سلام. کتابهای خانم کمالی خیلی قشنگ وجذاب ولی فاقد ارزش ادبی ان. انگاردوست ویا خواهرت کنارت بشینه با آب وتاب یه چیزی رو تعریف کنه. دنبال اثر ادبی ویا توصیفات دقیق اثرگذار هستین نه کتابهاشون جالب نیست. ولی به قولی حرفا وماحراهای خاله زنکی که اونم در جای خود جالبن. فوق العاده ان. وصددر صد حاوی درسهای زندگی وتجربه هایی هستن که چون به نوعی واقعی هستن تاثیر گذارن. در مورد داستان اول خیلی عجیب بود. واقعا شخصیت مرد اینجوری داریم؟؟ حتما داریم دیگهشخصیت بچه ها باور پذیربود. چون اطرافمون از این فرزندان زیاد دیدیم. جادو وجنبل ودعانویسی هم که عاقبتش معلوم شد. شخصیت مریم خاص بود. مگه زندگی چند بار فرصت جبران اشتباهو می ده. داستان دوم وآذر اونم در جای خودش خاص بود. اونچه برای من جالب بود ترک اعتیاد مرد زیر سایه محبت وعشق بود. ودر آخر کلا کتاب لذت بخشی بود. از بقیه کتاب های خانم کمالی جالب ترافراد زیر هجده سال هم نخونن. بهترهشوخی های مثبت هجده وقتی گفته می شه انگار قبح کمتری داره تا وقتی نوشته می شه.
راستش کتاب عجیبی بود داستان اسفندیار رو که اصلا نپسندیدم اصلا پیام و درس و آموزهای نداشت راجع به یه مرد که از سختی به توانگری میرسه و مثل عقده ایهای بی قید توی رابطههای مختلف غرق میشه و در نهایت هم با همون روش به سعادت میرسه! آقایی که هر بار عاشق یکی میشه و فکر میکنه عشقهای قبل ازون سوءتفاهم بودن! داستان کشش اینو داشت که خیلی غنی تر و پر محتوا تر بشه بنظر من که خیلی ضعیف بود. راجع به داستان آذر، اونم راجع به دختری که از بدبختیهای طولانی و بالا پایینهای بی پایان بلاخره به ثبات میرسه در کل داستانش خوب بود و کشش هم داشت فقط اینکه سرعت اتفاقات خیلی بالا بود و نمیدونم چرا نویسنده با صراحت بسیار زیادی هم توی داستان اول و بخصوص داستان دوم به روابط زناشویی اشاره کرده و کلی بهش پرداخته از نظر من این کتاب برای افراد مجرد، زیر 18 سال و نوجوونا اصلا مناسب نیست.
خب من کتاب زخم ها خوب می شوند اما فراموش نمی شوند خانم کمالی رو خیلی دوست داشتم اما از خواندن این کتاب لذت نبردم البته داستان اول اسفندیار رو فقط خوندم فعلا اسفندیار اصلا شخصیت جالبی نداشت بهم ریختن زندگی زن ها و حق به جانب بودنش اینکه به معنای واقعی کلمه زن باز بود و حالا چطور با دیبا مونده بود جای تعجب داشت داستان نه ارزش ادبی داشت نه پند. داستان دوم هم اولش خوب بود اما از ادامه اش چندان کشش نداشت و من به زور طی چند هفته تمومش کردم
خیلی شگفت انگیز بود و بر اساس واقعیت😍بسیار بسیار لذت بردم که شب رو کامل بیدار موندم نمیتونستم بخوابم تا تموش کردم الان هشت صبحِ😬من نمیدونم اینایی که نظر منفی دادن رو چه حساب بوده؟ به نظرم چیزی از زندگی درک نکردن یا اصلا بهتر بگم زندگی واقعی رو هنوز تجربه نکردن🤦🏽 ♀️تشکر ویژه میکنم از نویسنده ی عالی ❤️
کتاب خوبی بود مخصوصا داستان دومش عالی بود، از تلاش و کوشش زن ایرانی لذت بردم، تاثیر عشق و صبر در موفقیت و پیروزی انسان غیر قابل انکار است تبریک به خانم کمالی بابت رمان خوب و قلم شیوایش، داستان دوم غمگین بود اما کشش لازم برای مطالعه را داشت. برای خانم کمالی آرزوی موفقیت دارم.
