داستان در مورد فردیه که زخمهای کهنه زندگیش رو نتونسته ترمیم کنه درواقع نیازی نمیبینه تا اینکه یک پیام از یک اشنای قدیمی اونو به سرزمین ناشناخته میکشونه ودر اونجا با ادمهای جدید وماجراهای ماورا طبیعی برخورد میکند که منجر به عوض شدن نگاهش به زندگی میشه ومیفهمه گره کار در کجا بوده. این کتاب مثل کتابخانه نیمه شب فانتزی ولی پراز مطالب جذابه توصیه میکنم مطالعه کنید
من از سبک نوشتاری آن خوشم آمد. ساده و بدون پیچیدگی بی مورد کتابت شد. نویسنده کاملا شهر مورد نظرش را شناخته و داستانش را در آن جای داده. نویسنده در کتابش آموزه های درمانی ذهن و روح و روان را در قالب داستان آورده است که هر فردی با عمل به این آموزه ها به شفا می رسد.
داستان از زبان زن در دهه 70 سالگی شاید خیلی ابتدا آدم رو باهاش همراه نکنه ولی به مرور آینده خودت میبینی، داستان تخیلیه ولی پیغام اصلی داستان پیدا و زیباست