار) ضعیف تر بود ولی چون خیلی خوب با شخصیتهای کتاب آشنا شده بودیم به راحتی ارتباط گرفتیم و داستان هم عالی پیش رفت... مثل همیشه غیر قابل پیشبینی
داستان شخصیت پردازیها و شاخ و برگ خوبی داره، هر شخصیت بنا به حالات خودش چالشهای خودش رو داره و هیچ کدام از این شخصیتها و قصه هاشون هرز نرفته و در ستون اصلی داستان موثره و غافلگیری خوبی هم داشت. ضمن اینکه نشون میده لزوما اینطور نیست که تمام رویدادها با هدف و انگیزه قوی انجام بشن و اتفاق و شانس در اون دخیل نباشه.
کتاب اول خدمتکار هرچقدر عالی و خوب بود دو کتاب بعدی معمولی تر شد ولی این کتاب کلا ربطی به میلی دو کتاب قبل نداشت ی شخصیت جدید بود مثلا میلی که در دو کتاب قبلی در آشپزی مهارت داشت که غذاهای که قبلا ندیده بود عالی درست میکرد حالا توی این کتاب تو آشپزی های معمولی مونده بوددر کل این کتاب بد نبود.
نمیتونستم میلی رو تو دوران میانسالی تصور کنم واینکه واقعا نمیتونیتم اخر شو حدس بزنم واینکه نثر روان و خودمونی داره که ادم با شخصیت اصلی هم احساس راحتی داره و هم همزاد پنداری بیشتری با این شخصیت ادم پیدا میکنه واقعا نویسنده توانایی هستند اگر به ژانر جنایی و معمایی علاقه دارین پیشنهاد میشه

من تغییر شخصیت میلی برام باور پذیر نبود، زنی که قوی و باهوش بود تبدیل به ادم منفعلی شده بود و علی رغم رشته مددکاری و روانشناسی متوجه تغییر روحیات بچهها نشد و من انتظار داشتم با توجه به شغلش ارتباطهای قوی داشته باشه و بتونه مسائل رو خیلی بهتر حل کنه و اینکه قبلا میلی خانه داری و اشپزی خیلی خوبی داشت اما اینجا نقطه ضعفاش اتفاقا اشپزی بود و ارتباط میلی با انزو قبلا بر پایه اعتماد بود و توی این داستان بدون دلیل قانع کنندهای به سمت پنهان کاری و راز داری ختم شده بود
حقیقتا من دوست نداشتم