کتاب یادداشتهایی در باب منطق کشف ناخودآگاه جمعی، اثری برای تحلیل و بررسی مفهوم ناخودآگاه جمعی انسانها و تاثیر آن بر رفتارهای فردی و اجتماعی است. علی شهبازی، نویسندهی کتاب، در این اثر تلاش کرده تا منطق حاکم بر ناخودآگاه جمعی انسانها را کشف و تبیین کند. پس از مطالعهی کتاب حاضر با ارتباط پیچیدهی میان روان انسانها و ساختارهای فرهنگی جوامع آشنا میشوید و در جریان مفهوم ناخودآگاه جمعی قرار میگیرید.
دربارهی کتاب یادداشتهایی در باب منطق کشف ناخودآگاه جمعی
کتاب یادداشتهایی در باب منطق کشف ناخودآگاه جمعی، منبعی سودمند برای آشنایی با مفهوم ناخودآگاه جمعی و تاثیر آن بر رفتارهای فرد و اجتماع بهحساب میآید. علی شهبازی، نویسندهی کتاب، 5 یادداشت کلی در باب ناخودآگاه جمعی در این اثر گنجانده است. منظور از ناخودآگاه جمعی، مجموعهای از تجربیات، نمادها و الگوهای مشترک بشری است که در ناخودآگاه افراد وجود دارد. این الگوهای مشترک بشری، از نسلهای قبل به نسلهای بعد منتقل میشوند. ناخودآگاه جمعی تأثیر زیادی بر رفتارها، باورها و فرهنگهای جمعی دارد و میتواند بر افکار و احساسات فردی نیز تأثیر بگذارد. نویسنده، ناخودآگاه جمعی را فراتر از تجربههای فردی و تاریخی هر شخص میداند. بهعبارت دیگر، ناخودآگاه جمعی در سطح کل جامعه عمل میکند و از طریق نمادها، اسطورهها، داستانها و باورهای فرهنگی به شکلدهی هویت فردی و اجتماعی انسانها میپردازد.
نویسنده در کتاب یادداشتهایی در باب منطق کشف ناخودآگاه جمعی، این ناخودآگاه را با ناخودآگاه فردی مقایسه کرده است. ناخودآگاه فردی به تجارب و احساسات شخصی و فردی مربوط میشود. این احساسات در ناخودآگاه تمام انسانها به طور مشترک وجود دارد. از طرف دیگر در ناخودآگاه جمعی، نمادها، و باورهای اسطورهای یا فرهنگی وجود دارد که با تاثیرگذاری بر رفتار فرد، باعث ایجاد تغییر در رفتارهای گروهی میشود.
مطالب کتاب یادداشتهایی در باب منطق کشف ناخودآگاه جمعی با توضیحاتی دربارهی روشِ انجامِ پژوهشهای لازم برای این اثر و همچنین اعتراضهایی به دانشوران و متخصصان مطالعات فرهنگی، آغاز میشود. در ادامه، پنج یادداشت دربارهی مفهوم ناخودآگاه جمعی در این اثر گنجانده شده است. در یادداشت نخست، نویسنده از هجی کردن هرمنوتیک زندگی، سخن رانده است. منظور از هرمنوتیک زندگی، فرایند تفسیر و درک تجربههای انسانی است. این فرایند به افراد برای کشف معنای نهفتهی زندگی خود، کمک میکند.
نویسنده در دومین یادداشت کتاب به تفسیر جهان پرداخته است. مطالبی نظیر کدام جهان را باید تغییر داد، جهانِ پدیدار گونهی ما، تفسیر جهان زندگی، اصلاح یا تغییر نظام اجتماعی و در باب تغییر جهان، در این یادداشت مطرح شدهاند. گذار از علوم سیاسی به هرمنوتیک سیاسی، سومین یادداشت کتاب بهحساب میآید. هرمنوتیک سیاسی به فرایند تفسیر و تحلیل مفاهیم، نشانهها و رویدادهای سیاسی از منظر تاریخی و اجتماعی اشاره دارد. این رویکرد به دنبال درک عمیقتر و نقد ساختارهای قدرت، ایدئولوژیها و روابط سیاسی است تا معناهای پنهان و اثرات آنها بر جامعه را روشن کند. مطالب کتاب حاضر با یادداشتهایی در باب ایرانیتِ ایرانیان و تاملی در نمودهای از خودبیگانگیِ ژرف ایرانیان، خاتمه پیدا میکند.
کتاب یادداشتهایی در باب منطق کشف ناخودآگاه جمعی را انتشارات اریش، چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب یادداشتهایی در باب منطق کشف ناخودآگاه جمعی برای چه کسانی مناسب است؟
تمامی علاقهمندان به جامعهشناسی و روانشناسی مخاطبهای این کتاب بهحساب میآیند. مطالعهی این اثر برای افرادی که به دنبال منبعی برای تحلیل فرهنگی و تاثیرات ناخودآگاه جمعی بر رفتار اجتماعی و فردی میگردند، نیز سودمند به نظر میرسد.
در بخشی از کتاب یادداشتهایی در باب منطق کشف ناخودآگاه جمعی میخوانیم
راز کشف جهان انسانی مطالعۀ تجربههای زیسته است. منظور از تجربۀ زیسته تجربۀ درونی افراد است. پیششرایط ظهور هر پدیدۀ انسانی تجربههای زیسته هستند. پس اگر قرار است دانشمندان علوم انسانی از فضای انتزاعی بیرون آمده و جهان فرهنگیتاریخی را مطالعه کنند، میبایست از تجربههای زیسته بیاغازند.
در جهان انسانی و مشخصاً زمانی که به مطالعۀ تجربههای زیسته میپردازیم، درمییابیم میان مؤلفههای هر تجربۀ زیسته رابطهای ضروری و واقعی برقرار است، لذا به فرضیهها نیازی نیست. روابط ضروری میان مؤلفهها در تجربههای زیسته خود را در هنگام مطالعه بر ما تحمیل میکنند. دقیقاً این مشخصۀ واقعی بودنشان است، اما وقتی محقق میکوشد رابطۀ دو یا چند مؤلفه را از پیش خود بیافریند و خلق کند، در همان لحظه مشغول احداث جهانی غیر تاریخی، غیرواقعی، توهّمی و پوچ است؛ بهطور مثال دربارۀ رابطۀ حسّ قدرتطلبی و احساس حقارت تصور کنید که محقق بهجای دسترسی به تجربۀ زیسته، از پیش خود به خلق روابط میان این دو مؤلفه بپردازد. همین وضعیت را مقایسه کنید با حالتی که دانشمند علوم انسانی با دسترسی به تجربههای زیسته، رابطۀ این دو مؤلفه را دنبال کند.
در وضعیت دوم مؤلفهها و کیفیت روابط میان آنها خودش را بر محقق تحمیل میکند، و این یعنی او واقعاً به یک کشف رسیده است و چیزی از پیشِ خود نیافریده و به مصنوعیسازی و یا به تعبیر نیچه «مومیاییسازی جهان انسانی» نمیپردازد. پس فصل پژوهشهای غیر تاریخی و تاریخی در آن است که در پژوهشهای تاریخی دانشمند علوم انسانی با دسترسی بر تجربههای زیسته، روابط ضروری میان مؤلفهها را کشف میکند، اما در پژوهشهای غیرتاریخی روابط ضروری میان مؤلفهها ساخته میشود، لذا نوعی فریب و دروغ است که منجر به بیگانگی با جهان انسانی و زندگی میشود.
بله


