زخم تبر برایم شبیه دو مسیر موازی بود که هرکدام داستان خودش را داشتند. ریتم سریع و بیتوقفش مثل ضربان قلبی هیجانزده بود. نویسنده بیهوده در رنگ پردهها و شکل میزها گم نشد و اجازه داد خودِ احساسات و اتفاقات، صحنه را رنگ بزنند. همین سادگی، داستان را برایم صمیمیتر و نزدیکتر کرد
داستان اول که کلا چرت بود و دقیقا کپی فیلمهای مبتذل ماهواره بود و من این چهار ستاره رو به خاطر داستان آذر دادم که زیبا بود ولی متاسفانه نویسنده تو داستان آذر ماجراها رو با جزئیات زیادی تعریف می کرد که بعضی وقتها داستان خسته کننده میشد ولی در کل داستان دوم خوب بود
خیلی کتاب خاص و قشنگی بود، دو داستان متفاوت و زیبا از قلم نویسنده محترم، داستان دوم برایم جذابیت بیشتری داشت و به زنان سرزمینم افتخار میکنم که با چنان قدرتی چنگ به دست روزگار میزنند و سرنوشت تلخ خود را تغییر میدهند و به زیباترین شکل ممکن میسازند عالی بود سپاسگزارم
داستان نسبتا متفاوتی بود؛ دراین داستان جنگیدن و اراده یه دختر تنها اونم با اون شرایط جالب بود؛ کسی که با امید و برنامه ریزی اخرش شد یک فرد موفق؛ ولی همش فک میکردم این همه سرسختی و تا باوری مال قصه هاست؛ شایدم نیست. به هرحال داستان چالشی بود و خسته کننده نبود.
یه خورده داستان اول شخصیت اصلی خیلی از خود راضی و از خود مچکر بود و خدا را بنده نبود. دومین داستان نسبت به اولی تو عشق خیلی اغراق شده بود، پسری که فقط چشمش دختری که دوست داشت میدید و از احترام به پدر و مادر هیچی حالیش نبود
به نام خدا درود بر شما نویسنده ای متبهر و مسلط به فضای نوشتن، رعایت جزئیات که خواننده را با خود به درون داستان می کشاند و با آن همراه میکند و دل کندن را از ادامه مطلب سخت می کند. منتظر دیگر نوشته های خانم استاد کمالی هستیم
مرسده بانو هر دو رمانتان بسیار عالی بودند طوری که من دوست دارم دوباره سه باره این داستانهارو بخونم در زندگی عشق معجزه میکنه به شرط انکه خالص باشه ممنونم از شم دوست دارم کتابهی دیگریهم اگر نوشت اید مطالعه کنم
هر دوداستان جالب وخواندنی بودند البته استرس وهیجان نیز همراه داشتند. گاهی وقتها خواننده تصور میکند همه چیز تمام شده در صورتی که تازه همه چیز شروع شده وبعضی جاهای داستان مسیر بصورت ناکهانی تغییر میکند
سلام و درود هر دو داستان بسیار زیبا بود از خواندنش لذت بردم داستان ها گاهی غمگین و گاه شاد میشد خصوصا که داستان توسط خانم کمالی بسیار عالی تدوین شده بود. داستانهارو دوست داشتم 🌹🙏🌹
من از طریق اینستا با آثار و نوشتههای خانم کمالی آشنا شدم و آثار و نوشتههای ایشان را دنبال میکنم. به نظرم تلاش ایشان برای نوشتن زندگی افراد موفق قابل تقدیر است.
داستان اول رو اصلا نپسندیدم، خودتون بخونید متوجه میشید چرا!!!!
داستان دوم رو، بدی نبود، مجددا پر از جزئیات که با سرعت زیادی بیان شده بود، اما کلیت داستان خوب بود
سلام خانمی هفتاد ساله و علاقمند رومانهای ایرانی هستم. امیدوارم همیشه موفق باشید این داستان زخم را با اشتیاق خواندم منتظر داستانهای بعدی از این نویسنده هستم، با تشکر
به جرات میتونم بگم یکی از بهترین رمانهایی بود که تا به الان خوندم و واقعا داستان گیرا و جذابی داره که خواننده رو مجاب به خوندن همهی داستان با لذت میکنه