نقد، بررسی و نظرات کتاب نیمههای شب - رایلی سیجر
خیلی کتاب خوبی بود داستان حال و غیر قابل پیش بینی داشت و نحوه نوشتنش جوری بود که هی خواننده رو به شک می انداخت که قاتل کیه و واقعیتش اصلا نمیشد که حدس زد که قاتل واقعی کی بود علاوه بر قاتل حقایق دیگه ای هم تو کتاب به مرور زمان بر ملا میشد که باعث جذابیت بیشترش میشد فقط داستان اصلی خیلی دیر شروع شد تقریبا از نیمه های کتاب و بیشترش صرفا مقدمه و حاشیه بود با این وجود ارزشش داشت و واقعا لذت بردم
من دوستش داشتم با اینکه بخش زیاد داستان کش دار شده بود و ممکن بود حوصله سر بر بشه ولی من رو واقعا درگیر کرده بود تا سرگذشت بچه گمشده رو بفهمم حواشی زیادی داشت که بود و نبود داستانهای عجیب غریب اون ساختمون هیچ تاثیری تو روند داستان نداشت و اضافی بود ولی بازم یکم کنجکاوی و هیجان برمیانگیخت پایانشم غیرقابل حدس بود البته چون کدهای مرتبط با قاتل تو داستان نیومده بود ولی درکل کتاب خوبی بود
فارغ از اینکه ۸۰ درصد کتاب واقعا حوصله سر بر بود اما یک نکته اساسی که در قالب داستان به خوبی بهش پرداخته میشه تفسیر این شعر مولاناست. این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا فعل تو کان زاید از جان و تنت همچو فرزندی بگیرد دامنت پس تو را هر غم که پیش آید ز دردبر کسی تهمت منه، بر خویش گرد فعل تست این غصههای دم به دم این بود معنای قَد جَفٌَ القَلَم

داستان پردازی زیبایی داشت و در نیمهی انتهایی کتاب، معمای جنایی _ ماورایی قصه را خوب جمع بندی کرد.
توضیحاتی که ((رایلی سینجر)) در اوایل کتاب در مورد فضای محله با همسایهها نوشته بود، به نقش آنها در جمع بندی انتهای کتاب مربوط میشد.
از بانو لیلا سام برای ترجمه عالی و انتشارات مربوطه سپاسگزارم.